byshay
"سکوت مرداب"
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Hyunlix
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Mystery, Crime, Psychological, Thriller, Neo-Noir, Angst
مرد قانون، در برابر "عدالت مرگ" زانو میزند و تصمیم میگیرد حقیقت را قربانی کند تا بازماندگان در جهنم خصوصیشان بپوسند.
𝁵
ماشین با صدای نالهی فلز، آرام آرام از قبر گلیاش جدا شد. آب کثیف و لجن از میان درزهای درها بیرون میریخت، انگار داشت خون سیاه گریه میکرد.
جلوتر رفت و بوی مرگ به صورتش کوبیده شد. ناخودآگاه قدمی به عقب برداشت و دستش را جلوی دهانش گرفت تا بالا نیاورد. داخل صندوق، چیزی جز گل و لای و لجن نبود... و درخشش چیزی که دنیای اطرافش را تار کرد. صدای باران محو شد و تنها چیزی که میشنید، صدای ضربان قلب خودش بود
که مثل طبل در گوشش میکوبید.
"اون برگشته... خدای من... ما چه غلطی کردیم؟"
𝁵
- من اون شب یه قاتل نساختم آقای دادستان. من یه قربانی رو آزاد کردم.
+ تو یه مریضی...
- شاید... ولی من هنوز زندهام. بقیه هم زندهان.
آپ: چهارشنبهها