کیم تهیونگ توی دنیای سیاه و سفیدی زندگی میکنه که فقط افرادی که نیمهی گمشدهشون رو پیدا کردن، قادر به دیدن رنگها هستن! دو نیمه فقط با لمس همدیگه و جریان الکتریسیتهی خوشایندی که بهشون موهبت رنگی دیدن میبخشه، از وجود هم خبردار میشن و جمعیت به قدری زیاده که پیدا کردن نیمهی گمشده مدتها طول میکشه.
تهیونگ بعد از سالها تلاش و ناکام موندن، قید پیدا کردن نیمهش رو میزنه و ترجیح میده کنج چهاردیواری خونهش سینگل به گور بپوسه و تا آخر عمرش فنبوی شماره یک آیدول مورد علاقهش بمونه و هر روز دست به دامن کائنات خودخواهانه آرزو کنه اون پسر نیمهش رو پیدا نکنه! اما همهی زندگی سادهش با پا گذاشتن به فنمیتینگ آیدولش زیر و رو میشه...
🥀
_اون روز برای اولینبار رنگها رو لمس کردم، همون روزی که شکوفههای عشق و بیماری، همزمان جسم و روحم رو در بر گرفت!
🥀
••••••••••••••••••••••••••
🌺کاپل اصلی:کوکوی (متمایل به ورس«>~•»)
🌺کاپلهای فرعی: ❓❔❓
🌺ژانر:هاناهاکی/ تاریخی / فانتزی / انگست / معمایی
[Completed]
زمانی فهمیدم یک گناهکارم که به امگا بودنم پیبردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانوادهم به گناهکار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اونهایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟
پ-ج
____________
زمین میچرخه، مرزها میشکنن، آدما عوض میشن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو اینکارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الههی ماه بهم اعطا کرده میمونم. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من!
م_ی
💎کاپل اصلی:یونمین
💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس)
(پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:))
💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس
(به گفتهی خوانندهها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!)
[Completed]