itmeGin
- Reads 9,483
- Votes 1,032
- Parts 11
هیونجین و فلیکس خیلی وقت بود داستانشون تموم شده بود، بیش از شیش ماه میشد جدا از هم زندگی میکردن و از هرگونه دیداری باهم فرار میکردن.
اما هیچکدوم انتظار نداشتن بخاطر امنیت دخترشون مجبور به برگشتن زیر یک سقف بشن. و حالا مشکلی بزرگتر از دعواها و کینهای که از هم داشتن، وجود داشت.
کی داشت با جون دخترخوندشون تهدیدشون میکرد؟
-" بهت برنمیگردم. آدم احمق نیست به درد برگرده"
-" ولی تو دقیقا همون احمقی. تو عاشق درد کشیدنی تا حس زنده بودن کنی، لی فلیکس."
-" پس تو زنده نبودنی هوانگ."
ژانر: جنایی/ معمایی، عاشقانه، انمیز تو لاورز، اسمات،
کاپل: هیونلیکس، مینسونگ