B
48 histoires
961.78 °C par shopicopa
shopicopa
  • WpView
    LECTURES 280,884
  • WpVote
    Votes 54,980
  • WpPart
    Chapitres 32
فصل دوم 'Randy' همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن. اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی هیچ وقت! Made in pain! ________________ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  par azin613
azin613
  • WpView
    LECTURES 25,966
  • WpVote
    Votes 4,848
  • WpPart
    Chapitres 43
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
tamed by pain / yoonmin par park_mingoli
park_mingoli
  • WpView
    LECTURES 10,666
  • WpVote
    Votes 1,329
  • WpPart
    Chapitres 53
برای جیمین، دبیرستان، با وجود اون مین یونگیه تخم حروم تیمارستانه! میگن سیب سرخ نصیب شغال میشه. اما قدرت همیشه توی یک دست نمیمونه، یونگی باید فکر روزی رو میکرد که قربانیه قلدری هاش با همون دستای لرزون و کوچیک قلبشو میدزده. اما قطعا اونروز برای برگشتن خیلی دیره. «تو سال‌ها پیش بدنمو دزدیدی یونگی، اما قلبم؟! برو براش بمیر! شاید وقتی تو حسرتش مردی دلم بیاد بالای قبرت برات ادای اشک ریختن در بیارم.» "happy end !"😄 کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: نامجین, تهکوک genre: Dark romance | Drama | slice of life | slowburn | full smut شامل لحظات باز از سوءاستفاده جنسی هست که ممکنه برای روحیه بعضی عزیزای دل ناخوشایند باشه، پس با آگاهی تصمیم به خوندنش بگیرید❤ . . . . این اولین و اخرین فیکیه که با کلی عشق وقت میزارم و مینویسم و تنها انگیزم بعد از اتمامش تا اخر عمر چک کردن واتپد و دیدن حضور و نظر شماست پس ازم دریغ نکنید خوشگلا‹:
Depite ~|| Yoonseok, Namjin Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  par _bunisa
_bunisa
  • WpView
    LECTURES 15,056
  • WpVote
    Votes 2,222
  • WpPart
    Chapitres 64
جانگ هوسوک هرگز فکر نمی‌کرد زندگی عالی‌‌ای که ساخته بود با یک تماس تلفنی از شخصی در گذشته‌اش بهم بریزد. ولی این تصور، حالا که در کوچه‌های شهرک سوت‌وکور دِپیت قدم می‌زد، خنده‌دار به نظر می‌رسید. با مرگ ناگهانی خواهرش سرپرستی دختری که هرگز ملاقات نکرده به او رسیده بود و با برگشتن به آن جا درگیر حوادثی از گذشته‌اش شد که انتظارش را می‌کشیدند. دِپیت حکایت درد، رنج، عاشق شدن، جدایی و خاطرات گذشته است. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: اندوه ژرف 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ، نامجین 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: عاشقانه، انگست ملایم، جنایی، روانشناسی 🥈in #Yoonseok [00.09.23]
Endless February ~|| Sope Au  par _bunisa
_bunisa
  • WpView
    LECTURES 2,768
  • WpVote
    Votes 440
  • WpPart
    Chapitres 17
یکشنبه روزی معمولی بود. روزی تعطیل که افرادِ شاغل تمام هفته انتظارِ فرارسیدنش رو می‌کشیدند. روزی که زوج‌هایی که به تازگی باهم وارد رابطه شده بودند، سر قرار می‌رفتند و با هدایایی همدیگه رو سرِ ذوق می‌آوردند. روزی که خانواده‌ها دور هم جمع می‌شدند و بوی غذا و صدای خنده‌ها حیاطِ پشتی‌ایشون رو پر می‌کرد. روزی که بچه‌ها از شادیِ تمام شدن تکالیفشون به بازی با عروسک یا حیوانات خانگی‌ایشون مشغول می‌شدند و دقیقا همون روزی که خبر یک جنایت ریشه‌ی ترس رو در دل‌های زیادی گره زد. روزی که مین یونگی، افسر عالی رتبه و خلبان تک‌خال سابق جت‌های نظامی به جنایتی اعتراف کرد و همه‌ی اخبار و مقالات از پیدا شدن قاتل دو مرد که مدتی پیش به قتل رسیده بودند، خبر دادند. همه‌ی این‌ها در یک یکشنبه‌ معمولی اتفاق افتاده بود. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فوریه بی‌انتها 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: جنایی، روانشناسی، عاشقانه
Back again  par kim_makayla
kim_makayla
  • WpView
    LECTURES 6,359
  • WpVote
    Votes 952
  • WpPart
    Chapitres 79
یک نقطه مشترک بین معشوقه های جدا شده "شبح" نقطه مشترکی برای آینده و گذشته رییس مین و کارآگاه جانگ نقطه مشترکی برای رابطه جدید، زخم جدید ، نفوذی جدید کاپل اصلی: سپ (یونسئوک) کاپل فرعی: ویکوک، نامجین ژانر : معمایی، کمدی، رومنس، پلیسی وضعیت آپ : در حال آپ روز های آپ : پنجشنبه تعداد پارت : نامعلوم
Nepenthe | Vkook Namjin par _SaeVa_
_SaeVa_
  • WpView
    LECTURES 914,190
  • WpVote
    Votes 112,868
  • WpPart
    Chapitres 52
[completed] خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره... ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین شروع : 1400.1.1 پایان : 1400.4.30 ✨Best rankings✨ #1 Vkook #1 BTS #1 Farsi #1 jungkook #2 فارسی #1 تهیونگ
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  par 00_baraniii
00_baraniii
  • WpView
    LECTURES 78,924
  • WpVote
    Votes 10,115
  • WpPart
    Chapitres 44
«جئون جونگکوک،جوان‌ترین جراح بیمارستان سدار سینای لس‌آنجلس، وقتی تنها کسی شد که جرئت کرد قلب بانوی اعظم خاندان کیم را نجات دهد، وارد دنیایی شد پر از قدرت، رمز و راز و بازی‌های خطرناک. خانواده‌ای که در ظاهر باشکوه، زیر پوست سردشان توطئه‌ها و خیانت‌ها جریان دارد. اما میان تمام این پیچیدگی‌ها، یک چهره بود که همه را به سکوت وامی داشت... کیم تهیونگ، بزرگ‌ترین نوه‌ی خاندان کیم. و همان که بی‌صدا، قلب جونگکوک را ربود.» Main couple :vkook Side cuple: yoonmin,namjin,... Genre:Darck Romance, Drama , Smut Writer:بـــــاران Channel: vkookjjkv
The Color of bloody lilies  par ImLeon
ImLeon
  • WpView
    LECTURES 42,294
  • WpVote
    Votes 4,786
  • WpPart
    Chapitres 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
ولیعهد سرکش par samirabagha
samirabagha
  • WpView
    LECTURES 33,924
  • WpVote
    Votes 3,515
  • WpPart
    Chapitres 45
بوی خون و مرگ در اطرافم پیچیده بود، دشمن از هر طرف محاصره شده بود، سربازان و ژنرال‌های قدرتمند همگی برای نجات جانشان زانو زده و تسلیم شده بودند و من به او خیره شده بودم؛ جسم زخمی و عصیان‌گری که همچنان در برابر فوج عظیم سربازانم می‌جنگید. شاید در نگاه سربازانم تنها رقص ماهرانه شمشیرش به چشم می‌آمد اما من میتوانستم ناامیدی، خستگی و حتی ترس را از چشمانش بخوانم. محبوب سرکش و عاصی من.... در بحبوحه جنگ شیلا و بکجه، یونگی ولیعهد بکجه مجبور به انتخابی سخت می‌شود؛ قربانی شدن مردم و سربازانش یا قربانی شدن سرنوشتش و البته که ولیعهد سرکش ما مقام خود را در راه نجات مردمش فدا می‌کند. امپراطور شیلا شرط سختی پیش پای یونگی میگذارد؛ قتل‌عام سربازان و مردم بکجه یا واگذاری ولیعهدی و ازدواج با برادر کوچکتر امپراطور شیلا.... داستان در دنیای امگاورس اتفاق می‌افته و البته که این اولین فیک و تجربه من هست.