HastiSoleimani's Reading List
2 stories
Symphony | Vkook | COMPLETED  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 160,143
  • WpVote
    Votes 17,915
  • WpPart
    Parts 19
خلاصه: جئون جونگکوک پسری که توی زندگیش از هیچی راضی نبوده. و تنها پناهگاهش کافه ی صمیمی ترین دوستشه...اما چی میشه اگه یه شب بارونی درست وقتی فکر میکنه بدبخت تر از خودش وجود نداره، پسری با چترقرمز وارد کافه بشه، پسری که راه درازی رو از آمریکا تا سئول اومده تا رابطه ی از دست رفته اش با دوست پسرش رو نجات بده... و چی میشه اگه سرنوشتش به جونگکوک، پسر بی هدفی گره بخوره، که قراره زندگیش رو دستخوش تغییرات خاص خودش بکنه؟... ............ _یادته میگفتی اگه واقعا عاشق یه نفر باشی و از دستش بدي، همه جا صداشو میشنوي؟ _من بهت گفتم دوستت ندارم، من عاشقت نیستم مگه نه؟ پس میشه یه کاري کنی دیگه صداتو نشنوم؟ صداي خنده هات توي خونه دیوونم میکنه، حتی وقتی نیستی. Symphony writer: Quake ⚡ Couple : Vkook Sub Couple: Hopemin genre: Romance, Comedy, Dram, Smut
STAR ( Season 2) | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 189,086
  • WpVote
    Votes 24,585
  • WpPart
    Parts 35
When A Star Disappears وقتی ستاره ای ناپدید میشود (فصل دوم) -تمام شده- قسمتی از فیک: - میدونی اولین بوسه ی دنیا چطوری شکل گرفت؟ جونگکوک نگاه خمارش رو به تهیونگ دوخت و حلقه ی دست هاش رو دور گردن تهیونگ محکم تر کرد: - نه... چطور‌‌... تهیونگ نگاهی به لب های جونگکوک انداخت و بعد زمزمه کرد: - تو زمان های قدیم یک زن و مرد پینه دوز بودن که یک روز مرد وقتی دست هاش بند بود یه تکه نخ رو با لب هاش کند و بعد... به زنش گفت بیا این رو از لب من بردار و وصلش کن! زن هم که دستش سوزن و وصله بود اومد نخ رو برداره دید دستش بنده! به ناچار با لب هاش برداشت... شیرین بود.... خوششون اومد... ادامه دادن...! جونگگوک با شنیدن این داستان خنده ای کرد اما با نزدیک شدن سر تهیونگ خنده روی لب هاش محو شد و آب دهانش رو به سختی قورت داد: - اما... تهیونگ ما دستامون بند نیست... تهیونگ پلکی زد و به چشم های جونگکوک خیره شد: - ولی شاید خوشمون اومد... writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook Genre: Drama. Romance. Smut