yuracloudy's Reading List
Истории 2
وقتی رسیدی که شکسته بودم на wangyibooxiao
wangyibooxiao
  • WpView
    Прочтений 52,630
  • WpVote
    Голосов 8,739
  • WpPart
    Частей 104
اون ها پدر و مادر نبودند ابزاری برای شکنجه دادن بودند اون فقط منتظر یک ناجی بود... اون مرد وقتی رسید که پسر شکسته بود
یک عاشقانه تصادفی на fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Прочтений 19,635
  • WpVote
    Голосов 3,288
  • WpPart
    Частей 21
[کامل شده] «پس بیا با هم بدبخت بشیم آقای وانگ!» این حرف رو شیائو جانی زد که می‌خواست مالک جدید واحد ۸ بشه و جای ییبوی مشکل‌ساز رو توی اون مجتمع پر کنه. همون پسر موطلایی‌ای که آرامش همسایه‌ها رو نادیده می‌گرفت و ذره‌ای براش اهمیت نداشت. اما انگار دیگه دوره‌ی پادشاهیش سر اومده بود و باید فکری به‌حال آوارگیش می‌کرد! ولی وانگ ییبو تسلیم نشد و هیچ‌رقمه عقب‌نشینی نکرد، اما در برابر یک عشق تصادفی دیگه نتونست مقاومت کنه... و برنده‌ی این بازی، کسی بجز شیائو جان نبود! کاپل: ییجان (ورس) ژانر: کمدی، روزمره، عاشقانه، اسمات نویسنده: ♧Fatemeh ادیتور: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 تاریخ: ۷ بهمن ۱۴۰۱ جمعه ساعت: ۲:۵۴