We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
• Taekook Story
170 stories
Prxy | پراکسی ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 63,526
  • WpVote
    Votes 11,922
  • WpPart
    Parts 42
- هنوزم یه حبه‌قندی. - حبه‌‌قندِ کی؟ - جز من مگه کسی هست که اینطوری صدات کنه؟ ‌ ‌- مگه قول ندادی وقتی از نزدیک دیدمت، مسخره‌بازی در نیاری؟ - همین‌که پاهات هنوز تو کفشته یعنی من جدی‌ام. - می‌خوام درحالی که کامل روی صورتم نشستی، با همین ‌ ‌دهن داغ لعنتی، بدون مکث برام بخوری! جونگکوک، نوجوان 17 ساله‌ای که توی کره‌ی شمالی، با قوانین سخت‌گیرش زندگی می‌کنه. اون که با کلی ریسک و دردسر به اینترنت جهانی وصل شده، با دختری از آمریکا ارتباط می‌گیره. ولی به‌محض قطع دوباره‌ی سرورها، مجبور می‌شه دنبال وی‌پی‌ان فروشی از چین بگرده. پسری به اسم وی که پولش رو می‌گیره و در می‌ره، به همین سادگی. کاپل: ویکوک ژانر: فیک‌چت، توییتر، کمدی، درام، رمنس، اسمات! نویسنده: حنان
Hex City[هِکس سیتی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 352,211
  • WpVote
    Votes 35,767
  • WpPart
    Parts 33
Taekook توی دنیای خون و اسلحه، عشق خطرناک‌ترین چیزه. و بدترین اشتباه یه رئیس زاده اینه که دلش رو به بادیگاردش بده. ... جهان مافیا قانون خودش رو داره: اعتماد نکن. عاشق نشو. و هرگز به بادیگاردت دل نبند... ... Couple: taekook_ kookv Genre: Mafia_ Thriller_ Romance_ Engest_ smut writer: bita Channel: @kookv_life فقط پارت اول مثل فیلم کین پورشه. 🐯🐰
⌠ Apocalypse², آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 22,733
  • WpVote
    Votes 2,657
  • WpPart
    Parts 22
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
Nepenthe | Vkook Namjin by _SaeVa_
_SaeVa_
  • WpView
    Reads 957,425
  • WpVote
    Votes 115,723
  • WpPart
    Parts 52
[completed] خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره... ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین شروع : 1400.1.1 پایان : 1400.4.30 ✨Best rankings✨ #1 Vkook #1 BTS #1 Farsi #1 jungkook #2 فارسی #1 تهیونگ
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 3,888
  • WpVote
    Votes 637
  • WpPart
    Parts 8
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 16,834
  • WpVote
    Votes 2,162
  • WpPart
    Parts 10
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
Azazel | VKOOK - YOONMIN  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 30,423
  • WpVote
    Votes 2,689
  • WpPart
    Parts 38
𓂃𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥𓍯 تو! فرزند آدم! این شروع زندگی منه...زندگی اَزازِل! هیچوقت به آدمی، مشتی خاک سجده نکردم و نمی‌کنم. بلکه تک تک فرزندان آدم را، در آتش جهنم می‌سوزانم. به روستای هگنر خوش‌آمدید! ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، سکرت. ⊹ ژانر⤟ گوتیک، جنایی، اسمات، درام، معمایی، انگست، مافیایی. ⊹ نویسنده⤟ #Monalisa
「𝐖𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐂𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞 || 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸」 by EmilAmour
EmilAmour
  • WpView
    Reads 82,601
  • WpVote
    Votes 7,996
  • WpPart
    Parts 19
「می‌خواستیم، می‌تونستیم، باید.」 پایان یافته. ژانر : رومنس / دراما / کمدی / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ هوپمین "من باید تو رو می‌دیدم نبات. وگرنه نمی‌تونستم بدون تو به زندگیم ادامه بدم." زندگی تهیونگ، خلبان معرکه‌ای که حسابی تو کارش ماهر و زبردسته با هدایت یه پرواز مهم برای همیشه زندگیش تغییر می‌کنه! چون رئیس شرکتش، جئون بزرگ تصمیم می‌گیره خلبان کیم رو برای شام به هتل دعوت کنه، درحالی‌که خوب میدونه پسرِ جئون، جونگکوک آتیش‌پاره، عامل اصلی تمام معرکه‌هاییه که بین شعله‌های آتیش می‌سوزن... *این داستان و شخصیت‌هایش، هیچ ربط و تاثیری روی زندگی واقعی اشخاص نمی‌گذارد. همه ساختگی بوده و ساخته‌ی ذهن نویسنده است. وضعیت : 「تمام شده┆۱۴۰۲/۱۱/۵」
Piggy bank :::... ✔  by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 183,326
  • WpVote
    Votes 30,632
  • WpPart
    Parts 25
ıllıllı قُلَّکِ خوکی ıllıllı ~.~ ~.~.~ "رفیق... تو واقعا باید روی روش های مخ زدنت کار کنی! میتونستی حداقل قبلش برام یک مشروب بخری!" "بهتر نیست تعارفات و تشریفاتِ مسخره رو کنار بگذاریم و زودتر بریم سرِ اصل مطلب؟ به هر حال هر چی زودتر به هتلِ برسیم ، وقتِ بیشتری داریم تا بازی های بزرگونه ی بیشتری انجام بدیم... هوم؟" ~.~ ~.~.~ ژانر : ( فول سمات / رمنتیک / زندگی روزمره / کمدی / ... ) ⚠️این بوک Completed خورده ولی هر از گاهی یک شاتِ جدید درش عاپ میشه که یک داستانِ کاملا جدید از کاراکترها رو برامون تعریف میکنه و در آخر هم با یک پایانِ نسبتا قابل قبول تموم میشه....🚨 (به همین خاطر شاید بهتر باشه بوک رو بعد از خووندن، توی ریدینگ لیست هاتون نگه دارید ♡ ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ نامشخص
+17 more