My Reading List..
183 historias
Insanity[جنون]   por deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Lecturas 440,352
  • WpVote
    Votos 47,325
  • WpPart
    Partes 95
[شروع فصل سوم] اپ: چهارشنبه ها کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• por Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Lecturas 678,776
  • WpVote
    Votos 54,325
  • WpPart
    Partes 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
SENATOR┼KookV por BaronessMariana
BaronessMariana
  • WpView
    Lecturas 47,008
  • WpVote
    Votos 3,919
  • WpPart
    Partes 30
تهیونگ پسری که فرصت زیادی برای زنده موندن نداره، می‌تونه همه مشکلات و سوتفاهم‌های گذشته رو با اکسش حل کنه؟ اون هم زیر سایه شخص مرموزی با هویت نامعلوم، که بهش سناتور می‌گن و هر لحظه مثل شبحی شوم اون‌ها رو تعقیب می‌کنه تا ازشون انتقام بگیره. ▪︎ژانر: درام، جنایی، انگست، رازآلود، اسمات +🔞 ▪︎کاپل‌های فرعی: یونمین، نامجین، کاپل مخفی 💋 بعد از خوندن هرپارت لایکش کنید. ممنون.
fox por sara199911
sara199911
  • WpView
    Lecturas 421,938
  • WpVote
    Votos 37,094
  • WpPart
    Partes 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، رمنس، معمایی ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kookv - vkook) por rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Lecturas 641,186
  • WpVote
    Votos 59,081
  • WpPart
    Partes 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ." + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم ته..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
𝑱𝑼𝑺𝑻 𝑫𝑶 𝑾𝑯𝑨𝑻𝑬𝑽𝑬𝑹 𝒀𝑶𝑼 𝑾𝑨𝑵𝑻! por esamsam
esamsam
  • WpView
    Lecturas 367,208
  • WpVote
    Votos 63,327
  • WpPart
    Partes 76
‏بی شک، من آفریده شدم تا دوستش داشته باشم. گاهی اوقات حس می‌کنم، من حتی قبل از این که متولد بشم هم، عاشقش بودم! من به این دنیا پا گذاشتم، تا آخرین راه نجاتش باشم. من اومدم تا حداقل اینبار، جلوی مرگش رو بگیرم. پس عقب نمی‌کشم، جا نمی‌زنم، نمی‌ترسم و تا آخرین لحظه، برای به دست آوردنت تمام دریاها رو، یه تنه شنا می‌کنم. چون این‌بار، قراره که من این بازی رو ببرم! 🥂 کاپل اصلی: کوکوی 🥂 وضعیت: کامل شده.
Can't believe my eyes ::.. ✔ por btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Lecturas 58,876
  • WpVote
    Votos 9,641
  • WpPart
    Partes 12
- نمیتونم چشم هام رو باور کنم! - ~.~.~ جونگکوک همین الانش هم شک نداشت که قراره تمام تعطیلات تابستون، کنار پنجره ی اتاقش منتظر بشینه تا خانواده ش دوباره به یکی از سفر های معاملاتی‌ِ دو-سه روزه شون برند و اون بتونه دوباره مرد نویسنده ی ساختمون رو‌به‌رو رو به اتاقش دعوت کنه! ~.~.~ ژانر : ( فول سمات / زندگی روزمره / کمدی / ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ ندارد و نخواهد داشت.
(GANGSTER) COMPLETED   por sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Lecturas 736,947
  • WpVote
    Votos 63,860
  • WpPart
    Partes 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
Jk Marry Me (Kookv) por Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Lecturas 196,159
  • WpVote
    Votos 24,918
  • WpPart
    Partes 22
←⁩ جی‌کی باهام ازدواج کن تمام‌شده‌. ✔️ قطعاً اگر یه آلفای معمولی باشید که نه پول داره و نه استایل، اعتراف عاشقانه‌ی یه امگای پولدار و زیبا رو با تصور اینکه دوربین مخفیه رد می‌کنید. جونگ‌کوک هم وقتی که اون امگای نارگیلی توی چشم‌هاش زل زده بود، با همین فکر ردش کرد؛ ولی چیزی که انتظارش رو نداشت این بود که یک هفته بعد دزدیده و بعد هم مجبور به ازدواج با اون امگا بشه! کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: ازدواج اجباری، امگاورس، امپرگ، عاشقانه، کمدی، اس.مات، درام، فلاف