bahar0l0l's Reading List
11 stories
Accursed | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 98,542
  • WpVote
    Votes 11,330
  • WpPart
    Parts 23
خلاصه: جونگ کوک... پسر ۱۸ ساله ای که زندگی فوق العاده ای کنار خانواده اش داره. ولی چی میشه اگر یک روز فایل داستانی رو با اسم‌ خودش پیدا کنه و اون داستان مربوط به گذشته ی افراد مهمی تو زندگیش باشه...؟ "نفرین شده" نویسنده: samar کاپل اصلی: ویکوک ژانر: رمنس، انگست، ارباب‌برده‌ای، معمایی
𝗦𝗵𝗮𝗺𝗲ⱽᵏᵒᵒᵏ ᵃᵘ by imdorin
imdorin
  • WpView
    Reads 228,222
  • WpVote
    Votes 26,603
  • WpPart
    Parts 29
|کامل شده| تهیونگ بخاطر یه شرط با جونگکوک وارد رابطه میشه! البته هیچوقت فکرشم نمیکرد که واقعا عاشقش بشه! چی میشه اگه جونگکوک از اون شرط مسخره باخبر بشه؟ "-تو دوست پسرمی جونگکوک!" "+معلومه! بالاخره تو شرط بسته بودی که دوست پسرت باشم!" 𝐍𝐚𝐦𝐞:𝐬𝐡𝐚𝐦𝐞 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐟𝐚𝐤𝐞 𝐜𝐡𝐚𝐭,𝐬𝐩𝐨𝐫𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤
𝐇𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫 | Vkook by Vkookphoria-9597
Vkookphoria-9597
  • WpView
    Reads 27,540
  • WpVote
    Votes 2,184
  • WpPart
    Parts 9
خلاصه: تهیونگ مافیایی که حسابی عاشق و دل‌بسته جونگ‌کوک می‌شه و همزمان بدترین بازی دنیا رو باهاش راه می‌ندازه! جونگ‌کوک صاحب یه کارگاه چرم‌دوزی که تهیونگ توش ثبت نام می‌کنه و برای محافظت از اون پسر به هرکسی که بتونه آسیب میزنه، حسابی جونگ‌کوک رو میترسونه و بعد از اعتراف به شغل واقعیش، اونو با خودش می‌بره و زندانی می‌کنه و جونگ‌کوک، حالا باید به دنبال راهی برای فرار باشه... ------------- "اگه میخوای از اینجا خلاص شی فقط دهنتو ببند جئون جونگ‌کوک وگرنه خوشحال میشم یه عکس سلفی درحالی که از طناب آویزون و درحال جون دادنی باهات بگیرم." ------------- 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hunter 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: BDSM, Mafia, Romance, Smut 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook
961.78 °C by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 280,883
  • WpVote
    Votes 54,980
  • WpPart
    Parts 32
فصل دوم 'Randy' همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن. اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی هیچ وقت! Made in pain! ________________ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
Unknown Heir (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 404,775
  • WpVote
    Votes 41,835
  • WpPart
    Parts 35
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: Desa🖤
S̷l̷o̷w̷ ̷d̷e̷a̷t̷h̷ ᵥₖₒₒₖ by Moonmjm
Moonmjm
  • WpView
    Reads 151,920
  • WpVote
    Votes 17,872
  • WpPart
    Parts 56
|مرگ تدریجی| کائنات دو تا رئیس مافیا رو کنار هم قرار میده که از قضا کیم تهیونگ آلفای خون خالص پک فکر میکنه که جئون جونگ کوک مسبب تمام بدبختی‌هاشه. طی یه درگیری جونگ کوک ضربه ای به سرش میخوره که باعث میشه حافظش رو از دست بده. جونگ کوک چیزی به یاد نمی‌آورد و حالا تمام گذشته براش اسراری بود که خانوادش اون رو مقصر اتفاقات گذشته میدونستن. اتفاقاتی که جونگ کوک هیچ تصوری ازشون نداشت... ••• دوازده شیطان مخفی پشت پرده... گذشته‌ای که دوباره تکرار شد اما این بار برعکس... اسراری که رفته رفته پرده برداری میشن... کی گرگ یوتا داره؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داستان در کلیشه‌ای ترین شکل ممکن شروع میشه و در ادامه رمزآلودتر میشه و کم کم وجه دارک بودنش رو به شدت به نمایش میذاره، پس صبور باشید عزیزان:) خانوادهٔ هفت نفره‌ای که از هم پاشیده و تیکه‌های گذشته و آینده به هم پیوند خوردن. گذشته‌ای که پر از رمز و رازه و باید ببینیم جونگ کوک چطور قراره از این هزار تو، بیرون بیاد. کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: نامجین و "دو کاپل مخفی" ژانر: رمز آلود، انگست، رمنس، هاناهاکی، مافیا، امگاورس، جنایی 💎 #1 criminal 💎 #1 mystery 💎 #1 hanahaki 💎 #1 mafia 💎 #1 angst 💎 #1 yoongi 💎 #1 jhope 💎 #1 jin 💎 #1 kookie 💎 #1 namjoon 💎 #1 omegavers
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 1,068,756
  • WpVote
    Votes 88,485
  • WpPart
    Parts 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
جهنمی به شکل بهشت by AhuraTaheri7
AhuraTaheri7
  • WpView
    Reads 2,181
  • WpVote
    Votes 336
  • WpPart
    Parts 23
کوک یه مرد ارتشی که به دست گروه مرگ افتاده حالا نامزد او نامجون که فرمانده ارتش است خود را به هر دری میزند تا اورا از دست وی نجات دهد وی اورا به یک رقابت دعوت میکند و ... ب꯭خ꯭ش꯭ی ꯭ا꯭ز ꯭د꯭ا꯭꯭س꯭ت꯭ا꯭ن꯭: بیا اینجا جونگکوک... جونگکوک بدون هیچ حرفی همان جا ایستاد . وی گفت :این زن ها رو میبینی؟ برای نجات جونشون دارن اینطور تلاش میکنن و به شوهر هاشون خیانت میکنن ... ادما رو میبینی؟ !من دارم دنیا رو از این کثافتا پاک میکنم. وی با اسلحه ای که در دست داشت به زنی که روی بدنش بود شلیک کرد .بدن بی جان زن را روی زمین انداخت .اسلحه اش را به سمت زن دیگری گرفت :گفتم بیا جلو جونگکوک! با ترس به تخت نزدیک شد .وی عرق روی پیشانی اش را پاک کرد : حالا لباساتو دربیار جونگکوک با تعجب گفت :چی؟؟ وی به زن شلیک کرد :هر دقیقه ای که تلف کنی یکیشون میمیره جونگکوک. جونگکوک با تعجب به جنازه ی زن خیره موند :تو دیوونه ای! -اره عزیزم ... تو منو خوب میشناسی ---------------------------------------------------------------------------------- ژانر « درام ٫ عاشقانه ٫ پلیسی ٫ اسمات » شخصیت ها [ تهیونگ ٫ جونگکوک ٫ نامجون ٫ جین ٫ جیمین ٫ یونگی ٫ ییبو ٫ ژان ] کاپل اصلی«ویکوک» کاپل فرعی«یونمین،ییژان،نامجین» نویسنده : ahoora
ຯChernobyl | Vkookᵃᵘ by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 13,614
  • WpVote
    Votes 1,893
  • WpPart
    Parts 37
❅Summary: داستان عاشقانه و متفاوتی در سال ۲۰۸۶ میلادی، پروفسور تهیونگ کیم و تیم تحقیقاتیش به سرزمین گمشده‌ای سفر می‌کنن، سفری که باعث تغییرات زیادی در زندگی اونها خواهد شد. ••→ _ تو سال ۲‌۰۸‌۷، تو این نقطه از تاریخ دیگه انسانیت و اخلاق به درد آدمها نمی‌خوره... الان آدمها می‌دون تا از حقیقتا فرار کنن، می‌جنگن تا زنده بمونن، تا آخرالزمان اون‌هارو داخل خودش نکشه! اینجا دیگه انسانیت جواب نمی‌ده پروفسور کیم! لبخند تلخی زد و نگاهش رو از چشمان سبز رنگ مرد رو به روش گرفت: _واسه من مهم نیست چه اتفاقاتی داره میفته، من به دویدن ادامه دادم تا انسانیت درونم زنده بمونه، من می‌جنگم تا اونو نجات بدم، شما درک نمی‌کنید، نمی‌فهمید آخرالزمان من وقتی اتفاق می‌افته که چشمهای اون رو غمدار ببینم... این عقیده‌ی همه‌ی سیاست مدار هاست؟؟ متاسفم قربان، آخرالزمان نابودی زمین و انفجار خورشید نیست، آخرالزمان وقتیه که امید مردمِ دنیا رو نابود کرده باشید!!! ☢: داستان این آیو با فاجعه‌ی چرنوبیل رابطه مستقیمی نداره و دوره زمانیش به صدسال پس از اون واقعه برمی‌گرده و فضای متفاوتی با باقی داستان ها داره. وضعیت: درحال آپ. Couples: Vkook, Hopemin. Genre: Sci-Fi, Romance, Thriller, angst, Smut 🔞 Wr: Vante 3.#Thriller