Ophelia_moon_uranus
در امپراتوری هاران، پیشگویی جرم نیست اما گفتن سرنوشت خاندان سلطنتی، بزرگترین گناهی است که یک پیشگو میتواند مرتکب شود.
وقتی جئون جونگکوک، ولیعهد جوان و وارث تاجوتخت، تنها برای دانستن نام همسر آیندهاش به دیدار مشهورترین پیشگوی سرزمین میرود، تصور میکند پاسخ، فقط یک اسم خواهد بود.
اما کیم تهیونگ در همان لحظهای که دست ولیعهد را لمس میکند، رویای سفیدی را میبیند که فقط یک بار در عمر هر پیشگو رخ میدهد؛ رویایی که از جنگ، خیانت، خون و تاجی شکسته پرده برمیدارد...
و در میان تمام آن آیندهی هولناک، تنها نامی که کنار ولیعهد دیده میشود، نام خودش است.
گفتن آن اسم، پایان زندگی یک پیشگوست.
نگفتنش...
ممکن است پایان یک امپراتوری باشد.
- ophelia
1405/4/25
ایده: wordless97