AzinGhorbani's Reading List
19 stories
Imperfect Canvas   𔘏 Woosan  𔘏 by mococo8343
mococo8343
  • WpView
    Reads 5,885
  • WpVote
    Votes 722
  • WpPart
    Parts 32
وویونگ، نقاشی که به دنبال تاییده، از نقدهای تند سان، منتقد حرفه‌ای با یه شخصیت سرد و جدی که پشت ظاهر محکمش احساسات پیچیده‌ای پنهون کرده. زمانی که اونا توی یه نمایشگاه با هم روبرو میشن، دشمنی‌شون به چیزی پیچیده‌تر از یه رقابت تبدیل میشه. آپ : سه شنبه و پنج شنبه
Sit In front Of me For sixty Days | Ateez  by RoziDabiri
RoziDabiri
  • WpView
    Reads 20,269
  • WpVote
    Votes 2,049
  • WpPart
    Parts 33
" کامل شده" شصت روز جلوی من بشین خلاصه: با برخورد نور به صورت گچی شده و به خواب رفته اش آروم لای چشمانش رو باز کرد. دستش رو جلوی صورتش آورد و سرش رو از روی میز کارش بلند کرد و به اطرافش نگاه کرد. با دیدن اینکه دوباره توی کارگاهش خوابش برده و به خونه نرفته پوفی کشید، کش و قوصی به بدنش داد و از جاش بلند شد. به مجسمه نیمه کاره روبه روش که یک چهره بود خیره شد. _تو یه چیزی کم داری...کی قراره کامل و بی نقص بشی؟! ژانر:عاشقانه، مدرسه ای، اسمات، ملودرام کاپل: ووسان، یونگی، سونگسانگ چنل تلگرام برای دانلود پی دی اف فیکشن هایی که نوشتم 👇🏼 آیدی چنل تلگرام: MyStory_RD آیدی پیج اینستا: YourVoiceSKZ
Cloudy Weather by fao_oti
fao_oti
  • WpView
    Reads 3,683
  • WpVote
    Votes 877
  • WpPart
    Parts 21
ژانر : فانتزی، رمنس،تاریخی کاپل: ووسان خلاصه : سان با تلگراف قدیمی پدربزرگش نامه‌ای برای وداع با اون می نویسه ولی نامه به دست وویونگ تو دهه هشتاد می رسه چون تلگراف جزئی از چهار وسیله ای که قابلیتِ شکاف ایجاد کردن تو زمان رو داره، سان و وویونگ با این اتفاق تصادفی هم رو ملاقات کردن ولی کم کم می فهمن گذشته و هویتشون فرا تر از انسان های عادی و اسرار مخفی زندگیشون رو پا به پای هم کشف می‌کنند.
Myn siel "Woosan" ver. by Avocadw
Avocadw
  • WpView
    Reads 5,348
  • WpVote
    Votes 766
  • WpPart
    Parts 9
Myn siel [ Mini Fic ] • Writer: Roe • Couple: Woosan • Genre: Romance, Smut, Crime +تاحالا نشد ازت بپرسم، ولی چرا Myn siel ؟ -چون دوست داشتنت برام مثل نفس کشیدنه، هیچوقت نمیتونم ازش دست بردارم. Start ~ 2022.11.01
هم خونه ها  by user20576447
user20576447
  • WpView
    Reads 5,064
  • WpVote
    Votes 549
  • WpPart
    Parts 31
کامل شده هم خونه ها 🏠 کاپل : سونگجونگ ، ووسان ، یونگی ، جونگسانگ ژانر : رمنس از خستگی داشت هلاک میشد، چشماش میسوختن از بس خوابش میومد، ساعت از نیمه شبم گذشته بود و هنوز دوستای سان مشغول خوردن و نوشیدن بودن. سونگهوا به سان نزدیک شد، پسر جوان حسابی مست بود، بطری که داشت به سمت دهنش می‌برد و از دستش گرفت :بسه دیگه من میخوام برم خونه... پاشو ببرمت میدونی اجوشی چند بار تماس گرفته... سان مثل بچه ها شروع کرد به اعتراض کردن :نمیخوام... میخوام بخورم بده به من اون بطری... بطری رو از دست سونگهوا گرفت و بازم شروع کرد به خوردن :سان بس کن وگرنه به پدرت زنگ میزنم. سان سرشو کمی جلو برد و با چشمایی مست که به زور بازشون نگه داشته بود گفت :آپا... خو... خونه... نیست...
I'm The MFKIN' DEVIL (Yungi | Woosan) by SanShineAfterRain
SanShineAfterRain
  • WpView
    Reads 9,830
  • WpVote
    Votes 1,694
  • WpPart
    Parts 17
جونگ یونهو رئیس مافیا شده بود که انتقامشو بگیره و نمیزاشت هیچکس جلوشو بگیره. نه رئیس یه کِلَن مافیای دیگه مثل خودش!!نه اون سونگ مینگیِ لعنتی که فقط بلد بود پاشو بین پاهاش بزاره و با گذاشتن لباش روی لبای یونهو اونو خفه کنه!! مینگی نمیتونست نظر یونهو رو عوض کنه..نه تا مثل سان بهش پیشنهادی مثل کشتنش رو نمیداد! ولی یونهو هیچوقت نمیدونست مینگی به دنبال بهتر کردن اون نبود..بلکه به دنبال چشماش بود.چشمایی که فقط میخواست نگاهشون به اون باشه! Ateez - Yungi , Woosan
talk to me by san_thats_me
san_thats_me
  • WpView
    Reads 482,856
  • WpVote
    Votes 54,182
  • WpPart
    Parts 144
[تمام شده✅] جئون جونگ کوک عکاسی که درست یک ساله عاشق مدلی که جدیدا حسابی درخشیده کیم تهیونگ ملقب به وی شده... +شرط استخدامش بالای ۳۰ سال بودنه...ولی من هنوز ۲۴ سالمههههه... 🐾🐾🐾🐾🐾🐾🐾 جونگ وویونگ پسری تنها که دوست و ادیتور جونگ کوکه و تاحالا چند بار به اصرار کوک به مدیر برنامه ی تهیونگ...چوی سان ایمیل درخواست استخدام داده... 🐾🐾🐾🐾🐾🐾🐾 ×هی این ادم دیو‌ونس؟ +چرا؟ ×ببین چه شرط جدید مسخره ای گذاشته... +چی؟ ×میگه باید عکاسم لال باشه... ❤❤❤❤❤ سلام سان هستم نام فیک💬بامن حرف بزن🗨 ژانر:درام😄اسمات🤤رمنس😍امپرگ👼🏻 کاپل:🐯ویکوک🐰ووسان☔
جرعت ، حماقت و تلاش نکن!!  by Park_dayji_munsoo00
Park_dayji_munsoo00
  • WpView
    Reads 8,444
  • WpVote
    Votes 1,129
  • WpPart
    Parts 14
ژانر : خشن، مافیا، امپرگ، امگاورس،⚠️ماجراجویی.زیااااد⚠️، کمی اسمات، لیتل.⚠️وویونگ لیتله⚠️ کاپل : ووسان، ✨سکرت✨ (*خلاصه داستان : سان ی الفای خون خالصه ک عاشقه مادرشه! ولی ی روز با چشمای خودش مرگ مادرشو توسط پدرش میبینه!! حالا سان خشن.ترین بی اعصاب.ترین زورگوترین و خُشکترین الفای خون خالصه جهانه!! هیچکس.. حتی دوستاش لبخندشو ندیدن!!!... فقط پوزخند!!.... اونا فقط از سان پوزخندای ترسناک و پوزخندای بی اعصاب دیدن! و حالا همه منتظرن تا جفت سان پیداش شه و همه چیز و تغییر بده... حالا چی میشه ک... 2 هفته بعد از پیدا شدن جفت سان... اتفاقاتی بیوفته؟!D: *) (*پدر سان نمرده!! زندس و قصد داره سان و بکشه پایین! ولی نمیدونه سان چ نقشه‌هایی براش داره!😈*) (⚠️توجه کنین ک داستان اسمات کمی داره و اگرم من بخوام اسمات بنویسم +21 سال مینویسمش😁😆⚠️) نویسنده : پارک دایجی لوبین🔮✨
دوران سرکشی  by user20576447
user20576447
  • WpView
    Reads 15,652
  • WpVote
    Votes 2,472
  • WpPart
    Parts 40
کاپل : ووسان ، سونگجونگ ، یوسانگ ژانر : امگاورس کامل شده وویونگ به اطراف نگاه کرد ، امگاها ترسیده با مردمک های لرزون به کسایی نگاه میکردن که مثل گرگ های گرسنه برای دریدن شون چشم دوخته بودن به اونا : زود باش امگا گرگت رو نشون بده . نیشخندی روی لب وویونگ نشست : چرا باید این کار رو بکنم . ابروهای مرد بالا رفت : چون باید مشخص بشه که میتونی به آلفات خدمت کنی یا باید بفرستنت توی کلوپ برای خدمت به بقیه . خشم توی قلب وویونگ شعله کشید : چرا این مراسم برای آلفاها انجام نمیشه ... چرا فکر میکنین فقط امگاها هستن که امکان داره گرگ وجودشون بیرون نزنه . همه ی نگاه ها به سمت وویونگ بود هانی از خشم داشت منفجر میشد ، کم توی نگرانی بود که این امگا داشت اوضاع رو بدتر میکرد ، آقای کانگ پر صدا خندید : تو خیلی جسارت داری امگا ... اما باید بدونی هیچ آلفایی نیست که نقص داشته باشه ، آلفاها قدرتمندن و به راحتی میتونین گرگ شون رو نشون بدن . اینبار این وویونگ بود که خندید ، خنده ای که مثل گلوله توی صورت تموم اون آلفاها کوبیده شد : اما من میشناسم آلفاهایی که گرگی ندارن . آقای کانگ عصبانی شد ، این امگا چطور جرات میکرد به نوع قدرتمند جامعه توهین کنه : گرگت رو نشون بده . دست پسر مشت شد : من چیزی برای نشون دادن ندارم . فک هانی منقبض شد که آقای کانگ رو
یتیم خانه  by user20576447
user20576447
  • WpView
    Reads 24,264
  • WpVote
    Votes 1,528
  • WpPart
    Parts 52
کامل شده یتیم خانه کاپل : ووسان ، سونگجونگ ، یونگی ، جونگسانگ ژانر: BDSM سونگهوا آهی کشید:یه کار کن نتونم بشینم... میخوام تا چند روز وقتی میشینم درد بکشم. فشار دست هونگ جونگ به موهای سونگهوا بیشتر شد :باشه آقای کیم میدونم چیکار کنم. چرخید که صورتش روبه روی صورت هونگ جونگ قرار گرفت، لباشو روی لبای مرد گذاشت و شروع کرد به بوسیدن، لباش آروم روی لبای هونگ جونگ حرکت می‌کرد و موهاش هنوزم توی مشت هونگ جونگ بود :دوستت دارم. هونگ جونگ به خودش اومد، عقب کشید و از سونگهوا کمی فاصله گرفت، نفس نفس میزد... به شدت عصبانی بود... نه از سونگهوا از خودش... هونگ جونگ از خودش عصبانی بود چون داشت لذت می‌برد از این بوسه، دستش بلند شد و با ضرب توی صورت سونگهوا نشست :حالا نشونت میدم. بار دیگه سونگهوا رو به شکم خوابوند، ترکه رو برداشت و بی وقفه شروع کرد به زدنش... ترکه رو محکم روی باسن سونگهوا میزد و باسن کبود پسر رو زخم می‌کرد. این سونگ با لبخند به سان نگاه می‌کرد :میتونم بپرسم که شما وویونگ رو کجا دیدین آقای چوی. سان هیجان زیادی داشت، قرار بود لیتلی رو داشته باشه که همه جوره استایلش بود :از طریق دوست وکیلم... وکیل خانم کیم میس سونگهوا شی. در اتاق باز شد و گیون سوک در حالی که دست وویونگ رو توی دست داشت داخل اتاق شد، سر سان سریع به سم