Namjin
32 stories
Arrange Marriage by fictionwriter_07
fictionwriter_07
  • WpView
    Reads 87,348
  • WpVote
    Votes 8,086
  • WpPart
    Parts 65
Kim Seokjin has only known pain-losing his parents, living under toxic step-parents, and being trapped in a false, abusive love. His only light in the darkness is his younger brothers, Jimin and Jungkook. Everything changes when he is forced into an arranged marriage with Kim Namjoon, a soft-hearted CEO who is nothing like the world Jin grew up in. What starts as a loveless contract slowly turns into something Jin never believed in-care, warmth, and a family that truly loves him. In a house full of kindness, Jin begins to heal... and for the first time, he learns what it feels like to be loved the right way.
baby boy /namjin/ by KiomKim
KiomKim
  • WpView
    Reads 11,719
  • WpVote
    Votes 1,146
  • WpPart
    Parts 22
... کاپل:نامجین کاپل فرعی :کوکوی ... یونمین موضوع: نامجون امپراطور کره هزار جور ادم میخوان باهاش باشن و درحال جنگ با چین بود و همه بهش اصرار میکردن ازدواج کنه و اما جین ....... بقیشو تو فیک بخونید 😔 شخصیت ها : نامجون جین یونگی هوسوک جیمین تهیونگ جونگکوک سوبین( تی اکس تی) یونجون( تی اکس تی) بنگ چان( استری کیدز) وضعیت:پایان یافته خیلی وقته حمایت کن فیک افتر اسکول هم بخون
The King Likes Men by Crys_Tells
Crys_Tells
  • WpView
    Reads 6,374,365
  • WpVote
    Votes 436,282
  • WpPart
    Parts 75
Korea goes into an uproar when its announced that its faceless King, Kim Namjoon, likes men and only men. In an effort to get him married off, his grandmother holds a competition in which the winner will become the King's spouse. Korea's gay men gather to win over the King's heart, but from just one look Namjoon feels himself drawn to one particular candidate, Kim Seokjin.
nerd rope| namjin by namjoon_boii
namjoon_boii
  • WpView
    Reads 1,925,863
  • WpVote
    Votes 75,202
  • WpPart
    Parts 66
"honestly i dont care abt ur kinks, buy me nerd ropes." in which namjoon falls in love with an innocent boy
twinkle twinkle (Namjoon POV)/ |namjin|/|complete| by farbomiz
farbomiz
  • WpView
    Reads 9,285
  • WpVote
    Votes 2,310
  • WpPart
    Parts 22
هر چقدر هم سعی کنی آدم درستی بمونی و تمیز زندگی کنی در نهایت باید برای رسیدن به خواسته هات دست به کارایی بزنی که یه روزی فکر میکردی عمرا انجام بدی. پول، قدرتی نامرئی که من، کیم نامجون، رو سمتش هل داد تا بهم ثابت کنه باز هم می‌تونه شکستم بده. می تونه کاری کنه که حتی قلبمم بهش ببازم. اوایل شاید فقط یه پیچ لعنتی بود که از زیر دستم در رفت و زیر پاش وایستاد ولی کم کم دلمم همراه پیچ زیر پاش از تپش افتاد.
K&K by jin_joon7
jin_joon7
  • WpView
    Reads 4,239
  • WpVote
    Votes 485
  • WpPart
    Parts 35
هزار بار نگاهت کردم و تو روت اونور بود و ندیدی، مثل ماه. هزار بار از پشت پنجره اتاقم نگاهش کردم و حتی یبارشم نفهمید... کیم نامجون بعد از 10 سال کسی که عاشقش هست رو پیدا میکنه ولی جین قلبش هنوزم برای همسرشه...
✺Gomeηasai till the Eηd✺′ᴺᵃᵐʲⁱⁿ′ by Pinky-Moon
Pinky-Moon
  • WpView
    Reads 11,044
  • WpVote
    Votes 2,583
  • WpPart
    Parts 19
{𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥} ″امروز دوباره با مامان بابام بحثم شد...″ ″بخاطر من؟ ″ ″بخاطر علاقم .″ ″متاسفم...″ ″بابت علاقم؟″ ″نه! نمیدونم... بابت اینکه بخاطر من اذیت میشی″ ″ولی من دوستش دارم...″ ″پس تا آخرش شرمندتم″ ″منم تا آخرش عاشقتم...″ ※Couple: Namjin※ ※Genre: Romance,Slice of life,Drama,Angst※ ☁ 3 in #kimseokjin ☁
 《 organisation 》 by LaRoza44
LaRoza44
  • WpView
    Reads 5,398
  • WpVote
    Votes 409
  • WpPart
    Parts 18
[ سازمان ] سال 1572 پنج تا دوست صمیمی؛ پارک ، مین ، وانگ ، جئون و کیم به خاطر مرتکب شدن به یه اشتباه .... از اون موقع 450 سال گذشته و حالا قدرت از پدرها به پسرها رسیده و الان اونها مجبورن پایبند قوانین اجدادشان باشن . این وسط چه اتفاق هایی ممکنه پیش بیاد؟ بخشی از داستان : نامجون: میدونم با تاسف من هیچی درست نمیشه اما من واقعا متاسفم و قول میدم که جبران کنم و اولین قدم هم برای جبران کارم جدا شدن از عمومه . از تشکیلات عموم جدا میشم و با تو و پدرت همراه میشم. امیدوارم که تو منو ببخشی. جین برای بار دوم توی اون شب شُکه شد. الان واقعا نامجون میخواست عموش ، کسی که این همه سال بزرگش کرده بود رو ترک کنه، و به خودش و پدرش کمک کنه فقط بخاطر اینکه جین ببخشدش . ****** جونگ کوک : نشنیدم جوابتو .... فهمیدی چی بهت گفتم ؟ تهیونگ : ب..بله. فکش رو ول کرد و یه قدم بهش نزدیک شد و گفت : جونگ کوک : آفرین عزیزم ، امیدوارم دیگه تکرار نشه چون فقط با یه سیلی قضیه رو تموم نمیکنم . اینم بدون که رفتار من فقط به رفتار خودت بستگی داره... خودتی که تعیین میکنی باهات مثل یه زندانبان رفتار کنم یا یه شوهر پس از این به بعد حتما مراقب حرف هات و رفتارت باش‌‌‌‌‌‌ **** ژانر: اکشن، اسمات ، عاشقانه ، جنایی ، مافیا، .. زمان آپ: آخر پارت اول توضیح دادم (^-^)/💜
⭕ Silver Devil ⭕ by Beauty_9500
Beauty_9500
  • WpView
    Reads 129,496
  • WpVote
    Votes 21,725
  • WpPart
    Parts 82
+ به الهه‌های یونانی اعتقاد داری؟.. دقیقا مثل آفرودیت زیبایی.. مثل آتینا عقل‌هارو میدُزدی.. مثل آرتِمیس چشمای نقره‌ایت میدرخشه.. ولی به این هم اعتقاد داری که الهه‌ها یه روزی محو میشن؟.. ⭕⭕⭕ _ کسی‌رو از جهنم بترسون که روحش رو به شیطان نفروخته باشه...آتیشی که تو ازش حرف میزنی خیلی وقته خاکسترم کرده..منو از خاکستر خودم نترسون.. ⭕⭕⭕⭕⭕⭕⭕⭕⭕⭕ ژانر : مافیا ، بی دی اس ام ، اسمات ، روانشناسی ، دراگ ، درتی تاک کاپل : نامجین ، یونمین ❌ این فیک اجازه باز نویسی و بازگردانی ندارد❌ نویسنده: @mohanaaaaaa وضعیت آپ: فصل اول/ پایان یافته⭕ 🥇1#BDSM
Secretary kim by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 62,409
  • WpVote
    Votes 9,265
  • WpPart
    Parts 13
در اتاق نامجون زده شد **بیا تو** *عصربخیر قربان* **سلام،اینجا چیکار میکنی؟و اون چیه توی دستت؟** *ای دیمه،دارم برش میگردونم چون دارم استعفا میدم.* **نمیتونی اینکارو بکنی،من بهت حقوق خوبی میدم.** *درسته اما من نمیتونم 6 روز هفته کار کنم،من یه زندگیم دارم.* دستیار قدیمیه نامجون دفترشو ترک کرد.آه کشید،اون واقعا به یه دستیار نیاز داره.رفت توی پروفایلی که مردم درخواست کار داده بودن.از اطلاعات هیچ کدومشون خوشش نیومد.اونا آدمای تنبلی بنظر میرسیدن.کمی زمان برد،اما بالاخره آدم پرفکتو پیدا کرد. **کیم سوک جین** قبل از استخدام کردنش،درخواست یه مصاحبه باهاش رو کرد.