ongoing stories
76 stories
Solmere by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 15,359
  • WpVote
    Votes 3,523
  • WpPart
    Parts 26
«فکر می‌کردم حتی اگه دوستم نداشته باشی، حداقل مال من می‌مونی...» تا حالا شده در عشقی قدیمی گیر کنی و دیگه هرگز نتونی به کسی جز اون حتی فکر کنی؟! چانیول بعد رفتن بکهیون شکست و تکه هاش رو باد برد اما بکهیون... اون زیبای لعنتی حالا ازدواج کرده بود و زیادی خوشبخت به نظر می‌رسید. کاپل: چانبـک ژانر: عاشقانه، امگاورس، درام محدودیت سنی🔞 نویسنده: السا
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 12,334
  • WpVote
    Votes 2,351
  • WpPart
    Parts 23
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 90,390
  • WpVote
    Votes 21,317
  • WpPart
    Parts 47
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
The Phantom of the Opera by Emil_fiction
Emil_fiction
  • WpView
    Reads 56
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 3
[The Phantom of the Opera] [شبح اپرا] من فقط یک قدم با بزرگ ترین آرزوی عمرم فاصله داشتم. فقط یک قدم برای اینکه صدام رو به گوش تمام دنیا برسونم. "ولی من کشته شدم، توی یک قدمی آرزوها کشته شدم." ___________ سال ۱۹۵۰ایتالیا زمانی که تمام خواننده های اپرا یکی یکی به دست شبح اپرا یعنی همون مرد سیاه پوشی که بعد از پایان اجراها توی اتاق استراحت می ایستاد کشته می شدن. شبح اپرا دنبال چی می گشت؟ دنبال خون؟ سیاهی؟ یا سکوت؟ این داستان ماورایی و خون اشامی نیست ×برخی از تجربیات داخل داستان بر اساس زندگی واقعی است.× ژانر:درام، رومنس،جنایی،ماجراجویی،کمی ترسناک کاپل ها:چانبک، کایسو
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 27,280
  • WpVote
    Votes 4,475
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
💌 About Falling in Love 💌 by _Leviathan_Fiction_
_Leviathan_Fiction_
  • WpView
    Reads 524
  • WpVote
    Votes 112
  • WpPart
    Parts 9
هرکدوم از ما تو قسمت خاک‌خورده‌ی ذهنمون یه‌سری ترس‌ها داریم. ترس از آب... از تنهایی... شاید هم ترس از دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن... اما عادت کردیم نقاب بزنیم و خودمون رو بدون هیچ ترس و ضعفی نشون بدیم. زندگی برام تموم شده بود تا اینکه دیدمش!! همه‌چیز بعد دیدن اون عوض شد؛ حتی رنگ آسمون. از اون روز به بعد بود که فهمیدم آبی چه رنگیه. رنگی که در تضاد با موهاش بود، مخصوصا وقتی که توی آب می‌رقصید. لحظه‌ای که صدای کوبش قلبم رو شنیدم، فهمیدم راه گریزی واسم نمونده. من مبتلا شده بودم... به نوری که قسمت تاریک وجودم‌ رو روشن می‌کرد. داستان ساده بود؛ من عاشقش شدم و یادش دادم عاشقم بشه. 💛 ғιcтιoɴ: #AboutFallingInLove 🩷 coυple: chanbaek 🩵 ɢeɴre: romance- dram 💚 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: @yasibbh
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 25,981
  • WpVote
    Votes 5,619
  • WpPart
    Parts 24
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
Marvane by ByunRiyan
ByunRiyan
  • WpView
    Reads 2,170
  • WpVote
    Votes 468
  • WpPart
    Parts 14
ᴍᴀʀᴠᴀɴᴇ ~ مرداب فریبنده Cₒᵤₚₗₑₛ: Chanbaek , Sekaihun Gₑₙᵣₑ: Dark Romance, Mafia, Criminal, Smut Wᵣᵢₜₑᵣ: Riyan قتل‌های سریالی منطقه 12 سئول، دشوارترین و خطرناکترین پرونده ممکن، حالا به دست افسر اوه سهون افتاده. پرونده‌ای که نه هویت مقتول‌ها مشخصه و نه اثری از قاتل هست. و سهون هرگز فکر نمی‌کرد هر قدمی که به جلو برداره بیشتر و بیشتر توی این باتلاق فرو می‌ره...
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 19,688
  • WpVote
    Votes 3,721
  • WpPart
    Parts 31
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]