My Reading List..
184 historias
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• por Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    LECTURAS 616,002
  • WpVote
    Votos 51,095
  • WpPart
    Partes 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
SENATOR┼ por BaronessMariana
BaronessMariana
  • WpView
    LECTURAS 42,661
  • WpVote
    Votos 3,647
  • WpPart
    Partes 30
- منو بازی نده تهیونگ. چی می‌خوای؟ پس هیونجین از طفره رفتن بدش می‌اومد. کمی خم شد و یکی از نوشیدنی‌هایی که روی میز بود رو برداشت. سر بطری رو گوشه‌ی لبش گذاشت و کمی از نوشیدنی رو مزه کرد. اگه فرد مقابلش دوست داشت مستقیم بره سر اصل مطلب پس تهیونگ هم حاشیه نمی‌رفت: - بهم بگو واقعا کی هستی؟ از جاش بلند شد و روی دسته‌ی مبل نشست. قصد داشت پسر مقابلش رو دست بندازه و کمی وقت تلف کنه: -تو اول بهم بگو. خودت کی هستی؟ متوجه نیت هیونجین شد. متقابلا از جاش بلند شد. روبه‌روی پسر ایستاد و با نگاه از بالا به پایینی بهش خیره شد. با لحن تمسخرآمیزی لب زد: - من؟ من کیم تهیونگم... کسی که بهش می‌گن سناتور! °•مشخصات فیک•° ▪︎ژانر: درام، جنایی، انگست، رازآلود، اسمات ▪︎کاپل اصلی: کوکوی ▪︎کاپلهای فرعی: یونمین، نامجین، کاپل مخفی ▪︎رده سنی: 🚫 +18 🚫 ~چنل من: @bmariness
fox por sara199911
sara199911
  • WpView
    LECTURAS 377,409
  • WpVote
    Votos 33,835
  • WpPart
    Partes 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، bdsm ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kookv - vkook) por rira_drk
rira_drk
  • WpView
    LECTURAS 576,653
  • WpVote
    Votos 54,252
  • WpPart
    Partes 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ." + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم ته..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
𝑱𝑼𝑺𝑻 𝑫𝑶 𝑾𝑯𝑨𝑻𝑬𝑽𝑬𝑹 𝒀𝑶𝑼 𝑾𝑨𝑵𝑻! por esamsam
esamsam
  • WpView
    LECTURAS 359,276
  • WpVote
    Votos 62,805
  • WpPart
    Partes 76
‏بی شک، من آفریده شدم تا دوستش داشته باشم. گاهی اوقات حس می‌کنم، من حتی قبل از این که متولد بشم هم، عاشقش بودم! من به این دنیا پا گذاشتم، تا آخرین راه نجاتش باشم. من اومدم تا حداقل اینبار، جلوی مرگش رو بگیرم. پس عقب نمی‌کشم، جا نمی‌زنم، نمی‌ترسم و تا آخرین لحظه، برای به دست آوردنت تمام دریاها رو، یه تنه شنا می‌کنم. چون این‌بار، قراره که من این بازی رو ببرم! 🥂 کاپل اصلی: کوکوی 🥂 وضعیت: کامل شده.
Can't believe my eyes ::.. ✔ por btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    LECTURAS 54,852
  • WpVote
    Votos 9,326
  • WpPart
    Partes 12
- نمیتونم چشم هام رو باور کنم! - ~.~.~ جونگکوک همین الانش هم شک نداشت که قراره تمام تعطیلات تابستون، کنار پنجره ی اتاقش منتظر بشینه تا خانواده ش دوباره به یکی از سفر های معاملاتی‌ِ دو-سه روزه شون برند و اون بتونه دوباره مرد نویسنده ی ساختمون رو‌به‌رو رو به اتاقش دعوت کنه! ~.~.~ ژانر : ( فول سمات / زندگی روزمره / کمدی / ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ ندارد و نخواهد داشت.
(GANGSTER) COMPLETED   por sahar_78
sahar_78
  • WpView
    LECTURAS 620,423
  • WpVote
    Votos 58,290
  • WpPart
    Partes 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
Jk Marry Me (Kookv) por Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    LECTURAS 182,505
  • WpVote
    Votos 23,700
  • WpPart
    Partes 22
←⁩ جی‌کی باهام ازدواج کن تمام‌شده‌. ✔️ قطعاً اگر یه آلفای معمولی باشید که نه پول داره و نه استایل، اعتراف عاشقانه‌ی یه امگای پولدار و زیبا رو با تصور اینکه دوربین مخفیه رد می‌کنید. جونگ‌کوک هم وقتی که اون امگای نارگیلی توی چشم‌هاش زل زده بود، با همین فکر ردش کرد؛ ولی چیزی که انتظارش رو نداشت این بود که یک هفته بعد دزدیده و بعد هم مجبور به ازدواج با اون امگا بشه! کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: ازدواج اجباری، امگاورس، امپرگ، عاشقانه، کمدی، اس.مات، درام، فلاف
RUN║KOOKV por sufiland
sufiland
  • WpView
    LECTURAS 140,827
  • WpVote
    Votos 19,782
  • WpPart
    Partes 18
«کیم‌تهیونگ و جئون‌جانا قرار بود به خواست هردو خانواده‌ با هم دیگه ازدواج کنن. همه هم چیز داشت خوب پیش‌ می‌رفت تا اینکه که پای برادر عروس به ماجرا باز شد...» ❈نام‌اَثر: |فــــرار کـن| ❈کاپل: کوکویـ / یونمین ❈ژانر: طنز‌اجتماعی / عاشقانه‌ماجرایی / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [کامل شده]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.