Onging
68 stories
His Proxy Destiny by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 7,040
  • WpVote
    Votes 1,146
  • WpPart
    Parts 19
•| His Proxy Destiny |•♡•| سرنوشت نیابتی او |• ☆Genre: Romance, Enemies to lovers, Mperg, Smut ☆Couple: Chanbaek ☆Author: yas_exowhale ♡خلاصه ی داستان: بکهیون، یه جوون یتیم و تنها، پس از نجات جون آقای پارک (رئیس شرکت و حامی‌ش) از یک ترور ناموفق، با درخواستی شوکه کننده رو به رو میشه... "ازدواج با چانیول، پسر آقای پارک!" و حتی ازش میخواد مدیریت موقت شرکت رو تا زمانی که چانیول بتونه خودش شرکت رو سر پا نگهداره به عهده بگیره. اما مشکل اینه که آیا بکیهون میتونه با آدم بد اخلاقی مثل چانیول زندگی کنه؟! کسی که همه ازش فراری هستن حتی خانواده‌ش! ____________✨️🍻 -آها... پس تو همون بکهیونی؟ عروسک خیمه‌شب‌بازی پارک هیون سیک!؟ +هاه؟! چی گفتی احمق؟! عروسک؟! من می‌خوام... _حرف هیچکس رو نمی‌خوام بشنوم! دیروز هم گفتم... همین الان این کوتوله رو از خونه‌م ببرید بیرون!
Trace by Tinkerbelleri
Tinkerbelleri
  • WpView
    Reads 3,543
  • WpVote
    Votes 914
  • WpPart
    Parts 13
داستان از جایی شروع میشه که بکهیون و چانیول بعد از سالها رابطه ی عاشقانه تصمیم میگیرن ازدواج کنن. ‌اونها برای خرید خونه ی رویاهاشون به آمریکا میرن و حالا قراره برگردن کره تا مراسم ازدواجشونو با حضور خونواده و دوستاشون بگیرن. همه با خوشحالی تو فرودگاه سئول منتظر برگشت این زوج دوستداشتنی ان اما زمانی که می بینن بکهیون با چهره ای گرفته تنها برگشته شوکه میشن ... فکر می کردن برای خوشبختی فقط کافیه کنار هم بمونن فکر می کردن عشق از پس هر مانعی برمیاد اما بعضی جنگ ها بزرگتر از اونن که عشق براشون کافی باشه..در نهایت همه چیز از بین میره و تنها چیزی که میمونه خاطره هاست و رد محوی از کسی که دوستش داشتی...
𝖣𝖨𝖱𝖳𝖸 𝖫𝖮𝖵𝖤 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 117
  • WpVote
    Votes 32
  • WpPart
    Parts 1
🍷خون، مرگ، دود سیگار و لیوان‌های نیمه‌خالی شامپاین؛ شب‌های بکهیون همیشه بوی همین چیزها رو می‌داد. صدای ناله‌ی آدم‌هایی که دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتن، لابه‌لای خنده‌ها و موسیقی گم می‌شد. اینجا کسی از شنیدن صدای مرگ تعجب نمی‌کرد؛ مرگ بخشی از زندگی بود. برای اون، مرگ و لذت همیشه زیادی به هم نزدیک بودن. هر دو درد داشتن، هر دو وسوسه‌ات می‌کردن و هر دو می‌تونستن کاری کنن که برای چند لحظه، دنیا رو فراموش کنی. اما عشق... عشق یه چیز دیگه بود. مرگ یه پایانی داشت اما عشق می‌تونست نگهت داره؛ درست همون‌قدر زنده که هر روز شاهد فرو ریختن خودت باشی. ꔵ Chanbaek ꔵ Mafia Romance, Smut, Angst, Crim ꔵ Writing Elsa ꔵ Editor Berry
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 40,199
  • WpVote
    Votes 6,623
  • WpPart
    Parts 25
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ by Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    Reads 1,208
  • WpVote
    Votes 263
  • WpPart
    Parts 8
چان یول امپراطور 36ساله هوانگ و کسی که درگذشته قاتل فرمانده بزرگ چوسان پدر بکهیونه درصدد حمله دوباره به چوسان و تصرف خاک این سرزمین هست. برای همین خودش شخصا و به طور ناشناس برای بررسی اوضاع چوسان وارد خاک این سرزمین میشه درحالی که بایه بیماری جدی و خطرناک مادرزادی سروکله میزنه....🏹 بکهیون و برادرش مینسوک تو تمام این سالها برای حفظ زندگی و جونشون مجبورشدن هویت اصلی خودشون رو پنهان کنن و مثل یک زن در جامعه ظاهر بشن🗝 و دوکیونگسو که به اتهام قتل ملکه مادر به همراه دوستانش از قصر فراری میشه...‼️ چه سرنوشتی در انتظار تک تک این شخصیت ها وجود داره آیا بکهیون میتونه قاتل پدرش رو بشناسه ༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ ɢᴇɴʀᴇ: ʜɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ,ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ+18 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 25,056
  • WpVote
    Votes 5,492
  • WpPart
    Parts 24
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
Solmere by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 14,901
  • WpVote
    Votes 3,368
  • WpPart
    Parts 25
«فکر می‌کردم حتی اگه دوستم نداشته باشی، حداقل مال من می‌مونی...» تا حالا شده در عشقی قدیمی گیر کنی و دیگه هرگز نتونی به کسی جز اون حتی فکر کنی؟! چانیول بعد رفتن بکهیون شکست و تکه هاش رو باد برد اما بکهیون... اون زیبای لعنتی حالا ازدواج کرده بود و زیادی خوشبخت به نظر می‌رسید. کاپل: چانبـک ژانر: عاشقانه، امگاورس، درام محدودیت سنی🔞 نویسنده: السا
『𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑬𝒏𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒓』 by Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    Reads 5,940
  • WpVote
    Votes 1,286
  • WpPart
    Parts 20
«جایی که دنیا با مرگبارترین فاجعه جهانی دست و پنجه نرم میکنه و روزانه هزاران انسان به کام مرگ کشیده میشن، ژنرال پارک زندگی خودش رو صرف خطرناکترین ماموریت کاریش میکنه، اون باید تو عمیق ترین سیاچال ها به دنبال مردی بگرده که روزی همسرش بوده، بیون بکهیون» توجه❗️ این فیکشن در ادامه فن فیکشن «انفورسر» نوشته شده 𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐄𝐧𝐟𝐨𝐫𝐜𝐞𝐫 ɢᴇɴʀᴇ: ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴍᴀғɪᴀ, ᴀɴɢsᴛ, ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ʜᴜɴʜᴀɴ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
𖠁 Self Portrait 𖠁 by Shiny_ownstory
Shiny_ownstory
  • WpView
    Reads 492
  • WpVote
    Votes 113
  • WpPart
    Parts 17
گاهی یک لبخند می‌تونه شروعِ سقوط باشه ... من فقط خواستم ناجی باشم ؛ اما مهربانیم بهانه‌ای شد برای یک بازی کثیف. میونِ عکس‌هایی که همه‌چیز رو به آتش کشیدند و دروغ‌هایی که همه باورشون شد ؛ فهمیدم هیچ‌کس اونطور که نشون می‌ده نیست. در شهری پر از فلاشِ دوربین و چشمان قضاوت‌گر، در شهری که هر نگاه، یک رسوایی تازه می‌سازد، من ماندم میونِ انتقام و بخششی که شاید هرگز نیاد...
I woke up as the second prince by abgoon
abgoon
  • WpView
    Reads 582
  • WpVote
    Votes 156
  • WpPart
    Parts 13
𝐼 𝑤𝑜𝑘𝑒 𝑢𝑝 𝑎𝑠 𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑒𝑐𝑜𝑛𝑑 𝑝𝑟𝑖𝑛𝑐𝑒⏳️ من به عنوان شاهزاده دوم بیدار شدم⌛️ ───────────── بیون بکهیون. مدل مشهوری که کارش با فاش شدن راز زندگیش به زبان خودش شروع شد. «من گی‌ام.» و عجیب‌تر اینکه همین اعتراف باعث پیشرفتش هم شد. مدل جوان انقدر سریع معروف و محبوب شد که مردم حتی نتونستند واکنش‌های منفی‌شون رو نشون بدن. اما حالا، چیزی که باعث شد زندگی این مدل شناخته شده و برجسته تغییر کنه این بود که... وقتی بیدار شد اطرافش رو نمیشناخت. Genre⇢ Romance ▪︎ Smut ▪︎ History ▪︎ Time-travel ▪︎ Drama Couple⇢ CHANBAEK Status⇢درحال آپ