[ کامل شده]
+ اسمت چیه؟
_ لوسیفر
+ مثل شیطان؟
پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد...
_ دقیقا
مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد...
+ اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم
_ چه مخفف احمقانه ای!
+ احمقانه یعنی چی؟
پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید
_ از مامانت بپرس
مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد
+ ولی من خانواده ای ندارم
پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت!
ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : یونمین / نامجین
حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :)
(دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil
پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشهی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده میشد و به محض شنیدن این لقب، دندونهاش برای پاره کردن خرخرهی موجودات نمکریز دورش تیز میشد. هیچکس نمیدونست چی میتونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که میدونست جفت حقیقیش، جئون جونگکوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیکتر به محض حس کردن بوی بادومزمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگهای روی کرهی زمین به بادومزمینی حساسیت داره. 🥜
ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات
زمان آپ: روزهای زوج
- این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازهی من فایل شده.
🌟فیکشن : #StarDust | #گردستاره
🌟کاپل ها: چانبک
🌟ژانر: رمنس. غمگین . درام
🌟محدودیت سنی: 18+ NC
🌟تعداد کلمات : 23411
🌟نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿🌸
⌗═🌿📚✾خلاصه داستان ✾📚🌿═⌗
قهرمان داستان ما همه چی داره... چهره خوب و یه صدای خوب و با یه سر پر از ارزو و امید برای اینده... اون گیتارش رو میندازه روی دوشش و از شهر کوچیکی که دوران کودکیش رو توی یکی از پرورشگاههاش سپری کرده خداحافظی میکنه و میاد سئول تا به رویاهاش بال پرواز بده اما سرنوشت چیز دیگه ای رو ازش میخواد... چشم هاش میشینه روی یکی از زیباترین خلقت های خدا و تو یه لحظه تمام رویاهاش در برابر داشتن اون پسر با چشم های سردش بی معنی میشه... یعنی قهرمان ما میتونه قلب یخی اون شاهزاده کوچولو رو به دست بیاره؟
🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟
-"میخوام محکم نگهت دارم اونقدر که تو وجودم حل شی...و در عین حال از محکم داشتنت میترسم چون انقدر شکستنی به نظر میای که میترسم بهت آسیب بزنم...اما در عین حال نمیتونم رهات کنم...انگار اگه رهات کنم گم میشی و من باید تا ابد دنبالت بدوام در حالی که تو حتما رد پاهات هم پاک میکنی که دوباره گیرم نیفتی...حتی الان که بین بازوهام نگهت داشتم برام یه رویای دست نیافتنی ای..."
✨ #StarDust
اگه دیروز راجب امروز میدونستم بهت میگفتم اونقدر عاشقتم که میتونم تمام فرداهای زندگیم رو چشم بسته بدم دستت تا فقط دوباره امروز بتونم یه بار دیگه صدای اون خنده احمقانه ات رو که ازش با تمام وجود متنفرم بشنوم...
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه!
چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟!
+ احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..!
#Chanbaek
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- ازم بدت مياد؟
+ مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد!
#hunhan
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست..
#kaisoo
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
Story Started: 18.01.2017
Story Finished: 13.11.2017
💮هم نشان
💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو
💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
بکهیون وارث بیچونوچرای شرکت پارکه. اون همه زندگیش رو صرف رسیدن به این نقطه کرده و برای نگه داشتنش از هیچی دریغ نکرده. ولی چی میشه اگه یه روز رقیبی که همیشه ازش میترسید پیداش بشه و موقعیت بکهیون رو به خطر بندازه؟ یعنی بکهیون باز هم میتونه تو صدر بمونه؟
💎 فیکشن : SpotLight
💎 کاپل : چانبک. ویکوک. کریسهو
💎ژانر : رمنس. درام
💎محدودیت سنی : 18+
💎نویسنده : #SilverBunny 🐰
🕰️روزهای آپ : دوشنبهها 8 ت ا 10 شب
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو میدونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟
♟ • فیکشن : #Supreme
♟ • کاپلها : چانبک.ویکوک.کایسو
♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس
♟ • محدودیت سنی : 🔞
♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰