hornaz's Reading List
7 stories
Wrong Distance | Completed oleh callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    Membaca 204,604
  • WpVote
    Suara 28,739
  • WpPart
    Bagian 20
میگن بیمارهای روانی حد و مرز چیزیو تشخیص نمیدن و مرز بین عشق‌وتنفر فقط یه خط باریکه! ------------------------------- + دوستم نداری؟ از اولشم نداشتی نه؟ پس چرا باهام ازدواج کردی؟ داری انتقام چیو ازم میگیری؟ ------------------------------- توجه! بخش هایی از داستان حاوی سلف هارم میباشد. کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: انگست، روانشناسی، رومنس، +18❌ [ورژن چانبک این فیک در چنل KarmanOffical به آپ رسیده.]
Endowment [kookv] oleh Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Membaca 286,826
  • WpVote
    Suara 31,296
  • WpPart
    Bagian 17
- واقعا که یه امگای احمقی! - و تو از امگاهای باهوش و قوی خوشت میاد. مگه نه؟! - آره، همینطوره. چیزی که تو اصلا نیستی! - قسم می‌خورم یه روزی می‌فهمی هوش و قدرت واقعی اون چیزی نبوده که فکر می‌کردی. - منتظر اون روز می‌مونم. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، فانتزی، اسمات، رمنس، امپرگ - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
Us for Us oleh KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Membaca 8,617
  • WpVote
    Suara 2,040
  • WpPart
    Bagian 17
ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍🥥 Genre: Omegaverse, Drama, Romance, Smut Couple: KookV Written by: Kuro
Under Fang oleh ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Membaca 61,177
  • WpVote
    Suara 12,252
  • WpPart
    Bagian 27
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، بهشون حمله‌ی سختی کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Historical, Smut Written by Luna🌙
دزد اسپرم oleh f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Membaca 123,996
  • WpVote
    Suara 17,064
  • WpPart
    Bagian 47
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار گرفته،متقابلا اخم هایش را برای مرد در کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞!  oleh SHAHDOKHT_4543
SHAHDOKHT_4543
  • WpView
    Membaca 44,104
  • WpVote
    Suara 4,718
  • WpPart
    Bagian 30
⊹ 𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞! ⊹ بیگناه ترین فردی که قربانی یک انتقام میشه .... " _چرا من لعنتی؟ چرا من؟ چرا تقاص اشتباه های اون رو از من گرفتی ؟ _چون عزیز تر از تو کسی براش نبود ضربه خوردن تو باعث شکستن کمر اون میشد ..... " ◆Genre : Omegaverse. Revenge. Mperg. Romance. Drama. Smut. ◆Main Couple : KOOKV ◆Writer : shahdokht✨️ ⵂ @Taekook_p ⵂ تاریخ شروع فصل اول : 1403/05/12 02:18 تاریخ پایان فصل اول : 1404/01/28 16:04 تاریخ شروع فصل دوم : 1404/04/05 23:30
💎Crystalline💎 oleh Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Membaca 1,465,114
  • WpVote
    Suara 176,377
  • WpPart
    Bagian 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]