kookv
87 stories
beauty salon jeon ( سالن زیبایی جئون ) by oohmira_
oohmira_
  • WpView
    Reads 162,088
  • WpVote
    Votes 14,501
  • WpPart
    Parts 26
تهیونگ توی بازی جرعت و حقیقت؛ جرعت رو انتخاب کرد و... -----------------♡ تهیونگ: هی این خیلی درد داره! جونگکوک: لوس نباش زودی دردش تموم میشه... Couple: kookv Genre: Fluff, Comedy, Smut, au, fake chat Part: 22 ~WARNING: Sexual contents 🔞
Midnight Fears ( ترس‌های نیمه‌شب ) by oohmira_
oohmira_
  • WpView
    Reads 6,342
  • WpVote
    Votes 751
  • WpPart
    Parts 33
یه کمپینگ ساده تو دل طبیعت، قراره خاطره‌ساز بشه، اما نه اون‌جوری که تهیونگ و جونگکوک انتظارش رو داشتن! یه صدای عجیب وسط شب، یه چادر لرزون، یه ماشین خراب و کلی اتفاق غیرمنتظره که قراره این دو نفر رو بیشتر از همیشه به هم نزدیک کنه. از ترس‌های نیمه‌شب تا لبخندهای پنهونی کنار آتیش، این سفر یه چیز رو برای همیشه تغییر می‌ده؛ احساساتی که دیگه نمی‌شه نادیده‌شون گرفت. Couple: kookv Genre: Romance, Comedy, Adventure, Fluff, Horror, smut Part: 32 ~WARNING : Sexual content🔞
I Wanna be mature! (Kookv) by fire_girly
fire_girly
  • WpView
    Reads 106,852
  • WpVote
    Votes 12,311
  • WpPart
    Parts 28
بخشی از داستان : وقتی شنا کردنش تموم شد از آب خارج شد و سرشو تکون داد....ولی چیزی که نظر منو جلب کرد همون پایین بود....میدونم همتون فکر میکنین من یه منحرفم که دارم دیدش میزنم....ولی محض رضای فاک اگه همچین مردی با تن خیس و باکسری که حالا به پایین تنش چسبیده جلوتون بود این لطفو در حق چشماتون نمی‌کردین؟ البته که نه! حتما مثل من اونقدر احمق نیستین که جلوی رقیب عشقیتون که از قضا خواهرتونه به پایین‌تنه‌ی نامزدش خیره شین! ولی این دقیقا همون کار فاکی‌ای بود که منِ فاکر کردم! ژانر: اسمات، روزمره کاپل: کوکوی #2 jungkook🌟 #4 کوکوی🌟
i finally found peace! (Kookv) by fire_girly
fire_girly
  • WpView
    Reads 121,723
  • WpVote
    Votes 10,356
  • WpPart
    Parts 32
آقای جئون سعی داره پسرک مظلوم و رنج دیده ای رو که کم کم بهش دل می‌بست به زندگی برگردونه.‌.. مرهمی برای درداش بشه و اعتماد به نفس از دست رفتشو بهش برگردونه...آیا موفق میشه ؟ ⭐ - این امکان نداره...من مثل احمقا به نظر میرسم لطفا نگاه کردن به منو تموم کنین جانگکوک شی! م...من این ل..لباسو ن..نمی‌خوام... -می‌دونی چیه تهیونگ... من فکر میکنم وقتی درباره ی خودت اینجوری حرف میزنی مثل احمقا به نظر میرسی! 💔.❤️.💔❤️.💔.❤️.💔.❤️.💔.❤️.💔.💔.❤️💔.❤️. ژانر: رومنس، انگست ، اسمات کاپل : کوکوی
a man in the darkness(Kookv) by fire_girly
fire_girly
  • WpView
    Reads 113,658
  • WpVote
    Votes 16,384
  • WpPart
    Parts 51
اون تابلو، تصویر نقاشی مردی رو به نمایش گذاشته بود که روی صندلی بزرگی نشسته بود و دستاشو روی دسته‌های اون گذاشته بود... اون مرد...اون فوق‌العاده بود... و تهیونگ اون لحظه داشت به این فکر میکرد که کاش شخصیت داخل اون قاب وجود داشت... 🩸❣️🩸❣️🩸❣️🩸❣️🩸❣️🩸❣️🩸❣️🩸❣️🩸❣️ -ن.. نمی‌خواین دستامو باز کنین ارباب؟ -چرا تحریک شدی؟ خونتو خوردم دوست داشتی؟ منظورم اینه که این یه کینک عجیب نیست؟ ژانر: ماوراء طبیعه، ترسناک، رومنس، اسمات،کمدی کاپل: کوکوی،یونمین
Incomplete wish (KooKV) by lifeisyoulive
lifeisyoulive
  • WpView
    Reads 17,518
  • WpVote
    Votes 1,270
  • WpPart
    Parts 9
: آرزوی ناتمام تهیونگ می‌خواد از همسرش جونگکوک طلاق بگیره چون جونگکوک قراره پدر بشه! : کوکوی : عاشقانه : سداند : پایان یافته
kookv my hero [ Completed ] by alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    Reads 119,549
  • WpVote
    Votes 12,115
  • WpPart
    Parts 24
قهرمان من 🍸 کاپل: کوکوی ، نامجین ژانر: درام ، اکشن ، عاشقانه ، اسمات ، امپرگ اون قهرمان تهیونگ بود تو شبی که فکر نمی‌کرد کسی بتونه نجاتش بده سر راهش سبز شد و امن ترین خونه جهان و بهش داد
After Party by Shjk_jm95
Shjk_jm95
  • WpView
    Reads 18,624
  • WpVote
    Votes 2,981
  • WpPart
    Parts 24
تهیونگ رو مبل لم داد و گفت: این جونگ کوک هم ول نمیکنه آدم و جیمین نگاهی بهش کرد و گفت: یعنی چی ته گفت: یعنی از بعد اون پارتی مدام زنگ میزنه و همه جا بهم پیام میده فلیکس از پشت سر اومد و گفت: خوب باید بگم تنها نیستی ~~~~~~~~~~~~~ کاپل: کوکوی ، هوپمین ، نامجین ، هیونلیکس ژانر: عاشقانه اجتماعی اسمات هپی اند طنز گی
𝗧𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿𝗶𝗻𝗲 𝗿𝗲𝘀𝗰𝘂𝗲 𝗼𝗽𝗲𝗿𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 292,091
  • WpVote
    Votes 50,175
  • WpPart
    Parts 54
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] وقتی که امگای نارنگی مثل همیشه به کتابهاش پناه آورده بود تا شکستی که اخیراً خورده بود رو فراموش کنه، کتابی با اسم و طرحی جالب توجهش رو جلب کرد. زمانی که اون رو خوند متوجه‌ی چیز عجیبی شد؛ اتفاقات و شخصیت های اون کتاب واقعی بودن و حتی خودش هم توی ‌داستان بود! این یه‌جور پیشگویی بود؟ ولی چرا اون باید یه شخصیت شرور باشه؟ یعنی آخرش قراره که به همین سادگی نابود بشه؟ یکی به نارنگی کمک کنه.. · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name:Tangerine rescue operation[عملیات نجات نارنگی] Genre: Omegaverse, Fantasy, Romance, Fun, Maybe a little smut? Couple: Kookv Writer: Luna🌙 ◉Start:1401/06/28 ◉End: 1403/01/16 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسما‌ت‌های مولایی است دوست عزیز🦭