Larry and ziam 2
108 stories
ilysm [ZIAM] by zAhraXe
zAhraXe
  • WpView
    Reads 74,837
  • WpVote
    Votes 13,816
  • WpPart
    Parts 68
[translation] "خیلی دوست دارم عزیزم" "میدونم و منم دوست دارم.وتورو به حضرت عباس ، برو بخاب ." ■■■■■ فنفیکی از چت های زیام و یکمم بقیه‌ی کاپل ها 4 in Fanfictions
Smut Book by KimiKimiii5
KimiKimiii5
  • WpView
    Reads 257
  • WpVote
    Votes 46
  • WpPart
    Parts 1
اسمات بوکه دیگه! از لری، زری، شاید هم زویی...
Metanoia  by ziamway_
ziamway_
  • WpView
    Reads 3,079
  • WpVote
    Votes 611
  • WpPart
    Parts 21
در تاریک‌ترین نقطه‌ی جهان هستی، جایی که پژواک پلیدی و خنده‌های کریهانه‌ی دیوان و شروران هراس بر دل هر موجود زنده‌ای می‌انداخت، درست همان‌جایی که شیطان ایستاده بود، گل بابونه ای سر از خاک در آورد. Compelete
𝐅𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐖𝐞 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐒𝐞𝐞 | صورت هایی که نمیبینیم by sonyia_directioner
sonyia_directioner
  • WpView
    Reads 677
  • WpVote
    Votes 201
  • WpPart
    Parts 61
*ᴏɴ ɢᴏɪɴɢ ²⁰²⁵- یک آخر هفته. یک کلیسای دورافتاده. دو نفر با ازدواجی رو به سقوط. سفری برفی به در قلب اسکاتلند، آخرین شانس آن‌ها برای نجات رابطه است. نامه‌هایی که هرگز خوانده نشدند، چهره‌هایی که هرگز شناخته نشدند، و قلبی که سال‌هاست دروغ می‌گوید. لویی و جیک برای نجات زندگی‌شان آمده‌اند، اما اینجا کسی برای مرگ آن‌ها بازی راه انداخته. برنده همه‌چیز را می‌برد-و بازنده شاید حتی جانش را. ᯽ʟᴏɴɢ ғғ ᯽ʟᴀʀʀʏ sʏʟɪɴsᴏɴ ᯽ᴍʏsʀᴇʀʏ, ᴍᴜʀᴅᴇʀ, ᴅʀᴀᴍᴀ, ʙʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ ᯽ʙʏ: «sᴏɴʏɪᴀ»
دَریایِ خَسته‌یِ خَسته by Sonyiasbackup
Sonyiasbackup
  • WpView
    Reads 3,345
  • WpVote
    Votes 458
  • WpPart
    Parts 13
تو مهمونسرایی که لویی مسئولش هست؛ سر و کله ی یک مهمان مرموز با کول باری از اسرار پیدا میشود. و لویی او رو به انزوایی که با سگش تقسیم کرده راه میدهد. " sama_rshdi نقاشی از سما رشیدی"
Tangled Up In You(L.S) by I_SHIP_OOPS_AND_HI
I_SHIP_OOPS_AND_HI
  • WpView
    Reads 88,549
  • WpVote
    Votes 8,109
  • WpPart
    Parts 20
وقتی کسی که فکرشو نمیکردی زندگیتو به بهترین شکل ممکن زیر و رو میکنه :) Cover by : @itsCipher
Larry Smut Book by orainberry
orainberry
  • WpView
    Reads 194
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 1
سلام به همگی! اینجانب رین‌بری، در این بوک با ترجمه‌ی مجموعه و گلچینی از اسمات‌ها و وانشات‌های کوتاه لری استایلینسون در خدمت شما هستم. همچنین برای دسترسی به وانشات‌های نوشتهٔ خودم می‌تونید به چنل @sta28tion در تلگرام سر بزنید. قطار در ایستگاه بیست‌وهشتم، با عشق، رین‌بری.
fire of silence«حریق سکوت» by Tiyyamm
Tiyyamm
  • WpView
    Reads 2,325
  • WpVote
    Votes 319
  • WpPart
    Parts 16
در جایی میان زمان و ابدیت، آتشی قدیمی هنوز زبانه می‌کشد. آتشی که روزی دانش را می‌سوزاند، و امروز نادانی را طعمه می‌گیرد. سه نشان بر زمین مانده: یک گردنبند شکسته، ساعتی که زمان را وارونه می‌شمارد، و آینه‌ای که فقط حقیقت را نشان می‌دهد. سه مسافر این راه تاریک یکی که گذشته را با خود می‌کشد، دیگری که آینده را می‌شناسد، و سومی که حال را به آتش می‌کشد. آیا می‌توانی صدای فریاد را در میان شعله‌ها بشنوی؟ یا شاید... این قلب توست که برای آخرین بار می‌تپد؟ #larry #ziyam #Distilled
1970 by dibahs
dibahs
  • WpView
    Reads 142,500
  • WpVote
    Votes 15,893
  • WpPart
    Parts 74
داستان ها هرگز به پایان نمی رسند راوی معمولاً صدایش را در نقطه ای جذاب و هنرمندانه قطع می کند کلاً همه اش همین است . - جی دی سلینجر Harry Styles Fan Fiction Copyright © 2015 /2017 dibahs
Driver  by loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Reads 19,355
  • WpVote
    Votes 4,947
  • WpPart
    Parts 23
#larry💚💙 #ziam💛❤ ❌COMPLET❌ ژانر :اجتماعی خونه ی من تو خیابون پنجم ویلسونه , همون خونه خرابه هایی که به سختی چند طبقه رو روی هم تحمل میکنن گاهی قبل اینکه سوار ماشین بشم و برم سر کارم به ترک های ریز و درشتش نگاه میکنم و با خودم میگم :اگه تو اینجوری شدی , پس چه بلایی سر من اومده ?