world of sorrows
110 stories
52 Hertz ( seongjoong , jongsang ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 24,328
  • WpVote
    Votes 2,784
  • WpPart
    Parts 44
کیم هونگ جونگ برگشته بود برای انتقام از قاتل دخترش و قاتلش کسی نبود جز پارک سونگهوا. ولی اون از دیوونه شدن اون پدر، از غم از دست دادن دخترش خبر نداشت. چوی جونگهو پسر رئیس باند مافیای ایتالیا، عاشق راک استار خیابونی (کانگ یوسانگ) میشه و اون رو به دام میندازه. +میدونستی درونت هیچ نقطه رنگی وجود نداره؟! پسر نیشخند تلخی زد، تلخ تر از تمام قهوه هایی که برای کمرنگ کردن گذشته مهمون گلوش میکرد: -شاید چون زندگی که داشتم انقدری به سازم نرقصیده دکتر، که بخوام امیدی رو توی قلبم نگه دارم که تبدیل به یه رنگ درونم بشه. هونگ جونگ قدمی جلو رفت، بوی عطر سونگهوا درست مثل چشم هاش سرد بود اما آدم رو مجذوب خودش میکرد، انگشت اشاره‌اش روی سینه‌اش، جایی که قلب از جنس سنگش میتپید گذاشت و زمزمه کرد: -درست میگی، درونت نقطه های رنگی امید مُرده، اما یادت نره سیاه و سفید هم یه رنگه، مثل کلاویه‌های پیانو، مثل برفی که لای موهات میشینه، مثل عکس های آلبوم های قدیمی و یا حتی مثل یه پروانه‌سیاه. مردمک های لرزون سونگهوا ، نگاه عجیب مرد مقابل رو شکار کرد: -پروانه‌ سیاه؟ دست هونگ جونگ بالا اومد و روی گونه سونگهوا نشست: -پروانه سیاه تویی سونگهوا، همون پروانه ای که زمانی رنگ امید بال هاشو آبی نگه داشت اما سرنوشت اونو تبدیل به یه سیاهی مطلق
𝐒𝐢𝐱𝐭𝐲 𝐃𝐚𝐲𝐬  | 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠  by RoziDabiri
RoziDabiri
  • WpView
    Reads 15,329
  • WpVote
    Votes 1,761
  • WpPart
    Parts 32
شصت روز ( کامل شده ) خلاصه: با برخورد نور به صورت گچی شده و به خواب رفته اش آروم لای چشمانش رو باز کرد. دستش رو جلوی صورتش آورد و سرش رو از روی میز کارش بلند کرد و به اطرافش نگاه کرد. با دیدن اینکه دوباره توی کارگاهش خوابش برده و به خونه نرفته پوفی کشید، کش و قوصی به بدنش داد و از جاش بلند شد. به مجسمه نیمه کاره روبه روش که یک چهره بود خیره شد. _تو یه چیزی کم داری...کی قراره کامل و بی نقص بشی؟! ژانر:عاشقانه، مدرسه ای، اسمات، ملودرام کاپل اصلی: مینسونگ چنل تلگرام برای دانلود پی دی اف فیکشن هایی که نوشتم 👇🏼 آیدی چنل تلگرام: MyStory_RD آیدی پیج اینستا: YourVoiceSKZ
Eternal meeting  by Hyunlix_Ir
Hyunlix_Ir
  • WpView
    Reads 51,774
  • WpVote
    Votes 4,809
  • WpPart
    Parts 53
عشق واژه غریبیست برای تعریف احساس من به تو.. تو معبد پرستش بودی و من تنها عبدی که چگونه پرستیدن تو را، بلد بود! "تو دقیقا فرق بین زنده بودن و زندگی کردنم بودی و حالا که کنارم نیستی دیگه نمیدونم دارم چیکار میکنم!" "دوست داشتنت دردناکه، و من عاشق این درد شدم!" . . جوانی از جنس رز سیاه که دلدادگیش برای معشوق را خوب بلد بود.. پیوندی نانوشته بین قلب هایی در دورترین فاصله! مردی که برای تمام عمر جسم و روحش با درد عجین شده بود و این بین در پساتوی خیابان های سرد و خیس خورده پاریس دنبال عشقی گمشده و قدیمی میگشت.. . . . پسرک شرقی ای که تک به تک مویرگ هایش در عوض خون، غم رو پمپاژ میکردن.. قلب از دست رفته اش در پی جستجوی زندگی ای بود که هرگز نصیبش نشد! رویاهای از دست رفته اش، به تلخی قهوه ای فرانسوی در کافه موسیو پیری بود که سال ها به مکان امنش تبدیل شده بود.. آیا در این بین لی فلیکس می توانست عاشقی کردن را به سبک مردش بیاموزد و با آسودگی آن را بیان کند یا در نهایت هوانگ هیونجین در این جاده تاریک و طولانی به تنهایی قدم میزد؟ ~~~~~~~~~~~~ ~~~~~~~~~~~~ ~~~~~~~~~~~~ کاپل: هیونلیکس، ویکوک، مینسونگ ژانر: درام روانشناختی -رمانس -تراژدی-مافیا-پلیسی رایتر: هیوما
† Nero Sanctum | Hyunlix, Chanin by hyunlix_hera
hyunlix_hera
  • WpView
    Reads 1,189
  • WpVote
    Votes 161
  • WpPart
    Parts 8
کلیسایی که روزی برایش حکم بهشت را داشت، حالا به ویران‌سرایی بدل شده بود. جایی سیراب از گناه، سیاه همچون طوفان‌های آسمان، و آکنده از تاریکیِ درونش که در دل دیوارهای خوش‌تراش آن نقش بسته بود. "داستانی تاریک و سرد از فرشته‌ای که تبدیل به شیطان شد..." فلیکس پسر گناهکاری که برای گرفتن انتقام پدر کاردینالش، پا به کلیسا برای نابودی پاپ می‌گذاره و با گناه پیمان می‌بنده. اما چه اتفاقی می‌افته اگه همان پسر گناهکار نگاهش به ایمان دیکنی جوان به اسم هیونجین ببازه و برای گرفتن انتقامش، هیونجین را طعمه‌ای برای گناهانش قرار بده. اما طنز تلخ اینه؛ خودش هم داره راهی رو میره که پر از گناه و سقوطه. ⇝ Name : Nero Sanctum ⇝ Genre : Angst, Gothic Romanc, Psychological, Dark Religious, Revenge Smut. ⇝ Couple : Hyunlix, Chanin ⇝ Author : Athena ⇜ اسم : حرم سیاه؛ جایی که ایمان به جهنم تبدیل شده. ⇜ ژانر : انگست ، گوتیک-رمانتیک، روانشناختی، مذهبی دارک، انتقامی، اسمات. ⇜ کاپل : هیونلیکس، چانین ⇜ نویسنده : Seraph ⇜روز های آپ: جمعه ها
𝗪𝗛𝗜𝗦𝗣𝗘𝗥 𝗜𝗡 𝗧𝗛𝗘 𝗗𝗔𝗥𝗞 | 𝙃𝙮𝙪𝙣𝙡𝙞𝙭 by hwangmarli
hwangmarli
  • WpView
    Reads 2,255
  • WpVote
    Votes 372
  • WpPart
    Parts 22
بعضی حضورها، شبیه زمزمه‌اند... نمی‌فهمی از کِی بودند - فقط ناگهان می‌فهمی که دیگر نیستی، اگر نباشند. ︵.‿୨˚‌୧‿.︵ در شوروی یخ‌زده، جایی که حتی دیوارها حافظه دارند و آینه‌ها دروغ می‌گویند، صدایی آرام در شب طنین می‌اندازد. چیزی، یا کسی، آمده‌ است. نه با صدا، نه با قدم - با نگاهی که پرده از رازها می‌کشد. او ساکت است. مرموز. مثل نقاشی نیمه‌کاره‌ای که هنوز نمی‌داند پایانش چه رنگی‌ست. و من؟ در میان تمام دروغ‌ها، فقط کنار او بود که احساس کردم دارم زندگی می‌کنم. نه نفس کشیدن، نه گذشتن. زندگی‌کردن. اما در جهانی که با جنگ دست‌به‌گریبان است، جایی برای نجات دل‌ها نمانده. و عشق... عشق ما، میان شعله و سایه، نفس می‌کشد. ︵.‿୨˚‌୧‿.︵ 𔓕Genre: Romance, Political Thriller, historical,Tragedy(🤏🏻),Smut 𔓕Couple: Hyunlix , secret 𔓕Writer: Marlene 𔓕Channel: @Hx_party 𔓕Up: Friday ︵.‿୨˚‌୧‿.︵
𝖲𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾(𝖢𝗁𝖺𝗇𝗁𝗈, 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗂𝗇, 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗀𝗅𝗂𝗑) by lliyaldall
lliyaldall
  • WpView
    Reads 21,465
  • WpVote
    Votes 4,553
  • WpPart
    Parts 29
𓂃𝖥𝗎𝗅𝗅𓂃 𝖲𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾: 𝖠 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇 𝖶𝗁𝗈 𝗅𝗈𝗏𝖾𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖬𝗈𝗈𝗇 _مینهو... چرا گرگینه‌ها عاشق ماه هستن؟ _میدونی لی‌لی... گرگینه‌ها باوری دارن وقتی گرگینه ای میمیره، لونا خاکسترش رو به ماه تقدیم میکنه؛ با اینکار، عشقمون به روح های دوست داشتنی از دست رفته زنده میمونه و ما با ابراز عشق به ماه بارها و بارها ازش درخواست میکنیم تا دوباره به زندگیمون شادی ببخشه و کسایی که دوسشون داریم رو بهمون برگردونه... ماه خوب میدونه یه گرگینه چقدر برای آروم موندن، به کسایی که عاشقشونه نیاز داره لی‌لی... این فیک ادامه‌ی چیند اپ میباشد:) 𓂃 𝖲𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾 𓂃 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖧𝗂𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖼𝖺𝗅, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖲𝗆𝗎𝗍 𓂃 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗁𝗈, 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗂𝗇, 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗀𝗅𝗂𝗑
ENCOUNTER by ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Reads 32,276
  • WpVote
    Votes 7,562
  • WpPart
    Parts 52
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original
𝓞𝓷𝓮 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓫𝓸𝔂𝓼 by angellordfav
angellordfav
  • WpView
    Reads 303
  • WpVote
    Votes 64
  • WpPart
    Parts 4
اون فقط یه اشتباه بود... اشتباهی که با لمسش شد تمام فکر و ذکر من... ژانر: عاشقانه/انگست/روانشناختی کاپل اصلی: هیونلیکس
PHUNITH : Hyunlix In heaven  by ilianse
ilianse
  • WpView
    Reads 1,608
  • WpVote
    Votes 211
  • WpPart
    Parts 12
PHUNITH ﹐ written by ellis ﹕ Punishment For Sinners Genre ' Historical, Horror, Harsh, angst, Fantasy, Drama ' گره خوردن روحم رو به تو موهبتی الهی می‌دیدم و می‌بینم. برای تو، من شکننده‌ترین می‌شم و برای تو می‌شکنم و با افتخار از تکه شدن می‌گم. ذره ذره‌ی تو در من رسوخ کرده و شاید روزی که اولین دَم به تنم هدیه شد به نام من مهر خوردی، سرنوشتم رو درهم کوبیدی و با لبخندی کشنده گلوم رو برای قطع دمی که هدیه‌ی من بود تلاش کردی. - داستان پسری رها شده که پیوندی جدا نشدنی و عمیق با یک موجود بهشتی داره، موجود بهشتی ای که نیمه‌ی روحش محسوب می‌شه و خطر اون رو دنبال می‌کنه. خطری به بزرگی قلب شکسته‌ی یک مادر و جاه‌طلبی یک خدا، خطری که مهر و موم شده تا زمین در امان بمونه.
🌺Blooms Melody🌺 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 429,352
  • WpVote
    Votes 81,626
  • WpPart
    Parts 91
کیم تهیونگ توی دنیای سیاه و سفیدی زندگی می‌کنه که فقط افرادی که نیمه‌ی گمشده‌شون رو پیدا کردن، قادر به دیدن رنگ‌ها هستن! دو نیمه فقط با لمس همدیگه و جریان الکتریسیته‌ی خوشایندی که بهشون موهبت رنگی دیدن می‌بخشه، از وجود هم خبردار می‌شن و جمعیت به قدری زیاده که پیدا کردن نیمه‌ی گمشده مدت‌ها طول می‌کشه. تهیونگ بعد از سال‌ها تلاش و ناکام موندن، قید پیدا کردن نیمه‌ش رو می‌زنه و ترجیح می‌ده کنج چهاردیواری خونه‌ش سینگل به گور بپوسه و تا آخر عمرش فن‌بوی شماره یک آیدول مورد علاقه‌ش بمونه و هر روز دست به دامن کائنات خودخواهانه آرزو کنه اون پسر نیمه‌ش رو پیدا نکنه! اما همه‌ی زندگی ساده‌ش با پا گذاشتن به فن‌میتینگ آیدولش زیر و رو می‌شه... 🥀 _اون روز برای اولین‌بار رنگ‌ها رو لمس کردم، همون روزی که شکوفه‌های عشق و بیماری، همزمان جسم و روحم رو در بر گرفت! 🥀 •••••••••••••••••••••••••• 🌺کاپل اصلی:کوکوی (متمایل به ورس«>~•») 🌺کاپل‌های فرعی: ❓❔❓ 🌺ژانر:هاناهاکی/ تاریخی / فانتزی / انگست / معمایی [Completed]