skzbird's Reading List
5 stories
Thantophobia by itsaboutchris
itsaboutchris
  • WpView
    Reads 16,734
  • WpVote
    Votes 2,428
  • WpPart
    Parts 24
"وقتی دلم برای خنده‌هات لرزید و چشم‌هات تبدیل شد به نقطه ضعفم، نمی‌دونستم نبود گرمای اون لبخندها و تیغه‌ی تیز خشم توی چشم‌هات یه روزی نفسم رو می‌برن." 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻: THANTOPHOBIA 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Chanmin, Binsung 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Angst, Romance, Royal, Smut 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Chris +18
Flight Night by mlilino
mlilino
  • WpView
    Reads 83,802
  • WpVote
    Votes 672
  • WpPart
    Parts 3
قضیه از اون‌جا شروع شد که چان شب رو توی اتاق دیگه‌ای موند... این کار تماما اسمات و دارای صحنه‌های باز هست. امیدوارم بدونید این‌ها صرفا نوشته‌ هستند و ربطی به زندگی واقعی پسرها نداره. کاپل‌ها: چان‌مین‌سونگ(ورس)، چانگ‌جین ژانر: زندگی روزمره، اسمات
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 18,948
  • WpVote
    Votes 2,014
  • WpPart
    Parts 28
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
𝗙𝗮𝗹𝗹𝗶𝗻𝗴 𝗧𝗼𝗴𝗲𝘁𝗵𝗲𝗿 | Hyunin by im__tokyo
im__tokyo
  • WpView
    Reads 15,361
  • WpVote
    Votes 2,414
  • WpPart
    Parts 16
[تکمیل شده] کاپل:هیونین ژانر: روزمره/عاشقانه/اسمات رده سنی: +18 غیرقانونی از مرزهای ذهنم عبور کردی، پا به خیالاتم گذاشتی و حالا توی قلبم ساکن شدی... مسافر بی‌مجوزِ من، اخراجت نمیکنم. قلب تنهای من... حالا مستعمره‌ی توست.
cold bed by amywesternofficial
amywesternofficial
  • WpView
    Reads 8,346
  • WpVote
    Votes 1,088
  • WpPart
    Parts 85
هیونجین بله کریس را شنید و قلبش با ترس فشرده شد انگار هنوز هم کابوس میدید. ازدواج با همجنسش!؟ حتی اگر بهترین دوستش باشد و از نیت خیرش مطمئن باشد... خودش و این حس بدی که نسبت بخودش پیدا کرده بود به کنار،یا پدربزرگش؟اگر میفهمید فقط بخاطر اقامت آمریکا به چنین کاری تن داده حتماً خودش را میکشت! "...تا وقتی مرگ شما را از هم جدا کند؟"عاقد ساکت شد تا برای بار دوم جواب بگیرد. کریس با هیجان به لبهای قرمز هیونجین نگاه کرد تا صدای قشنگش را بشنود. شاید خیلی نامردی بود ولی در آن لحظه دیگر برایش اهمیت نداشت هیونجین به چه فکر میکرد یا چه حسی داشت. حتی اگر ترسیده یا منصرف شده بود کافی بود بله را بگوید و نقشه او کامل شود. پلی ساخته بود تا این پسرک زیبا را از آن ردکند و بعد طوری پل را بترکاند که حتی یک آجر از آن باقی نماند!