Lizard on drug
27 stories
The EdgePlay by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 9,661
  • WpVote
    Votes 1,484
  • WpPart
    Parts 11
ارتباط اون رئیس و مترجم مرموز، بر مبنای یک قرارداد دوطرفه شکل گرفته بود. قراردادی که برای هر حرکتی زیر نور قرمز چراغ‌های اتاق بازی، یک مرز جداگانه تعریف کرده بود؛ اما برای ارتباطشون زیر نور عادیِ روز، هیچ بند و تبصره‌ای نداشت. برای نگاه‌هایی که بیش‌تر از حد لازم روی دیگری دقیق می‌شدن، احساس مالکیتی که خارج از بندهای قرارداد شکل می‌گرفت، و برای لحظه‌هایی که اراده‌ و خواست طرفین، ذره‌ ذره جای خودش رو به «باید و نباید» می‌داد. جونگ‌کوک مرزهای خودش رو می‌شناخت؛ و تهیونگ باور داشت که اگر همه‌چیز طبق قانون پیش بره، شکستن ارتباط حرفه‌ای بینشون هیچ پیامد و آسیبی به همراه نخواهد داشت. مشکل از جایی شروع شد که اون قرارداد از خاطر هر دو رفت؛ و زمانی که از زیر صدها لایه خاک بیرون کشیده شد، دیگه کسی نمی‌تونست نوشته‌های روش رو به یاد بیاره. *** - چرا... هر شب بازی رو عوض می‌کنی؟ - چون تو هر شب یه جای جدید برای شکستن داری. ⚠️⛓️ ⚠️⛓️⚠️⛓️⚠️ Genre: Angst, Drama, Psychological, Adult Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
The Outcast Men Parliament  by CallMeNilara
CallMeNilara
  • WpView
    Reads 1,632
  • WpVote
    Votes 258
  • WpPart
    Parts 9
"به ظرافت برخورد برگ شکوفه‌ی گیلاس، با تشک‌های تازه‌شسته‌شده‌ی خونه‌ی مامان‌بزرگ. به شیرینی مربای هلویی که توی قابلمه‌ی لعابی روی گاز می‌جوشید. به محتاطی پیچک‌هایی که دور فنس‌های باغ می‌پیچه. خدای من! چطور یه قاتل می‌تونه این طوری عاشق باشه؟..." The Outcast Men Parliament Couples: Chanbaek, Vkook Genre: Romance, Drama Author: Nilara Update: Mondays Telegram Channel: @Vellichor_magazine
Weirdos by maniafic
maniafic
  • WpView
    Reads 1,352
  • WpVote
    Votes 301
  • WpPart
    Parts 4
چانیول و تک چشم تتو شده اش نگاهش میکردن. مردم نگاهش میکردن. احتمالا خدا و کائنات و کل کیهان هم. دستش رو گرفت. تنها به این دلیل که فکر میکرد اگه لمسش کنه، مثل کارتون ها رنگ ها و لبخند چان بهش سرایت پیدا میکنه. شاید هم کرد. شاید همه چیز فقط افکار احمقانه ی بکهیون نبود. شاید خدا واقعا نگاهش میکرد... چندشاتی کامل شده روزمره، انگست چانبک
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 80,447
  • WpVote
    Votes 19,694
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
AlmostNever  by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 10,756
  • WpVote
    Votes 1,981
  • WpPart
    Parts 17
• Name: AlmostNever • Couple: Vkook • Writer: Kim • Update: Thu • Summary: زندگی و مرگ، انرژی و آرامش، کارهایی که انجام دادم و انجام میدادم اگر میتونستم، ارزشش رو داشت. جاهایی قدم گذاشتم که فقط تو رویا به واقعیت تبدیل میشه. خاطراتی دارم که آرزوی خیلی‌هاست، آرزوهایی داشتم که خاطرات خیلی‌ها بود. ارزشش رو داشت. همراه جریان تغییر کردن با تغییر کردن بخاطر جریان فرق داره.
Pink Flamingo  by itsNikkii
itsNikkii
  • WpView
    Reads 3,385
  • WpVote
    Votes 552
  • WpPart
    Parts 8
"اگه زندگی بعدی وجود داشت، من یه فلامینگو میشم و تو مردابی که داخلش گیر افتادم. " (چانبک) امگاورس/کمدی سیاه/ کرایم ‎این فیکشن یه امگاورس کلاسیک نیست و فقط از این ژانر به عنوان بستری برای داستان استفاده شده است.
The Dead Sparrows  by ThePiink
ThePiink
  • WpView
    Reads 1,638
  • WpVote
    Votes 399
  • WpPart
    Parts 4
⸺نام فیکشن: The Dead Sparrows🏮 ⸺کاپل‌ها: بکیول┊چانبک ⸺ژانر: درام ┊اسمات ⸺نویسنده: پینک✨ ⸺آیدی نویسنده در تلگرام: @Pinkish8 ⸺چنل فیکشن در تلگرام: @PiinkLibrary ⸺خلاصه: پارک چانیول فیلم‌نامه‌نویس حاذق و مشهوری بود که بخاطر عقاید کمونیستیش در دهه‌ی هشتاد به دستور وزارت فرهنگ و در دوره‌ی سرکوب هنرمندان، وارد لیست سیاه شد. برای گذران زندگی کودک و همسرش، حتی وادار به فروش اسباب و وسایل خونه‌اش شد. بکهیون کارگردان متوسط و ناشناخته‌ای بود که هیچ‌وقت موفقیت چندانی به دست نیاورده بود و همیشه مورد استهزای اهالی سینما بود. زمانیکه از اوضاع پارک چانیول باخبر میشه، بهش پیشنهاد میده که بعنوان یک گوست‌رایتر براش کار کنه و پولش رو بگیره‌. (در این صورت تمام فیلم‌نامه‌های گوست‌رایتر ،چانیول، به اسم بیون بکهیون تموم میشدن و هیچ اسمی از نویسنده‌ی واقعی به میون آورده نمیشد.) به مرور ارتباط این دو نفر فراتر رفت و تبدیل به رابطه‌ی عاشقانه‌ی تاکسیکی شد که در طی‌ اون بکهیون قصد کرد تا صاحب تمام و کمال هنر، استعداد و وجود چانیول بشه.
ຯ࣪.Cherry🍒𓍯 by TaleBySunset
TaleBySunset
  • WpView
    Reads 1,779
  • WpVote
    Votes 376
  • WpPart
    Parts 12
بازپرس جنایی ، بیون بکهیون گاهی مرز احساسات و منطق رو گم می‌کنه و حالا توی مصیبتی افتاده که کلید نجاتش پیدا کردن پسری هم اسم خودشه. کیم بکهیونی که هفت ماه از غیب شدنش می‌گذره. -روایت سفاک بی‌بالی که به دام افتاد.- . -زندگی‌ای که توش یه چیزی واسه مردن داری ارزش زندگی کردن نداره. -داره. می‌خوام از اون شخص مراقبت کنم. . عنوان: گیلاس | Cherry نویسنده: SUNSET | سانست کاپل: چانبک ژانر: جنایی ، رمنس ، انگست - مینی فیک ، کامل شده-
✦William🕯" ࣪ by TaleBySunset
TaleBySunset
  • WpView
    Reads 2,489
  • WpVote
    Votes 480
  • WpPart
    Parts 30
جنون ارثی آخرش گریبانگیر بکهیون هم شد. مگه می‌شد هر روز جواهرسازی پدرش رو ببینه و نفسش بند نیاد؟ این اعجوبه که اتفاقا با قاتل دیگه‌ای سر و سری داشت توی دو چشم پسر زل می‌زد و روحش رو می‌خورد. مین‌یونگ هم همیشه نگران این رابطه پدر و پسری بود اما فکر نمی‌کرد روزی برسه که بکهیون سرش رو از لای نمایشنامه‌های شکسپیر بیرون بیاره و واقعا زندگی کنه. . -ممکنه بعدا توی جهنم بپوسم؟ در ازای این لذت؟ البته که ترجیح می‌دم لای اون آتیش‌ مزخرف جزغاله شم چون من لای این گناه مزه واقعی بهشت رو قبلا چشیدم! . -کسی که می‌خواد قبل از سرداشتن خونه داشته باشه ‌شپش به سر نداشته‌ش می‌ذاره، مادر جان. . عنوان: ویلیام | William نویسنده: SUNSET | سانست کاپل: چانبک، سولی ژانر: رمنس، انگست، جنایی - مینی فیک ، کامل شده -