Once Upon: a Daydream |Vk
روزی روزگاری: یک رویا تو خلق شده بودی تا گم بشی و من خلق شده بودم تا تو رو پیدا کنم. ★ویکوک
روزی روزگاری: یک رویا تو خلق شده بودی تا گم بشی و من خلق شده بودم تا تو رو پیدا کنم. ★ویکوک
~ فصل دوم عطر خوش بهشت✨ و به نام پایانی که ما از آن آغاز میکنیم؛ قلب من، قلم من، بهشت من! "قبلاً همیشه میگفتم تنت، موهات، وجودت... همهش بوی جنگل خیس بعد از بارون رو میده، عطر چرم و چوب تمشک؛ اما الان، حتی توی خیالم... این جنگله که بوی تن تو رو میده... این خیسی بعد از بارونه که عطر تو رو دزدیده. سنسه جئونِ من عطرش...
« _ده ثانیه ...، یا فرار کن، یا خوب نفس بگیر، چون وقتی میبوسمت اجازه نمیدم حتی برای نفس کشیدن ازم جدا بشی » Name : 10 Second Couple : Kookv Writer : Arty Genre : Fanfic, Short story, Romance, Smut Start : 2024.May.27 End : -
«محبت و عشق، از اول هم برای آدمی مثل تو زیاد بود. لیاقت تو غرق شدن بین شیشههای الکل و خوابیدن با کسایی بود که فرداش، اسمت هم یادشون میرفت." جونگکوک با کلماتش، چاقویی تیز رو روی بدن تهیونگ کشید و زخمی عمیق به جا گذاشت. زخمی که بوی خونش، اونها رو خفه کرد و رنگ سرخش، مثل پارچهای ضخیم مانع دیدن شد. "توهم لیاقتت ز...
جفتشدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجدهساله از زندگیش میخواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچوقت تصورش رو هم نمیکرد قراره با جفت آیندهاش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفتهی اون امگای مو فندقی شده بود.
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو میگیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمیتونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلولهای وجودش، از بیرحمی...
رابطهها سرد میشن، قلبها میمیرن و حال، تبدیل به گذشتهای میشه که فکر کردن بهش چیزی جز درد به همراه نخواهد داشت. این داستان شرح حال پیروزیهاییه که برای رسیدن به اونها بهای گزافی پرداختیم. شرح حال بازندههایی بیقرار در حال، دلتنگ گذشته و محروم از آیندهای که خیلی خوب میدونستن هرگز شبیه رؤیاهایی که هر شب زیر گوش...
هیچکس فکرش رو هم نمیکرد بدترین الفای پک جئون ها جفت کیم تهیونگ، وارث سلطتنی ها از اب در بیاد؛ اما وقتی اتفاق افتاد همه میدونستن این داستان به جاهای خوبی نمیرسه. « من مال تو بودم جونگکوک... الان دیگه نیستم » امگا با لحن سردی زمزمه کرد الفا بوسه ای روی دست های کشیده ی پسر گذاشت « اشکالی نداره، من هنوز مال توام هیونگ،...
•Name: [Ellipsism] 🌑 •Couple: Vkook •Translator: Nelin •Update: Saturdays •Genre: Angst, Romance, Drama, Tragedy, ⚠️Suicidal Ideas •Summery: Ellipsism (n.) Sadness that you'll never be able to know how history turned out. درد آدمها رو تغییر میده و جئون جونگکوک هم از این قاعده مستثنی نیست.
دستور ساده و واضح بود. جونگکوک قرار بود فقط پاش رو روی اون پدال لعنتی فشار بده و ماشینی که حامل جانشین کمپانی YK گروپ بود رو زیر بگیره. یه تصادف بزن در روی تمیز، کاری که قرار بود بابتش پول خوبی توی حسابش بشینه. اما پسر درست یک متریِ ماشین لوکس مشکی رنگ، به خودش اومد. "مواظب سایههای مرگی که اطرافت میچرخن باش، همشون ق...
قرار بود یه زندگی ساده داشته باشه؛ همونی که از اول دنبالش بود اما دیدن اینکه تمام حقش، توی دست آدمای دیگه داره دست به دست میچرخه، انتقام و سرکشی درونش رو بیدار کرد. به اطرافش نگاه کرد و دنبال قدرتمندترین آدمی گشت که میتونست ازش استفاده کنه. فارغ از اینکه رئیس کیم سالها از دور تماشاش میکرد... - مطمئنی پشیمون نمیشی...
{Completed} اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگر اینکه با خواسته شون موافقت کنم. زمین زدن قدرتمندترین آلفای سئول. کیم تهیونگ! مرد الفایی که همه جا توسط گارد امنیتی اش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی بوسال کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین آلفای کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه. بنابراین به عنوان یه امگا غیرممکنه...
🏅 #1 romance ✨ کاپل: ویکوک ✨ کاملشده اولسان، تابستون ۱۹۹۹؛ قرصهای سفید روی میز بودن و خونه هم خالی. چند ثانیهی بعد، این بدن نیمهجون جونگکوک نوزده ساله بود که به خودش میپیچید و برای نجات به هر چیزی چنگ میزد. اشتباه نبود؛ نه خودکشی و نه پشیمونی ازش، همونطور که زندگی و مرگ هیچ کس اشتباه نیست، ولی عشق چطور؟ عشقی...
فیکشن: آرامش من Code:1315🥀🩶 [تک فصل؛ در حال اپ] «تو توی روزمرگی سرد زندگیِ من گرمای عشق شدی... دنیای خاکستری من رو به رنگ عاشقی زینت بخشیدی و قلب یخ زدهی من رو به اغوش کشیدی و با بوسههای داغِ لبهات اون رو به زندگی برگردوندی... . و تو ارامش من شدی؛ رز وحشی من... » 𝑴𝒚 𝒑𝒆𝒂𝒄𝒆 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒...
_من شبیه پلیکانم گوشت تنم رو می کنم بهت میدم بخوری اما تو از درد من حرف نمیزنی از کسی که چشماش به خاطرت غمگین بوده داستان میگی! "جئون جونگ کوک" ساکورا روایت عشق شاهزاده ی کره شمالی جئون جونگ کوک به پادشاه کره ی جنوبی کیم تهیونگ هست که به اجبار ازدواج می کنن و هر بار توسط کیم تهیونگ پس زده میشه چون تهیونگ دلباخته ی جیم...
جانگکوک افسر پلیسیه که مامور میشه برای پیدا کردن راز تاریک خاندان کیم که حزب مخالف بتونه قدرتشون رو درهم بشکنه اما برحسب اتفاق کلید این راز پسر کوچیک تر این خاندانه که شباهت زیادی به عشق اولش کیم تهیونگ داره که سالها پیش ناپدید شد... ● نام فیک ~>هیپوکندریا ○ ژانر ~> روانشناسی ،انگست، جنایی ● نویسنده ~> sara ○ کاپل ا...
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: از...
⋆ ─ بــــــــخــــــــشی از فیــــــــــــــــک: - میشه... لمست کنم؟ - میخوای؟ - فاک... آره... چشمهاش با بدجنسی درخشیدند و رعشهای به تنم انداختند که همزمان با فاصله گرفتن لبهاش، بیاختیار نالهای کردم و به لحن مرموزانهاش گوش سپردم: - چقدر میخوایش؟ - خـ... خیلی. - اونقدری هست که با نگام برام بیای؟ ⋆ ─ خـــــــ...
- این گرگ یاغی شغالصفت، زیادی برای تو رام و دستپروردهست که اینقدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ. - وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی. - زخمات این رو نمیگن! - بوسههات چی؟ 𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy 𝗨𝗽: جـمعهها «این فیکشن، امگاورس نیست»
"من رو ببخش عمر تهیونگ. من فقط میخواستم برای تو یک تولد متفاوت رقم بزنم." Genere: Romance, Smut, Dram, Harsh, Dark. _KOOKV Written by 'Namira'.
[نمایشِ امگا🧊] آلفا جئون جفتش رو بعد از بیست و هشت سال توی یه نمایش غیرقانونی پیدا میکنه، اما خیلی زود فراموش میکنه این فقط یه «نمایش» بوده! **** ″هر شب دو تا امگا توی اون استوانه ها روی این صحنه میان تا فروخته بشن، بعدش بقیه که قصد خرید ندارن یا پولش رو ندارن چیکار میکنن؟″ لبخند موزیانهای زد و لبهاش رو با زبونش خی...
[COMPLETED] -پس هرزه هارو میاری اینجا به فاک میدی؟ با تموم شدن حرفش از پشت یقش کشیده شد و محکم به دیوار چسبید. با چشمای ترسیده به تهیونگ که پوزخند به لب بهش نزدیک میشد نگاه کرد. -اینکه بهم اعتماد نداری بده بیبی. نوک زبون گرمش رو بیرون آورد و روی فلز نازک کنار لب جونگکوک کشید: « اما همونطور که قبلا گفتم حاضرم هربار...
جئون جونگکوکی که یک بار قانون خودش رو زیر پا میذاره و با مشتریش میخوابه. غریبه جذابی که به عنوان یکی با جیب پر پول، نگاه عبوسانهای داشت؛ خبر نداشت فردا صبح که بیدار میشه همون چشمها رو چاپشده روی جلد مجله میبینه. حالا، این مرد مشهور تا آخر عمرش دست از سرش برنمیداره🥴 *** - گفته بودی بیزینسمنی + اینطور برداشت ک...
➖خـلاصـه: - خسارت و ضرری که زدی رو چطور میخوای جبران کنی؟ با بدنت... با مکث آلفا، دستش روی رون امگا قرار گرفت و تا بین پاهاش کشیده شد. تهیونگ به نرمی لبهاش رو روی هم فشار داد و سعی کرد لرزشهایی که بهخاطر اون لمس توی بدنش در حال جریان بودن رو کنترل کنه. - ...یا با ماشینت⁉️ __ "Ti amo..." تهیونگ هوایی که حین بوسهها...
Author𐄒 anne Coυple𐄒 ?? Trαɴѕlαтor𐄒Rana Geɴre𐄒 Fluff, Angest, slight NSFW ➖خـلاصـه: تهیونگ پسرش رو در حالی پیدا میکنه که جونگکوک، درامر مشهور دانشگاه که تقریبا همه هم ازش میترسن، داره باهاش بازی میکنه!
هفت سال پیش وقتی جونگکوک رو از دست داد بابونهاش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسفباری قرار داشت! +میشه بپرسم چرا من رو جونگکوک صدا میزنید؟ _ت... تو... من رو نمیشناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegave...
**پایان یافته در تاریخ ۶ جولای ۲۰۲۲** _ تفاوت یک دوست معمولی و بهترین دوست؟ خب، یک دوست معمولی قبل از ورود در میزنه ولی بهترین دوستت سرش رو میاندازه پایین، میاد تو و یه راست میره سراغ خوراکیهات. امضا: مین یونگی ژانر: دوستانه، رومنس، دانشجویی، کمی طنز، کمی حقوقی کاپل ها : ویکوک، نامجین، یونمین جئون جونگکوک،اهل بوسا...
(کامل شده) خلاصه: بعد از آزاد شدن از زندان، جونگکوک از دوست پسر سابقش بیخبر بود. دیدار دوباره جئون جونگکوک و کیم تهیونگ پر تنش و پر نفرت بود. ولی چطور به این روز افتادند؟ چرا اینقدر از هم متنفرن؟ دلیل اینکه قلبهاشون با خشم میتپه چیه؟ شیپ: تهکوک ژانر: درام، جنایی نویسنده:V
" در حال آپ... " اتفاقی توی جشن تولد پادشاه والمیر رخ داد که حتی توی ترسناک ترین کابوس های شبانهی مردم اون سرزمین هم نمیتونست به این شکل رخ پیدا کنه. پادشاه جفتش رو ملاقات کرد! جفتش یک امگای عادی نبود! یه پسر امگا بود! درواقع تنها پسرامگای که، پادشاه و مردمش تابهحال شاهدش بودن. البته این فقط شروع داستان سرزمین وال...
زوج: کوکوی KookV ژانر: رمنس، درام، روانشناختی، خشن، اسمات ردهی سنی ۱۸+ وضعیت: تکمیل شده✅ ᯽᯽᯽ ⚠این داستان شامل ناسزا و الفاظ جنسی رکیک، صحنه های خشونت آمیز آشکار و تا قسمتی توهین به یک سری از مقدسات رو در بر میگیره پس اگه زیر هجده سال هستین، یا روح لطیفی دارین و حس میکنین نمیتونین با هر یک از موارد بالا کنار بیاین از...