kokoo32's Reading List
37 قصة
Desiree | Vkook | Completed بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 1,790,592
  • WpVote
    صوت 131,535
  • WpPart
    فصول 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐖𝐢𝐝𝐨𝐰 𝟐 بقلم Mika_skzz
Mika_skzz
  • WpView
    مقروء 1,106
  • WpVote
    صوت 174
  • WpPart
    فصول 4
🕷بیوه‌ی سیاه🕷 موجودی که حتی کائنات رو هم به ستوه اورده!! اما عنکبوت مو قرمز داستان در برابر یک پسر ناتوانه... در برابر لوتوس! •••••••• " لعنت... هیون وحشی نشو! " حالا نوبت هیونجین بود که پوزخند بزنه و توجهی نکنه. روی تن خم‌شده‌ی فلیکس خم شد و دم گوشش با صدای آرومی زمزمه کرد: " خودت خواستی... حالا هم اونی که اون پایین واست بیدار شده رو هندلش کن! " •••••••• کاپل ↫ مینسونگ، هیونلیکس ژانرها↫جنایی، رازآلود، رومنس، فولللللل اسمات🔞 ********* ❗هشدار❗ بیس فیک بر پایه‌ی س*ک*س بنا شده و پارت‌های زیادی اسمات خواهد داشت پس به کودکان و افراد بی‌جنبه پیشنهاد میکنم خیلی شیک، بوک رو ببندن و به هیچ عنوان واردش نشن!!!! با تشکر میکا ~~~~~~
Little Do You Know  بقلم you_are_my_PurpleSky
you_are_my_PurpleSky
  • WpView
    مقروء 1,072
  • WpVote
    صوت 203
  • WpPart
    فصول 2
جیسونگ فقط از همه چی خسته شده بود... couple: minsung genre: angst
Eros | Hyunlix بقلم jeongislove
jeongislove
  • WpView
    مقروء 226,275
  • WpVote
    صوت 9,751
  • WpPart
    فصول 30
"Beauty is within the eye of the beholder. What a shame... if only you could see." [SKZ HYUNJIN, FELIX, 18+, AU] -please note that everything in this story is just a mere fiction and has nothing to do with real life -if this has any relations to you or someone you know it will be a coincidence, nothing more -This ff contains strong language, violent subject matter, smut scenes so read at your own risk -Main ships : Hyunlix -Side ships : Seungchan | Minsung Highest Ranks #1 on greekmythology (23.07.2022) #2 on Greek (16.08.2022)
Black's Swan (chanho) بقلم __Reenayy__
__Reenayy__
  • WpView
    مقروء 5,512
  • WpVote
    صوت 774
  • WpPart
    فصول 9
[تمام شده.] بنگ چان، هایبرید گربه‌ی مشکی رنگ که صاحب یه استودیوی یوگاست، یه روز وقتی داشت ازسرکار برمیگشت با یه هایبرید گربه‌ی سفید رو به رو میشه که به نظر میرسه به کمک نیاز داره. حالا چی میشه اگه این گربه‌ی سفید لی مینهوی تخس باشه؟ مینهو قراره زندگی چان رو از این رو به اون رو کنه. ............. با حس گرمای آب روی تنش دوباره جیغ کشید. به چان خیره شد و با میو میو و زبون گربه‌ایش شروع به حرف زدن کرد... فحش دادن در واقع. «مرتیکه خراب ولم کن من از آب متنفرم.» چان با شنیدن فحشی که گربه بهش داد چشم‌هاش درشت شد و به موجودی که زیر آب تلاش می‌کرد از دستش فرار کنه نگاه کرد. «هی، ما نباید از این حرف‌ها بزنیم. باعث میشه انرژی دورمون منفی بشه.» Name: Black's Swan Couple: Chanho Genre: Hybrid, Romance, Comedy, Fluff, Minific
+16 أكثر
༒︎𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍'𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏༒︎ (𝑪𝒉𝒂𝒏𝒉𝒐) (𝑪𝒉𝒂𝒏𝒈𝒍𝒊𝒙) بقلم Nara_stay
Nara_stay
  • WpView
    مقروء 22,660
  • WpVote
    صوت 4,187
  • WpPart
    فصول 49
ᴅᴠᴇɪʟ's ᴛᴜʀɴ "بدل شیطان" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ᎓ᴄʜᴀɴʜᴏ, ᴄʜᴀɴɢʟɪx ɢᴇɴʀᴇ᎓ᴀɴɢsᴛ, ᴅʀᴀᴍᴀ, ᴄʀɪᴍᴇ, ᴍʏsᴛᴇʀɪᴏᴜs •روز آپ:شنبه ها ༆༄༆༄༆༄༆༄༆༄ ✍︎فلیکس یه دادستان تازه کاره که تو دوران کودکیش به شدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفته و از اون زمان با دیدن هر نوع خشونتی از حال میره، و در این بین مجبوره با یه کالبدشکاف عجیب و غریب و مغروری که اصلا علاقه ای به برقراری ارتباط با افراد دور و برش نداره برای حل کردن پرونده هاش همکاری کنه. از اون طرف مینهو دوست صمیمیه فلیکس قسم خورده هر طور شده از دوستِ عزیزش محافظت کنه. چی میشه اگه مینهو عاشق چان همکار و دوستِ دوران کودکیش بشه که هیچی درباره ی عشق و احساسات نمیدونه؟ ⚖️#1 in minchan ⚖️#1 in banginho ⚖️#1 in changlix ⚖️#1 in bangchan ⚖️#1 in leeminho ⚖️#1 in چانهو ⚖️#1 in چان ⚖️#1 in استری‌کیدز ⚖️#1 in چانگبین ⚖️#1 in اسکیز
The Gate: 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗮𝘄𝗮𝘆 | Hyunlix بقلم Noctsin
Noctsin
  • WpView
    مقروء 13,642
  • WpVote
    صوت 1,136
  • WpPart
    فصول 24
دریچه‌: «جدا شده» پسری که بعد از کشته‌ شدن دوست‌دخترش به شغل سابقش برمی‌گرده و مأمور گردآوری و جاسوسی اطلاعات برای یه شرکت مرموز می‌شه تا انتقامش رو بگیره. در طرف دیگه، پسرِ رئیس شرکت رقیب که دنبال جواب برای معمای قتل مادرشه. در حالی که هر دو در خلسه‌ی فراق به سر می‌برن، دیری نمی‌گذره که می‌فهمن اتفاقات اخیر زندگیشون تیکه‌هایی از یک پازل‌ بوده که همدیگه رو تکمیل و اونا رو وا خواهد داشت تا سؤال کنن: "بهای دونستن حقیقت‌ها چیه؟" * * _"اگه باور داری فقط یه بار اتفاق می‌افته، خوش به حال کسی که تو قراره کلمه‌ی عشق رو متعلق‌ش بدونی" _"خوش به حالت..." * * _"من و تو از یه جا زخمی شدیم، حتی نمی‌دونم می‌تونیم همدیگه رو خوب کنیم یا قراره بیشتر مسموم بشیم؛ ولی تو بی‌رحم‌ترین، همزمان قشنگ‌ترین جنگی می‌شی که من نمی‌تونم پیروزش بشم..." Genre: معمایی- رمنس- اکشن- انگست- ماجراجویی- جنایی- اسمات Couple: Hyunlix - ?
Little Mini, Minsung Oneshot بقلم foroughpmavril
foroughpmavril
  • WpView
    مقروء 778
  • WpVote
    صوت 128
  • WpPart
    فصول 1
"تولدت مبارک، پسر کوچولوی مینهو و صاحب مینی." هان جیسونگ، دانشجوی رشتهٔ دامپزشکیه که عاشق گربه‌هاست. لی مینهو، هم‌اتاقیش، تصمیم می‌گیره روز تولدش راز بزرگی که راجع به خودش از جیسونگ مخفی کرده بود رو برملا کنه و به پسر یک گربه هدیه بده، که جیسونگ نمی‌دونه اون گربه خودشه.
My Fluffy Snowball بقلم Avocadw
Avocadw
  • WpView
    مقروء 28,519
  • WpVote
    صوت 2,755
  • WpPart
    فصول 22
-My Fluffy Snowball •𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: Chanho, Changjin, Jilix, Seungin •𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙, 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛, 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 •W𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Roe ناخواسته فشار دستش رو روی دم پنبه‌ایش بیشتر کرد و لبش رو توی دهنش کشید؛ نمی‌دونست جمله‌اش رو چطور تموم کنه پس سعی کرد مسیر حرف‌هاش رو تغییر بده. لب‌هاش رو به شکل بانمکی جمع کرد و مردد ادامه داد: - مامانم همیشه می‌گه نباید با هایبرید‌های گرگ دوست بشم چون ممکنه گول بخورم و آسیب ببینم. اما خبر نداره که من خودم دل به یه هایبرید گرگ بستم و نمی‌تونم بی‌خیالش شم. سرش رو بالا گرفت و با اعتماد به نفسی که نمی‌دونست از کجا اومده، به چشم‌های چانیش زل زد تا حرفش رو کامل کنه: - من دوستت دارم چانی. خیلی خیلی دوستت دارم. اون‌جوری که مادر و پدرها هم رو دوست دارن، دوستت دارم. می‌شه این‌بار تو گول این هایبرید خرگوش رو بخوری و با سولگی از اون‌کارها نکنی؟