11 histórias
𝙂𝙖𝙢𝙚 de Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Leituras 101,572
  • WpVote
    Votos 14,897
  • WpPart
    Capítulos 50
<<کامل شده>> قطعا کار کردن توی یک آسایشگاه روانی اون هم به عنوان بهترین روانشناس، سختی های خودشو داره! اما چی میشه اگه لی مینهو، مرد متاهل سی ساله ایی که بالاخره تونسته توی این آسایشگاه به عنوان روانشناس کار کنه، پرونده بیمار مرموزی به اسم هان جیسونگ رو به دست بگیره و با کشف حقایق پشت پرده تمام زندگیش تغییر کنه؟! _"عشق تو برای من یه باخت حتمی بود جیسونگ، یه بازی بود. یه بازی با اینکه میدونستم آخرش میبازم. آره میدونستم ولی من با تمام وجودم پرستیدمت، نفست کشیدم و با تمام وجودم ذره ذره ی خودم رو آب کردم توی این عشق. ازت هیچ انتظاری ندارم که متاسف باشی. چون این منم که باید متاسف باشم. نه برای تو جیسونگ، بلکه برای خودم متاسفم که عاشقت شدم" Fic Name : Game Couples : MinSung , HyunSung Genre : Romance , Smut , Psychology , crime , dark, Happy end Writer : Aurora
••✴️Stigma✴️•• de SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Leituras 1,565,997
  • WpVote
    Votos 228,892
  • WpPart
    Capítulos 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
Actual self [Yoonmin]~|completed de R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Leituras 8,832
  • WpVote
    Votos 1,767
  • WpPart
    Capítulos 10
↴ేخلاصه _ چطور میتونی بگی عاشقته؟! اون تورو میشناخت، ولی من بلدمت! اون لبخند به لبت می‌آورد، ولی من می‌خندونمت! اون اذیتت کرد، ولی هر بار من مرحم زخم هات شدم! اون بهت بدی کرد و من هربار بغلت کردم. اون اسمت رو میدونست، ولی من بوی تنت رو میشناسم! حالا بهم بگو جیمین.....کی بیشتر عاشقته؟ چطور میتونی عشق منو زیر سوال ببری؟! ⦃داستانی درباره خودِ واقعی مون، که گمش کردیم...⦄ (پارت ها کوتاهه) •°•°•°•°•°•°•°•° 🎥ే نام ⪼『خودِ حقیقی -- Actual self』 🐈‍⬛ే کاپل ⪼ یونمین 📓ే ژانر ⪼ روانشناختی، انگست، رمنس، هپی‌اند ✒️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ♣️ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Father [Yoonmin]~|completed de R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Leituras 147,194
  • WpVote
    Votos 23,702
  • WpPart
    Capítulos 27
_ من یه پدر مجردم _ دوستت دارم _ من یه دختر 3 ساله دارم... _ دوستت دارم _ من فقط باری سنگین روی شونه هاتم.... _ دوستت دارم پتال....و هیچ اهميتي به این ها نمیدم ↴ేخلاصه چیزی درباره اثر پروانه ای می‌دونید؟ میگن حتی بال زدن یک پروانه هم میتونه روند جهان رو تغییر بده. یونگی با تک تک وجودش به این قانون باور داشت. اگه اون روز ماشینش پنچر نمیشد اگه اون روز توی پارک نمی‌رفت اگه اون روز اون بادکنک قرمز رو توی هوا نمی‌گرفت شاید هیچ وقت با پارک جیمین آشنا نمیشد:) <داستانی جهت ساخت حس خوب و اکلیلی> (پارت ها کوتاهه) ~~~~~~~~~~~~~~ ☕️ే نام ⪼『پدر -- Father』 🧸ే کاپل ⪼ یونمین 🎈ే ژانر ⪼ رمنس، درام، فلاف، هپی اند 🍂ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 🪿ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Our Destiny (L.S) de Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    Leituras 1,173,758
  • WpVote
    Votos 128,459
  • WpPart
    Capítulos 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Just say the word | sope de UNHOLYME
UNHOLYME
  • WpView
    Leituras 66,056
  • WpVote
    Votos 11,740
  • WpPart
    Capítulos 42
رابطه یونگی و جیمین داره از هم می‌پاشه. یه شب یونگی تو حالت مستی شیطانی رو احضار می‌کنه که حاضره هرکاری بخواد براش انجام بده. چپتر های اول یونمین و انگسته. هوسوک:⬆️ یونگی: ⬇️ نویسنده: lPurplekoya@ ترجمه: UNHOLYME@
Me,You,Him! (Ziam) de p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    Leituras 336,335
  • WpVote
    Votos 42,093
  • WpPart
    Capítulos 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
CONQUERED de Mahsa_shw
Mahsa_shw
  • WpView
    Leituras 1,228,180
  • WpVote
    Votos 145,761
  • WpPart
    Capítulos 124
I changed that Monster, just for YOU..! ❌هشدار❌ ۱-فنفیک با فاصله‌ی زمانی نسبتا زیادی آپ میشود. ۲-این یک رمان طولانی است؛ اگه حوصله‌ی داستان طولانی ندارید، این فنفیک را شروع نکنید. ۳-این یک فنفیک "بی‌دی‌اس‌ام" نیست اما دارای محتوایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد. از جمله آسیب‌های فیزیکی، تحقیر، تجاوز، قتل، کشتارهای دسته جمعی، صحنه‌های باز روابط جنسی، خودآزاری و.... 🖤خطاب به تمام قربانیان تجاوز؛ به عنوان یک انسان میدونم تجاوز تا چه مقدار درد و سختی به فرد قربانی تحمیل میکنه و فرد چقدر میتونه آسیب ببینه و زندگیش تحت تاثیر قرار بگیره. چیزهایی که در این بوک نوشته شده صرفا یک داستانه و به خاطر همین هم، شرایط واقعی روحی و روانی فرد قربانی تجاوز، و رابطه‌ی اون با فرد متجاوز به درستی به تصویر کشیده نشده. امیدوارم کسی در دنیای واقعی آسیب‌های وارده بر قربانی‌ها رو نادیده نگیره و فراموش نکنید که هر چیزی که اینجا میخونید، صرفا یک داستان تخیلیه و واقعیت نداره. با عشق و احترام زیاد برای تمام انسان‌هایی که قربانی تجاوز شدند. شما جنگنده و شجاع هستید. بهتون افتخار میکنم🖤=)))
Always You [L.S] ~ By Miss X de larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Leituras 3,314,734
  • WpVote
    Votos 303,372
  • WpPart
    Capítulos 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Voice of Crime | Sope de Frank_fanfiction
Frank_fanfiction
  • WpView
    Leituras 91,045
  • WpVote
    Votos 1,349
  • WpPart
    Capítulos 3
🔥پربازدید‌ترین فیک فارسی سُپ در واتپد🔥 ▫️وضعیت: پایان یافته|درحال ادیت ▪️خلاصه: جانگ‌هوسوک پسر ۲۲ساله‌ایست که در ۵‌سالگی پدر و مادرش به دست یک‌قاتل درست جلوی چشمانش سلاخی شده‌اند و تنها نشانه‌ای که از آن به یاد دارد، موسیقی بی‌کلامیست که آن را زمزمه می‌کند. او پس از این حادثه به کما می‌رود و پس از بهوش آمدن دارای قدرتی ماوراءالطبیعه می‌شود که با لمس اجسام و اشخاص می‌تواند خاطراتی را که در پشت چهرۀ خود مخفی کرده‌اند را ببیند؛ او هم اکنون به عنوان عکاس و روزنامه‌نگار خبرگزاری کره نیوز کار می‌کند و در این راه با مین‌یونگی یک کاراگاه برجسته بخش مبارزه با جنایات و جرایم خشونتی ادارۀکل پلیس سئول آشنا می‌شود. مرد منجمدی که در جریان یکی از پرونده‌ها برادر‌کوچکترش سلاخی و در یک بشکۀ اسید خیسانده شده. سرانجام همکاری این دو مرد چه خواهد شد؟! آیا هوسوک می تواند به یونگی در حل پرونده های جنایی کمک کنه ؟... #Policical🥇 #Horror🥇 #Smut🥇 #Action🥇 #Dark🥇 #yoonseok🥇 #Namjin🥇 #Criminal🥇 #vminkook🥇