2min_hj
- Membaca 54,579
- Vote 6,567
- Bab 36
اون مهربون بود...
جذاب بود...
انگاری توی چشمهاش هزارتا ستاره طلوع کرده بود
و میتونست تمام شبهامو روشن کنه...
حرفهاش شیرین بود
و لبخنداش یه دنیای متفاوت...
درست مثل تیکه ای از بهشت....
من انتخابی به جز عاشق شدن نداشتم....