Suga58983's Reading List
180 stories
𝗣𝗹𝗮𝘆 𝗠𝘆 𝗦𝘆𝗺𝗽𝗵𝗼𝗻𝘆 | Sope by nanauo
nanauo
  • WpView
    Reads 4,335
  • WpVote
    Votes 594
  • WpPart
    Parts 5
خلاصه ای از فیک: جانگ هوسوک مهماندار هتلی در سئول که با وارد شدن مسافری به ظاهر بی اعصاب و بد اخلاق اون رو غافلگیر میکنه و... فلاف ، کمدی ، عاشقانه ، اسمات قسمتی از فیک: +سمفونی من رو بزن پیکولو ! _سمفونی تو چیه ؟ +ناله هات . کاپل اصلی: "سپ" کاپل فرعی: "ویکوک"
𝐓𝐡𝐞 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐖𝐞 𝐌𝐞𝐭 by ElbyEllie
ElbyEllie
  • WpView
    Reads 2,416
  • WpVote
    Votes 157
  • WpPart
    Parts 4
'عشق کثیفه، سکس هم همینطور و جیمین عاشق سکس بود.' این سه شاتی شامل صحنه‌‌های باز اسمات میشه، پس اگه زیر سن قانونی هستید، بهتون پیشنهاد میکنم این داستان رو نخونید. Couples: Sopemin (Threesome) - Yoonmin - Hopegi Genres: Smut, threesome, Drama, action توجه: داستان این کتاب کاملا ساخت ذهن نویسنده‌ست و هیچکدوم از اتفاق‌ها و شخصیت‌ها ربطی به زندگی واقعی اشخاص ندارن.
𝐁𝐞𝐭𝐫𝐚𝐲𝐞𝐫𖥷🕊 by PurpleBTS_FF
PurpleBTS_FF
  • WpView
    Reads 697
  • WpVote
    Votes 96
  • WpPart
    Parts 1
⟢ 𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕◞ °° با فرود اومدن قطعه ای چوب به روی تن دختر، نگاه هر دو به اون قسمت دوخته شد. با به وجود اومدن سیلی از اشک ها بر روی صورت درخشان پسر کوچیکتر، ابروهاش بالا پرید و به آرومی پرسید. "عاشقش بودی؟" هوسوک با چشم های پوشیده شده از لایه ای اشک به چهره محو یونگی زل زد. " نمیدونم..." پسر بزرگتر با شنیدن جواب تکراری هوسوک، پوزخندی زد و از بین دندون های کلید شده اش غرید: " من چی؟"... ⇝ 𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝐁𝐞𝐭𝐫𝐚𝐲𝐞𝐫𖥷🕊 ⇝ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : Sope ⇝ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Angst-Drama-Romance-Smut🔞𖨯 ⇝ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : Bahar
Pinky  by nayoong_i
nayoong_i
  • WpView
    Reads 274
  • WpVote
    Votes 36
  • WpPart
    Parts 8
اگه فکر کردی این یه فیکشن کلیشه‌ای با دخترای ناز و لحظات عاشقانه‌ی لطیفه، سخت در اشتباهی! اینجا دنیای یونجیـه، دختری که زندگی‌ش یه ترکیب عجیب از لحظات مسخره، خنده‌دار، و گاهی غیرقابل تحمله. یه جمع از دوستایی که هرکدوم یه جور خاص دیوونه‌ن، یه سری اتفاقاتی که هیچ منطقی توشون نیست، و کلی موقعیت که باعث می‌شه یا از ته دل بخندی، یا با خودت بگی: "اینا واقعاً چجوری زنده‌موندن؟" اگه آماده‌ای که وارد یه دنیای پر از خراب‌کاری، شوخی‌های عجیب، دوستایی که نصف مواقع اعصاب خوردکنن ولی بدونشون هم نمی‌تونی زندگی کنی، و لحظاتی که مستقیماً از دل زندگی واقعی بیرون کشیده شدن، پس بیا ببین پینکی چجوری یه دنیای صورتی رو به یه دنیای کاملاً نامتعارف و خنده‌دار تبدیل می‌کنه!
To Find You by Zizi055
Zizi055
  • WpView
    Reads 4,751
  • WpVote
    Votes 666
  • WpPart
    Parts 20
یونگی هیچوقت فکر نمیکرد که با یک اعتراف اشتباهی زندگی مزخرفش به یک زندگی مزخرف‌تر تبدیل بشه! البته اگه کلکل های بین خودش و جئون جونگکوک رو فاکتور بگیریم. ...تازه وارد عاشق جئون جونگکوکه "پسر محبوب مدرسه اون رو جلوی همه رد کرد"
It Was All Just A Game [Persian] by Piscerabi
Piscerabi
  • WpView
    Reads 95,118
  • WpVote
    Votes 10,503
  • WpPart
    Parts 48
"کاش تنها نقطه ضعف نقشه ام رو پیش بینی می کردم. نقشه ای که باعث شد کاملا شیفتت بشم." تا اطلاع ثانوی اپ نمیشه~ Credit to the author: @Write_me227 This is the Persian edition of "It was all just a game" and I'm only translating this masterpiece! "فقط ترجمه میکنم و صاحب این بوک نیستم."
The Boy who wears a skirt  🔗 by elmirabv8
elmirabv8
  • WpView
    Reads 6,359
  • WpVote
    Votes 907
  • WpPart
    Parts 5
" من عاشق پسری شدم که دامن میپوشید و چیزی از دخترها کم نداشت " ᯓ Gᴇɴʀᴇs ⤷ Romance ⤷ Smut ⤷ OmegaVerse ⤷ Drama ⤷ imaginary ⤷ Fantasy ᯓ Cᴏᴜᴘ: ⤷ MinV ᯓ Wʀɪᴛᴇʀ: ElmiraBV
The Return of a Love by yalda2088
yalda2088
  • WpView
    Reads 39
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 2
° •The return of a love•° { بازگشت یک عشق } داخل تلگرام اپ نمیشه و من از اون چنل در اومدم شما هم لفت بدید ^^خلاصه داستان^^: جیمین اشراف زاده ای که برای ادامه نسل خانواده اش باید ازدواج کند عاشق برادر همسرش میشود. اما در سال 1998 همجنسگرا بودن یک جرم بزرگ بود، و حکمشم اعدام بود... ولی در یک تناسخ اونها به هم برمیگردند جیمین خواننده ای معروف و یونگی به عنوان اهنگ ساز جدیدش، با چشمانی آشنا.... ☆ژانر☆: درام، گی، انگست، تناسخ کاپل اصلی: یونمین"" کاپل فرعی: تهکوک
Reincarnation |  تناسخ by MyViolet_AiHua
MyViolet_AiHua
  • WpView
    Reads 156
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 4
فرمانده : اگه من بمیرم چی کار می کنی؛ امپراطور؟ _توی زندگی بعدی پیدات می کنم ~ تناسخی متفاوت ! داستان عشق دو آلفا ! #سوئیچ 😏 #سلطنتی #آلفاxآلفا #ماورا الطبیعه
تناسخ شرور  by Da7517
Da7517
  • WpView
    Reads 403
  • WpVote
    Votes 116
  • WpPart
    Parts 30
چپتر00؛«بیداری»_باران بی‌امان توی خیابون‌های خاکستری می‌ریخت. ماریا دیویس، بیست‌وپنج ساله، زیر چتر شکسته‌ش با عجله می‌دوید. موهاش ژولیده بود، لباس کار ساده‌ش خیس و پاره، و چشاش از خستگی می‌سوخت. همیشه همین بود-برو، کار کن، برای بقیه زندگی کن. خانوادش حتی بهش نگاه هم نمی‌کردن، مگر اینکه قربانیش کنن برای خواهرش. سال‌ها درس خونده بود، کار کرده بود، تا اون نیازی به زحمت نکشه. اما امشب... همه‌چیز عوض شد.ناگهان، نور شدید چراغ ماشین چشمهاش رو کور کرد. صدا: SCREECH! BANG! بدنش بی‌حس شد. توی تاریکی، فکر کرد تموم شده. اما یه صدای عجیب، مثل نجوای باد، توی گوشش پیچید: «دوست داری زندگی کنی؟»قلبش تندتر زد. نمی‌خواست این‌جوری تسلیم بشه. با تمام وجود فریاد زد: «آره! بذار زندگی کنم! قول می‌دم این بار برای خودم باشم!»نور سفید همه‌چیز رو فرا گرفت. وقتی چشمهاش رو باز کرد، دیگه ماریا نبود. توی آینه، چهره‌ی الینا بلک‌وود-شرور داستانی که تازه خونده بود-بهش زل زد: موهای نقره‌ای درخشان، لباس اشرافی پر زرق‌و‌برق، و چشمانی پر از غرور. اتاق مجلل دورش می‌چرخید. با وحشت داد زد: «اینجا چه خبره؟!!!»و سکوت... فقط سکوت. زندگی جدیدش، توی بدن یه شرور، شروع شده بود.