97 stories
Love in nyc by camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Reads 170,834
  • WpVote
    Votes 19,060
  • WpPart
    Parts 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
NITRIC OXIDE  by Webtoon_Vkook
Webtoon_Vkook
  • WpView
    Reads 22,707
  • WpVote
    Votes 1,967
  • WpPart
    Parts 18
➖خـلاصـه: - خسارت و ضرری که زدی رو چطور میخوای جبران کنی؟ با بدنت... با مکث آلفا، دستش روی رون امگا قرار گرفت و تا بین پاهاش کشیده شد. تهیونگ به نرمی لب‌هاش رو روی هم فشار داد و سعی کرد لرزش‌هایی که به‌خاطر اون لمس توی بدنش در حال جریان بودن رو کنترل کنه. - ...یا با ماشینت⁉️ __ ‏"Ti amo..." تهیونگ هوایی که حین بوسه‌هاشون حبس کرده بود رو به آرومی آزاد کرد. سرش رو به پیشونی جونگ‌کوک تکیه داد و نفس عمیقی کشید. قطرات اشک سرکش مژه‌های بلندش رو مرطوب کرده بود. امگا با چشم‌های گرد شده و متجعبش غرق باتلاق سیاه چشم‌های جونگ‌کوکی شد که متقابلا بهش خیره شده بود. حقیقت درست زمانی به صورت تهیونگ سیلی زد که جونگ‌کوک با لبخندی به لب جوابش رو زمزمه کرد: «هیچ چیزی تا ابد موندگار نیست، اما این حرف راجع به عشق ما صدق نمی‌کنه.» ‏"Ti amo" پ.ن: اصطلاح «ti amo» در زبان ایتالیایی یعنی "دوستت دارم" Genre: Omegaverse, Racing, Smut, Criminals, Angst, Action Translaotors: Fatima, Hani OTP: Kookv
OXYGEN║KOOKV by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 424,093
  • WpVote
    Votes 47,990
  • WpPart
    Parts 30
«داستان از روزی شروع شد که دست سرنوشت تهیونگ رو تبدیل به یکی از دارایی‌های اولین و آخرین کراشش کرد....» ❈نام‌اثر: |اُکســیژن| ❈کاپل: کوکویـ / یونمین ❈ژانر: اندکی‌انگست / عاشقانه‌ / ارباب‌برده‌ای / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [کامل‌شده]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕] by Vernious
Vernious
  • WpView
    Reads 195,027
  • WpVote
    Votes 28,958
  • WpPart
    Parts 36
[Completed] 𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢🌱🥭 [koh-mo-reh-bee] (n.) کلمه ای ژاپنیست، به معنای پرتوهایی از خورشید، که از لا به لای برگ درختان عبور میکنند و به زمین میتابند. ∘₊✧──────✧₊∘ کیم تهیونگ، امگای شیرینی که عطر انبه تمام وجودش رو در بر گرفته بود، فکرش رو هم نمیکرد که نخوردن قرص‌های پیشگیری از هیت میتونه اینطور زندگیش رو دگرگون بکنه و اون رو با آلفای جوانی آشنا بکنه که خاص بود. همه چیز اون پسر خاص بود. از رایحه ی کمیاب واعتیاد آورش گرفته، تا رفتار و باورهاش. -«عشق نباید به عاشق درد بده.» -«عشق زاده میشه تا درد بده؛ ماهیتش درده و من اعتراضی ندارم. اگر درد میده، درمان هم میده.» با سکوت تهیونگ، جونگکوک لبخند ملیحی زد و یکبار دیگه با عطش لبهای خواستنی امگای جوان رو بوسید و لب زد: -«درد و درمان عشق من تویی تهیونگ.» 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 🌱 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 🌱 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 🌱 𝐒𝐦𝐮𝐭+18 اینجا همه چیز بوی انبه میده...🥭 Cover by: MJ_storiess
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 237,464
  • WpVote
    Votes 34,164
  • WpPart
    Parts 23
[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟ مرد رو به روش با خوش اخلاقی پرسید و تهیونگ لب هاشو محکم به هم فشرد. - واقعا دوست داشتم قبول کنم، ولی متاسفانه یه شرایطی دارم که نمیشه. اخمای مرد در هم پیچید و با ناراحتی واضحی پرسید: - چه شرایطی؟ سنگینی دست گرمی که روی کمر تهیونگ نشست انقدری بود که تکون آرومی خورد. جونگ کوک با لبخندی که با چشم های سرد و بی روحش تضاد داشتند گفت: - متاسفانه کارآگاه کیم یه استاکر داره. یه استاکر دیوونه، تا اونجایی که شنیدم. می دونی که چی می گم؟ از اونا که آدم ها رو بخاطر دست زدن به معشوقه اشون تیکه تیکه می کنن. به آرومی. با درد. بعد تک خنده ای زد و گره انگشت هاش دور کمر تهیونگ محکم شدند. - مگه نه کارآگاه؟ تهیونگ حتی مکث هم نکرد، فقط در حالی که تند سر تکون می داد با لحن بدبختی گفت: - د..درسته. یه روانی واقعیه.] 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘢𝘧𝘪𝘢, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘛𝘩𝘳𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳, 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
MUST BE SUNNY [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 232,102
  • WpVote
    Votes 24,924
  • WpPart
    Parts 47
-Completed _وات د فاک کیم؟! _م-من... _باید میدونستم که خریدنت اسونه. بالاخره تو یه کیمی. _اگر فکر کردی نظرت در مورد فقیر بودن من برام مهمه سخت اشتباه کردی. من چیزی بهت مدیون نیستم جونگکوک شی. _امروز خیلی پر حرف شدی اینطور نیست؟ حیفه واقعا. صورتت برای داغون شدن زیادی خوشگله. - - سرگرمی کیم تهیونگ اینه که اون بچه پولدارارو دید بزنه. حالا اون بچه پولدارا کیان؟ جئون جونگکوک و دوست دختر فوقالعادش جولیا... یه روز جونگکوک و دوست دخترش باهم شرط میبندن. کسی که شرطو ببره یه نفرو برای تریسام میاره! حالا چشمای جولیا کیو گرفته؟ گارسون فقیر و خوشگل کیم تهیونگ! با کنار رفتن جولیا همه چیز بین جونگکوک و تهیونگ پیچیده میشه! ✼ •• ┈┈┈┈๑⋅⋯ ୨˚୧ ⋯⋅๑┈┈┈┈ •• ✼ Couple: KookV Genre: Drama/Angst/Smut/Romance Writer: AlainaMill Translator: Yasi Up: Fridays Start: 1400/07/05 End: 1401/04/24
Whisper of the wild by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 125,933
  • WpVote
    Votes 18,621
  • WpPart
    Parts 21
آشنایی تهیونگ، پسری که سال‌ها پیش از اجتماع انسانی فرار کرد و زندگی کوچکی برای خودش توی جنگل ساخته بود، با گرگ بزرگ جثه‌ای که بوی دردسر می‌داد، تقریباً خصمانه بود. اون مدتی می‌شد که توی جنگل از خودش رد به‌جا می‌گذاشت و توی زندگی و آسایشش گند زده بود؛ پس مهم نبود که اون فقط یه گرگه و طبق غریزه عمل می‌کنه، پسر جنگل هیچ رحمی در مقابل مهمان‌های ناخونده نداشت. این چیزی بود که طبیعت بهش یاد داده بود. بی‌خبر از این‌که دشمنش فقط یک گرگ معمولی نیست. Name: Whisper of the wild Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Fantasy, Smut Written by Luna🌙
𝙂𝙧𝙚𝙚𝙙𝙮 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 132,903
  • WpVote
    Votes 18,064
  • WpPart
    Parts 36
دستور ساده و واضح بود. جونگکوک قرار بود فقط پاش رو روی اون پدال لعنتی فشار بده و ماشینی که حامل جانشین کمپانی YK گروپ بود رو زیر بگیره. یه تصادف بزن در روی تمیز، کاری که قرار بود بابتش پول خوبی توی حسابش بشینه. اما پسر درست یک متریِ ماشین لوکس مشکی رنگ، به خودش اومد. "مواظب سایه‌های مرگی که اطرافت می‌چرخن باش، همشون قرار نیست مثل من پشیمون بشن." Name: Greedy Couple: Kookv Genre: Romance, Criminal, Action,Angst, Smut Written by Luna🌙
𝐂𝐚𝐫𝐚𝐦𝐞𝐥 𝐌𝐚𝐜𝐜𝐡𝐢𝐚𝐭𝐨 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 209,757
  • WpVote
    Votes 39,257
  • WpPart
    Parts 31
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] "برادران کیم بجز تهیونگ؟!" این صدای زمزمه ی زیر لبیِ تهیونگ بود که خیره به تابلوی رستوران زنجیره ایِ پدرش، که حالا به برادرانش به ارث رسیده بود، نگاه میکرد و با حرص دستهاش رو مشت کرده بود! ثانیه ای بعد پوزخندی زد و به این فکر کرد که مگه چی از اونا کمتر داره که نمیتونه رستوران خودش رو راه بندازه و پوز نابرادری هاشو به خاک بماله؟! اونموقع طی یک حرکت انتحاری اقدام به تاسیس رستوران خودش به اسم "Mine" کرد. ولی نمیدونست که یه چیز کمتر از نابرادری هاش داره.. و اون سرآشپز معروفی بود که نصف اعتبار رستورانِ "برادران کیم بجز تهیونگ" رو به دوش میکشید. سرآشپزی که جئون جونگکوک نام داشت! ──────⊹⊱✫⊰⊹────── -متاسفانه نمیتونم باهات کار کنم +چرا؟ باور کن ما با هم میتونیم پیشرفت کنیم! -علاقه ای به همکاری باهات ندارم. +برام مهم نیست من هرکاری برای کشوندنت تو رستورانم میکنم. دست از سرت برنمیدارم شِف! ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ❐داستانی عجیب و عاشقانه با حضور استاکر گلابی و جناب کلم بنفش 𖥟Name:Caramel Macchiato [کارامل ماکیاتو] 𖥤Genre:Fun, Romance, Fluff 𖥠Couple:Kookv, Sope 𖥔Writer:Luna🌙 ⊰Start:1401/01/22 ⊰End:1401/05/27 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسمات است دوست عزیز🦭
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 201,035
  • WpVote
    Votes 19,275
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.