12 stories
𝙂𝙖𝙢𝙚 by Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Reads 98,813
  • WpVote
    Votes 14,638
  • WpPart
    Parts 50
<<کامل شده>> قطعا کار کردن توی یک آسایشگاه روانی اون هم به عنوان بهترین روانشناس، سختی های خودشو داره! اما چی میشه اگه لی مینهو، مرد متاهل سی ساله ایی که بالاخره تونسته توی این آسایشگاه به عنوان روانشناس کار کنه، پرونده بیمار مرموزی به اسم هان جیسونگ رو به دست بگیره و با کشف حقایق پشت پرده تمام زندگیش تغییر کنه؟! _"عشق تو برای من یه باخت حتمی بود جیسونگ، یه بازی بود. یه بازی با اینکه میدونستم آخرش میبازم. آره میدونستم ولی من با تمام وجودم پرستیدمت، نفست کشیدم و با تمام وجودم ذره ذره ی خودم رو آب کردم توی این عشق. ازت هیچ انتظاری ندارم که متاسف باشی. چون این منم که باید متاسف باشم. نه برای تو جیسونگ، بلکه برای خودم متاسفم که عاشقت شدم" Fic Name : Game Couples : MinSung , HyunSung Genre : Romance , Smut , Psychology , crime , dark, Happy end Writer : Aurora
••✴️Stigma✴️•• by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 1,552,993
  • WpVote
    Votes 228,482
  • WpPart
    Parts 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
Eternal meeting  by Hyunlix_Ir
Hyunlix_Ir
  • WpView
    Reads 51,834
  • WpVote
    Votes 4,809
  • WpPart
    Parts 53
عشق واژه غریبیست برای تعریف احساس من به تو.. تو معبد پرستش بودی و من تنها عبدی که چگونه پرستیدن تو را، بلد بود! "تو دقیقا فرق بین زنده بودن و زندگی کردنم بودی و حالا که کنارم نیستی دیگه نمیدونم دارم چیکار میکنم!" "دوست داشتنت دردناکه، و من عاشق این درد شدم!" . . جوانی از جنس رز سیاه که دلدادگیش برای معشوق را خوب بلد بود.. پیوندی نانوشته بین قلب هایی در دورترین فاصله! مردی که برای تمام عمر جسم و روحش با درد عجین شده بود و این بین در پساتوی خیابان های سرد و خیس خورده پاریس دنبال عشقی گمشده و قدیمی میگشت.. . . . پسرک شرقی ای که تک به تک مویرگ هایش در عوض خون، غم رو پمپاژ میکردن.. قلب از دست رفته اش در پی جستجوی زندگی ای بود که هرگز نصیبش نشد! رویاهای از دست رفته اش، به تلخی قهوه ای فرانسوی در کافه موسیو پیری بود که سال ها به مکان امنش تبدیل شده بود.. آیا در این بین لی فلیکس می توانست عاشقی کردن را به سبک مردش بیاموزد و با آسودگی آن را بیان کند یا در نهایت هوانگ هیونجین در این جاده تاریک و طولانی به تنهایی قدم میزد؟ ~~~~~~~~~~~~ ~~~~~~~~~~~~ ~~~~~~~~~~~~ کاپل: هیونلیکس، ویکوک، مینسونگ ژانر: درام روانشناختی -رمانس -تراژدی-مافیا-پلیسی رایتر: هیوما
Actual self [Yoonmin]~|completed by R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 8,648
  • WpVote
    Votes 1,748
  • WpPart
    Parts 10
↴ేخلاصه _ چطور میتونی بگی عاشقته؟! اون تورو میشناخت، ولی من بلدمت! اون لبخند به لبت می‌آورد، ولی من می‌خندونمت! اون اذیتت کرد، ولی هر بار من مرحم زخم هات شدم! اون بهت بدی کرد و من هربار بغلت کردم. اون اسمت رو میدونست، ولی من بوی تنت رو میشناسم! حالا بهم بگو جیمین.....کی بیشتر عاشقته؟ چطور میتونی عشق منو زیر سوال ببری؟! ⦃داستانی درباره خودِ واقعی مون، که گمش کردیم...⦄ (پارت ها کوتاهه) •°•°•°•°•°•°•°•° 🎥ే نام ⪼『خودِ حقیقی -- Actual self』 🐈‍⬛ే کاپل ⪼ یونمین 📓ే ژانر ⪼ روانشناختی، انگست، رمنس، هپی‌اند ✒️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ♣️ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Father [Yoonmin]~|completed by R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 143,742
  • WpVote
    Votes 23,354
  • WpPart
    Parts 27
_ من یه پدر مجردم _ دوستت دارم _ من یه دختر 3 ساله دارم... _ دوستت دارم _ من فقط باری سنگین روی شونه هاتم.... _ دوستت دارم پتال....و هیچ اهميتي به این ها نمیدم ↴ేخلاصه چیزی درباره اثر پروانه ای می‌دونید؟ میگن حتی بال زدن یک پروانه هم میتونه روند جهان رو تغییر بده. یونگی با تک تک وجودش به این قانون باور داشت. اگه اون روز ماشینش پنچر نمیشد اگه اون روز توی پارک نمی‌رفت اگه اون روز اون بادکنک قرمز رو توی هوا نمی‌گرفت شاید هیچ وقت با پارک جیمین آشنا نمیشد:) <داستانی جهت ساخت حس خوب و اکلیلی> (پارت ها کوتاهه) ~~~~~~~~~~~~~~ ☕️ే نام ⪼『پدر -- Father』 🧸ే کاپل ⪼ یونمین 🎈ే ژانر ⪼ رمنس، درام، فلاف، هپی اند 🍂ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 🪿ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Our Destiny (L.S) by Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    Reads 1,171,825
  • WpVote
    Votes 128,363
  • WpPart
    Parts 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Just say the word | sope by UNHOLYME
UNHOLYME
  • WpView
    Reads 65,409
  • WpVote
    Votes 11,662
  • WpPart
    Parts 42
رابطه یونگی و جیمین داره از هم می‌پاشه. یه شب یونگی تو حالت مستی شیطانی رو احضار می‌کنه که حاضره هرکاری بخواد براش انجام بده. چپتر های اول یونمین و انگسته. هوسوک:⬆️ یونگی: ⬇️ نویسنده: lPurplekoya@ ترجمه: UNHOLYME@
Me,You,Him! (Ziam) by p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    Reads 335,922
  • WpVote
    Votes 42,028
  • WpPart
    Parts 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
CONQUERED by Mahsa_shw
Mahsa_shw
  • WpView
    Reads 1,221,614
  • WpVote
    Votes 145,746
  • WpPart
    Parts 124
I changed that Monster, just for YOU..! ❌هشدار❌ ۱-فنفیک با فاصله‌ی زمانی نسبتا زیادی آپ میشود. ۲-این یک رمان طولانی است؛ اگه حوصله‌ی داستان طولانی ندارید، این فنفیک را شروع نکنید. ۳-این یک فنفیک "بی‌دی‌اس‌ام" نیست اما دارای محتوایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد. از جمله آسیب‌های فیزیکی، تحقیر، تجاوز، قتل، کشتارهای دسته جمعی، صحنه‌های باز روابط جنسی، خودآزاری و.... 🖤خطاب به تمام قربانیان تجاوز؛ به عنوان یک انسان میدونم تجاوز تا چه مقدار درد و سختی به فرد قربانی تحمیل میکنه و فرد چقدر میتونه آسیب ببینه و زندگیش تحت تاثیر قرار بگیره. چیزهایی که در این بوک نوشته شده صرفا یک داستانه و به خاطر همین هم، شرایط واقعی روحی و روانی فرد قربانی تجاوز، و رابطه‌ی اون با فرد متجاوز به درستی به تصویر کشیده نشده. امیدوارم کسی در دنیای واقعی آسیب‌های وارده بر قربانی‌ها رو نادیده نگیره و فراموش نکنید که هر چیزی که اینجا میخونید، صرفا یک داستان تخیلیه و واقعیت نداره. با عشق و احترام زیاد برای تمام انسان‌هایی که قربانی تجاوز شدند. شما جنگنده و شجاع هستید. بهتون افتخار میکنم🖤=)))
Always You [L.S] ~ By Miss X by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 3,309,211
  • WpVote
    Votes 303,313
  • WpPart
    Parts 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...