درحال آپ※४
24 stories
𝓣𝓱𝓮  APRIL by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 29,256
  • WpVote
    Votes 5,355
  • WpPart
    Parts 18
زیباییِ آوریل فقط برای همون ماه بود. چون جونگکوک چیزی جز سرما حس نمیکرد. ژانر: بریتانیا🇬🇧 عاشقانه🍁 سرد و بارونی🌧 انگست☔️ و زندگی روزمره🎳 مسائل ازدواج🕰 پایان خوش🐦‍⬛ کاپل: ویکوک Start: بیست و چهارم شهریورِ هزار و چهارصد و چهار
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 52,276
  • WpVote
    Votes 11,726
  • WpPart
    Parts 22
- پسر وزیر اقتصاد یه آلفای قاتل رو توی خونه‌ش قایم کرده! اگه این خبر به دست بابام برسه قبل از اینکه سلاخیم کنه سکته میکنه! تهیونگ نگاهی به داخل پاکتِ خالی چیپس کرد: - پس قرار نیست سلاخی بشی امگا، این که خیلی خوبه! ژانر: امگاورس☁️ عاشقانه🪶 اکشن🐇 پایان خوش☃️ انگست❄️ و طنز🍦 روز های عاپ: سه شنبه شروع: یکُم خرداد هزار و چهارصد و چهار پایان: -
دزد اسپرم by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 166,754
  • WpVote
    Votes 20,931
  • WpPart
    Parts 54
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
ShipWreck [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 44,013
  • WpVote
    Votes 5,967
  • WpPart
    Parts 22
"عاشق شدن مثل غرق شدن کشتی می‌مونه و دلم نمی‌خواد ببینم که امواج دریا تو رو توی خودش غرق می‌کنه." - - تهیونگ محقق باهوشیه که چند ساله داره روی دارویی برای درمان یک بیماری صعب‌العلاج کار می‌کنه؛ بیماری‌ای که گرگینه‌ها ازش در امان هستن. مطالعه‌ی تهیونگ روی ژن گرگ‌ها می‌تونه کلید ساخت داروی جدید باشه. زمانی که با تیمش برای تحقیق به یکی از آخرین جنگل‌های زندگی گرگینه‌ها میره، با استقبال خوبی مواجه نمی‌شه و از شانس بدش به کمک وارث پک یعنی جئون جونگکوک نیاز داره؛ آلفای خون خالصی که دل خوشی از انسان‌ها نداره. Name: ShipWreck Couple: KookV Genre: Omegaverse, Drama, Romance, Smut. Author: Inakkum Translator: Yasi Up: Thursday CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
نطفه‌ی شیطان  by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 68,498
  • WpVote
    Votes 8,929
  • WpPart
    Parts 33
جادوگر گفته بود: اگر خواهرش می‌خواهد باردار شود، باید هفت شب متوالی، درست از ساعت یک بامداد تا پیش از طلوع آفتاب، زیر بزرگ‌ترین درخت جنگل بنشیند؛ با لباسی کاملاً سفید، تمیز و زیبا... مثل لباس عروس. : تو می‌خوای بچه‌دار شی، به من چه! : تهیونگا، خواهش می‌کنم... گفته شوهرم نباید همراهم باشه. تنها می‌ترسم. : حتی فکرشم نکن! اما کسی فکرش را هم نمی‌کرد... اگر تهیونگ، اشتباهی و بی‌خبر، زیر آن درخت می‌نشست چه می‌شد؟ جنی که از اعماق تاریکی ها احضار شده بود، نمی‌دانست «عروسی که قرار بود کودکش رو حمل کند» ان پسر نیست،نطفه‌ی شیطان در شکم کسی کاشته شد که نباید.... _________________ kookv
Strawberry farm||Kookv by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 276,135
  • WpVote
    Votes 28,311
  • WpPart
    Parts 38
Strawberry farm🍓 مزرعه توت فرنگی اگه خودت قبول کنی با شخصی که علاقه ای بهش نداری ازدواج کنی...اجباری محصوب میشه؟ تهیونگ پسر کشاورزی که توی مزرعه توت فرنگی کار میکنه و یک روز صبح یه مرد عجیب و غریب میاد و تمامی زمین های توی روستاشون و میخره! رئیس شرکت J جئون جونگکوک توی مزرعه اش چیکار میکرد؟ چی میشه اگه متوجه بشه اون مرد جفتشه؟ ••• _اگه با من جفت بشی مادر و پدرت و پیش بهترین متخصص ها میبرم و یه خونه خوب براشون توی سئول پیدا میکنم!تازه میتونم بازنشسته اشون هم بکنم جوری که پول بیشتری بهشون داده بشه!تمام پول زمین هم بهشون میدم... +اما ما هم دیگه و نمیشناسیم... _بهش به چشم یک قرارداد نگاه کن! +سودش برای تو چیه؟ _من نمیخوام به اجبار با کسی جفت بشم...حالا که جفت خودم و پیدا کردم خانواده ام اینو درک میکنن!کافیه جلوشون تظاهر کنیم که باهم خوب و خوشحالیم همین! _قبوله؟ ••• Couple:Kookv Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:~ By: S_TAEHKOOK
TENSION🍷(vkook) by seta8603
seta8603
  • WpView
    Reads 265,949
  • WpVote
    Votes 22,970
  • WpPart
    Parts 44
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم ویکتور،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخابش کردی