😌پایان یافته😌
من تو چنگ مافیایی اسیر شدم که همه از شنیدن اسمش هم به لرز میوفتادن !
خب دوست پسر من از رئیس خطرناک مافیا چیزی دزدید و بعد فرار کرد و من رو تو لونه شیر تنها گذاشت!
تهیونگ، امگای زیبا با قلبی پر از عشق، در دام تونی گرفتار میشه. اما این پایان نیست. جونگکوک، پادشاه بیرحم مافیا، با چشمان سرد و غروری آتشناک، تهیونگ رو به قفس ازدواج اجباری میکشونه. خون، قدرت و ظلم در رگهای جونگکوک جاریه، اما آیا تهیونگ میتونه این هیولای مغرور رو رام کنه؟ یا عشق، قربانی تاج خونینش خواهد شد؟
ژانر : مافیایی، اکشن ،امگاورس ،عاشقانه ،درام ،فن فیکشن ،فانتزی ،امپرگ ، اسمات🔞
کاپل :کوکوی،یونمین
نویسنده : Ellen
بچه ها حتما بخونید به نظرم عاشقش میشید🥺❤️
#Omegaverse
#Romance
#Drama
#Mafia
#Fanfiction
#Fantasy
#jungkook
#teahyung
#jimin
#min_yoongi
فرار از مراسم ازدواج اجباریاش، چیزی بود که مدتها براش برنامه داشت؛ اما جایی همهچیز پیچیده شد که در حین فرار، با جفتش روبهرو میشه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود.
"_ فرار نکن، بامبی...
مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیدهشده از سمت حیاط رو بهطرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.»
جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بیحوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگکوک و خندهی دلنشینش، زبون به دهنش خشک کرد.
_ ب هجای برادرم، با من ازدواج کن."
ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت
کاپل: کوکوی
رایتر: مانلی