I'm reading them !
14 hikaye
THE SECRET HUSBAND  tarafından Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    OKUNANLAR 1,203,304
  • WpVote
    Oylar 107,753
  • WpPart
    Bölümler 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
forgetfulness | KOOKV tarafından Vladislava_37
Vladislava_37
  • WpView
    OKUNANLAR 3,731
  • WpVote
    Oylar 703
  • WpPart
    Bölümler 13
عشق برای پسرک، مثل نفسی بود که گرفته شد و هیچکس خبردار نشد، تا مرز خفگی رفت اما چیزی نگفت از دردش و فقط شعله های خواستن و عشق قلب خود پسرک رو سوزوند و پودر کرد. و پسر فهمید که عشق اون چیز شیرین تو داستانا نیست. این داستان تهیونگ 21 ساله بود که با تمام وجود عاشق هم دانشگاهیش، جئون جونگ کوک 24 ساله شده بود و در عوض پسر بزرگتر علاقه ای بهش نداشت. اما زمان گذشت و چهار سال بعد زمانی رسید که جونگ کوک با تصادف شدیدی که داشت به کل حافظش رو از دست داد و این بار اون بود که دیوانه وار عاشق تهیونگ میشد.. author: Lada Kapell: KOOKV genre:fake chat- Romance-School Iife-Slice of Iife-Drama-Smut روز های آپ: نامشخص اولین کارمه دردونه‌ها، دیگه خوبی یا بدی دیدید چشم پوشی کنید🌚🌿
+5 tane daha
𝐌𝐎𝐃𝐄𝐋𝐈𝐍𝐆 tarafından Theidany
Theidany
  • WpView
    OKUNANLAR 12,379
  • WpVote
    Oylar 1,683
  • WpPart
    Bölümler 15
[پایان یافته] خلاصه: در سال ۱۹۸۹، روزی که همسرِ جونگ‌کوک، ربکا از اون درخواست کرد که به عنوان مدل نقاشیش لباس عروس بپوشه، هیچوقت فکر نمی‌کرد که قوانین جشنواره جونگ‌کوک رو مجبور به پوشیدن دوباره‌ی لباس و رفتن به میان نقاشان می‌کنه و نمی‌دونست که تهیونگ اونجا حضور داره. کاپل: ویکوک. ژانرها: کلاسیک ، انگست ، هنری ، برشی از زندگی ، اسمات. تعداد قسمت‌ها: سیزده. تلگرام : @theidany
" تَنهآ شَخصِ مَن " tarafından Cbwhisper
Cbwhisper
  • WpView
    OKUNANLAR 362,843
  • WpVote
    Oylar 20,303
  • WpPart
    Bölümler 33
تو رویای من هستی ؛ تو شروع و پایان منی . تو تنها شخص منی ... Manhwa : My only one couple : KOOK.V Genre : Ronance . smut 🔞 وضعیت مانهوا : درحال آپ
My only one | یکی یدونه‌ ی من tarafından Xllariell
Xllariell
  • WpView
    OKUNANLAR 143,266
  • WpVote
    Oylar 8,382
  • WpPart
    Bölümler 43
یک بار قسم خوردم که دوستت داشته باشم، و مهم نیست که قراره چی بشه. حتی مرگ هم ما رو نمیتونه از هم جدا کنه. اگر در این زندگی نتونم با تو ازدواج کنم، در بهشت با تو ازدواج می کنم. تو نه اولین و نه آخرین منی، تو یکی یدونه ی منی. ------------------------------------------------------------------------------------------ ー 𝐍𝐚𝐦𝐞 : My only one | یکی یدونه‌ ی من ー 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : KooKV ー 𝐒𝐭𝐚𝐭𝐮𝐬 : Part 1-42 | در حال آپ ー 𝐔𝐩 𝐭𝐢𝐦𝐞 : همزمان با آرتیست
Delona Hotel tarafından moonDesiree10
moonDesiree10
  • WpView
    OKUNANLAR 1,663
  • WpVote
    Oylar 165
  • WpPart
    Bölümler 15
برام سواله انسانها چجور عاشق میشن؟ارواح ها هم عاشق میشن؟ سوالای تو خالی صدبار پرسیدم +از من چی میخوای؟ _خودتو میخوام باورش براش سخت بود اون ادم سنگ دل میخوادش تحملش تموم شد نزدیک رفت جوری که 5 میلی متر فاصله داشتن +تو کی هستی؟ _من همونیم که پدرت تورو تو بچگی بجای جونش فروخت به من چشمای بادومیش گرد شد دهنش مثل ماهی باز بسته میشد +چی؟..... genre: Exciting, A scary one, Romantic, Depressed,Smut Kapell:tahkook_nimjin_yoonmin شروع فیک:1402/10/10 عاپ:چهارشنبه و پنجشنبه
Insatiable  tarafından augustninita
augustninita
  • WpView
    OKUNANLAR 411
  • WpVote
    Oylar 93
  • WpPart
    Bölümler 9
کیم تهیونگ، شهردار سابق سئول که پس از تولد فرزند بیمارش و خلع مقام شدن، به برلین مهاجرت کرد که البته جز خانواده، چیز دیگه هم در کوله‌باری که با خود به برلین آورد ناخواسته حمل کرد: «خدشه هایی که سیاست بر سلامت روانش انداخته بود» و جئون جونگکوک، روان‌آموزی جوان و آرام که ابتدای مسیر زندگی‌ـه و هیچ علاقه ای به آشوبهای ذهنی یا عاطفی نداره. به نظرتون، سرنوشت به قدری سوزناک هست که ردپای این دو نفر رو یکی کنه؟ -------------------- "کشتی افسانه‌هایش را غرق خواهم کرد، رنج‌هایم بسی سنگین است. هردوی ما به این موضوع آگاه‌ـیم. ولیکن او به اندازه کافی احمق است که ترجیح دهد در آغوش من جان دهد و تا سالیان سال در بهشت از گرمای بازوهایم بنویسد که سرمای آب را خنثی می‌کرد. اگر بیاید، مثل این می‌ماند که کنارم روی یک مبل نرم و گرم بنشیند و من در حالی که سرش را روی شانه‌ام خوابانده، بازویش را نوازش کنم و باهم شاهد سوختن آجر به آجرِ کلبه ای باشیم که با اشک و خون ساخته است. اگر نیاید هم... من می‌سوزم. ترجیح میدم خودم بر آتش دوزخ قدم بگذارم و به زنجیر کشیده شوم تا اینکه او را از فرصت دنبال کردن ستاره بخت‌ـش محروم کنم. از پروردگار توانا، خواستار دارم که مهر من را از دلش بیرون کند، چون خودش از این کار عاجز است."
Sexy Boy | Completed  tarafından imfelixi
imfelixi
  • WpView
    OKUNANLAR 613,129
  • WpVote
    Oylar 2,263
  • WpPart
    Bölümler 2
- باورم نمیشه که تو هیچ‌کدوم از آدمای معروف دور و برت رو نمی‌شناسی ‌- باید بشناسم؟ - واو... تو خیلی از دنیا عقبی! - همین که تو نیستی کافیه. ꜰɪᴄ ɴᴀᴍᴇ : Sexy boy ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Taehyung & Jungkook 𝗴𝗲𝗻𝗲𝗿 : ᴅʀᴀᴍᴀ.ꜱᴡᴇᴇᴛ.ᴄᴏᴍᴇᴅʏ.ᴄʜᴀᴛ.ᴀᴜ
Our Omega Leadernim!(2) tarafından katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    OKUNANLAR 28,013
  • WpVote
    Oylar 3,134
  • WpPart
    Bölümler 15
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
+20 tane daha
Paranoia tarafından sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    OKUNANLAR 144,369
  • WpVote
    Oylar 14,641
  • WpPart
    Bölümler 25
حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin
+23 tane daha