☆
"جونگکوک: این سرگرمی جدید جذابه.. ازش خوشم میاد
یونگی:بنظرم اصلا به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکن اینی که من میبینم کم کم هممون و تبدیل به سرگرمی میکنه...! "
[تهیونگ برای گرفتن انتقام برادر دوقلوش از موقعیت خوبه درس خوندن توی امریکا میگذره و وارد مدرسه سه جونگ میشه...!]
*ی ه قسمت کوتاه ورس داره!
Couple:kookv
Other Couples: chanbaek
Gnre:action-romance-dram-fluf -school
🥇#jungkook
🥇#kook
🥇#kookv
🥇انتقام
تهیونگ ووکالیست گروه معروف راک، بی تی اس با میلیون ها طرفداره.
اما هیچکس نمیدونه پشت این گروه معروف یک گنگ بزرگ مافیایی پنهان شده.
گنگی که کاملا تحت حمایت دولت کرهی جنوبیه و متحدین قدرت مندی در همهجای جهان داره.
داستان از یه گفت و گوی ساده توی بار بین تهیونگ و جیپارک، دوتا از قدرتمندترین رئسای مافیای آسیا شروع میشه.
تهیونگ از همون اول هم میخواست، جی پارک رو تحریک کنه تا حاضر بشه باهاش پای میز قمار بیاد.
اما چیزی که بقیه نمیدونستن این بود که تهیونگ در قبال واگذار کردن دراگ جدیدش جی پارک رو وسوسه میکنه تا روی دوست پسرش، جونگکوک شرط ببنده!
اون جونگکوک رو میخواست، به هر قیمتی.
𝑵𝒂𝒎𝒆: #Reprisal_Spiral
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: VKook
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Drama┃Mafia┃Romance┃Smut
وقتیی6عضو بی تی اس یه دفعه تصمیم به فاصله گرفت و نادیده گرفتن بیبی گروهشون میکنن تا با عشقی که بهش دارن آسیب نبینه ولی نمی دونن چه طور قلب کوچیک جیمینی شونُ میشکنن
سون سام
زندگی روزمره انگشت ، غمگین ، اندکی کمدی، هپی اند ،اسمات، و......
شروع : ۱۴۰۲/۳/۱۵
پایان : ۱۴۰۳/۱۲/۲۵
این داستان به هیچ وجه واقعی نیست و ساخته ذهن نویسنده می باشد
اگر نیو آرمی هستی بدون که اینا فقط سناریو یا به زبان ساده الکی و دورغ هستن باور نکن
كيم تهيونگ، كاپوى قدرتمندِ مافياى نيوجرسى، باید با دخترِ مشاورِ مافیایِ بوستون به قصد صلح ازدواج كنه، اما درست قبل از مراسم نامزدى با خبر فرار اون دختر، همه چيز بهم ميريزه و تهيونگ براى حفظ غرور و تحقيرى كه در خفا صورت گرفته، خبرِ ازدواجش با پسرِ اون خانواده رو اعلام ميكنه... قوىِ وحشى!
↳Name: Capo
↳Couple: Vkook
↳Genre: Romance / Smut / Crime
↳Writer: #Sahel
🥇1Taehyung
🥇1Fiction
🥇1Romance
🥇1BTS
🥈 2عاشقانه
🥇1Crime
🥇1teakook
🥇boyxboy
[در حال آپ]
دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنهای احساس میکند آن صحنه را قبلاً دیدهاست و در گذشته با آن مواجه شده است.
و این همون جریان زندگی بود!
آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار میداد!...
و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونههاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد.
چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود.
و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید...
+ پسر توی نقاشی؟
_ پسر توی رویا؟
[ فصل دوم بوک CURSED]
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
- باورم نمیشه که تو هیچکدوم از آدمای معروف دور و برت رو نمیشناسی
- باید بشناسم؟
- واو... تو خیلی از دنیا عقبی!
- همین که تو نیستی کافیه.
ꜰɪᴄ ɴᴀᴍᴇ : Sexy boy
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Taehyung & Jungkook
𝗴𝗲𝗻𝗲𝗿 : ᴅʀᴀᴍᴀ.ꜱᴡᴇᴇᴛ.ᴄᴏᴍᴇᴅʏ.ᴄʜᴀᴛ.ᴀᴜ
-من یه ددی دارم که عاشقشم.اون منو دوست هم نداره ولی بهم اعتماد داره.ددی من به هیچکی اعتماد نداره حتی به مامانش که عزیزترینشه.اون دچار بیماری پارانوئیده.حقم داره. یه دشمن بزرگی داره.میدونید کی؟پدرش.چرا؟فقط بخاطر اینکه تصمیم گرفت مثل اون قاچاقچی نباشه.پدرش هر کاری میکنه تا اونو عصبی کنه و به سمت خودش بکشونه.جانگکوک وقتی عصبی میشه غیر قابل کنترل میشه و هر از گاهی دلش میخواد ادم بکشه.من حاضر شدم خودمو مازوخیسم جا بدم وبردش بشم تا به من اسیب بزنه، حرصشو رو من خالی کنه ولی کسی مثل باباش نشه.نمیخوام اونم قاتل بشه.
عشقه دیگه خود به خود باعث میشه بخاطرش هرکاری بکنم
ژانر: اسمات،اکشن،بی دی اس ام،انگست