Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
درحال اپ...
28 stories
𝖥𝗅𝗈𝗐𝖾𝗋 𝖡𝗈𝗒 𝖠𝗇𝖽 𝖳𝗁𝖾 𝖡𝖾𝖺𝗌𝗍 by Vkookluvrstar
Vkookluvrstar
  • WpView
    Reads 1,823
  • WpVote
    Votes 549
  • WpPart
    Parts 14
#Fakechat #Au ⤷#FlowerBoyAndTheBeast 𑱄VKOOK𑱄 ⌁𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 ⤳𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 ˖ 𝖥𝖺𝗇𝗍𝖺𝗌𝗒 ˖ 𝖲𝗆𝗎𝗍 ˖ 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 ˖ 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿 ˖ 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 ⌁Writer⤳ Liora ⌁𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌⤳𝖮𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 〔برای جونگ‌کوک، پیشنهاد شرکت کیم فقط یه قرارداد کاری بود؛ قراردادی که می‌تونست زندگیش رو از این رو به اون رو کنه. اما هرچه بیشتر به این شرکت و صاحب مرموزش نزدیک می‌شد، حقیقت‌های بیشتری خودشون رو نشون می‌دادن. حقیقت‌هایی که بعضی‌ها حاضر بودن برای مخفی نگه داشتنشون، دست به هر کاری بزنن...〕 دیروز قرار بود برام کوکی درست کنی بهتره به قولت عمل کنی_ کوکی میخوای؟ میخوای منو بخوری؟دیروز سهم خوردنت رو گرفتی+ .با نگاهات من چرا باید بخوام انسان بخورم؟_ فکر کردی مثل قبلا دلم برای احمق بودنت ضعف میره؟+ ︶꒷꒦︶𝖢𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅⤹𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄𝗅𝗎𝗏𝗋 〔Tel〕
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 44,512
  • WpVote
    Votes 10,418
  • WpPart
    Parts 21
- پسر وزیر اقتصاد یه آلفای قاتل رو توی خونه‌ش قایم کرده! اگه این خبر به دست بابام برسه قبل از اینکه سلاخیم کنه سکته میکنه! تهیونگ نگاهی به داخل پاکتِ خالی چیپس کرد: - پس قرار نیست سلاخی بشی امگا، این که خیلی خوبه! ژانر: امگاورس☁️ عاشقانه🪶 اکشن🐇 پایان خوش☃️ انگست❄️ و طنز🍦 روز های عاپ: سه شنبه شروع: یکُم خرداد هزار و چهارصد و چهار پایان: -
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 164,690
  • WpVote
    Votes 22,432
  • WpPart
    Parts 30
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: دوشنبـه‌هـا
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 69,373
  • WpVote
    Votes 8,261
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
Love me again by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 85,324
  • WpVote
    Votes 11,201
  • WpPart
    Parts 27
Love me again Couple : Vkook Genre : Romance . Angst . Omegavers . Smut . Mpreg « موهایش شب ، چشم هایش همیشه بارانی ، دست هایش سرد ، لب هایش بدون حس و نگاهش خیره به مکانی مبهم و بی انتها ، او سالها منتظر کسی بود که رهایش کرده بود ، منتظر اویی که برگردد و ....» داستان زندگی مشترک عاشقانه ای که بعد از چهارسال به پایان رسیده ، اما در قلب همین داستان قدیمی به پایان رسیده ، حکایتی جدید شروع خواهد شد ... حکایت جدیدی که با یک انقلاب در دنیای پزشکی توسط محقق و دانشمند نوروساینس کیم تهیونگ آغاز خواهد شد ....! محققی که تراشه ای خلق کرده ، برای زدودن تروماهایی که حاصل ترک شدن توسط امگای زیباروش ، هستن ! اما این دانشمند هرگز تصور هم نمی کرد خلق همچین تراشه ای چه پیامد هایی در زندگیش خواهد داشت ...!
Wine by nana42607
nana42607
  • WpView
    Reads 6,633
  • WpVote
    Votes 846
  • WpPart
    Parts 7
جونگ‌کوک، تک امگای خاندان آلفا پرست جئون بود و زمانی که به درخواست خانواده‌اش، قراری مبنی بر ترک خونه و رفتن به سئول گذاشته شد، همه چیز به هم ریخت. تمام آینده‌اش وابسته به تصمیمی بود که در اون لحظه باید می‌گرفت؛ به سئول می‌رفت و با فردی که پدربزرگش انتخاب کرده بود، تشکیل خانواده می‌داد؟ یا راهی برای بیرون اومدن از زیر سایه‌ی جئون بزرگ پیدا می‌کرد؟ _____________ «این رو خوب توی گوش‌هات فرو کن امگا، تو جزوی از خاندان من نیستی و فقط فامیل و خونم رو به یدک می‌کشی!» حالا که بعداز پنج‌سال دوباره مقابل هم قرار گرفته بودن، آخرین جملات جئون بزرگ، توی گوش‌هاش می‌پیچد و خشم نهفته‌اش رو بیدار می‌کرد. توله‌‌ آلفاهای شیطونش رو به پشتش هدایت کرد و نگاه تیزش رو به مرد مسنی داد که بچه‌های اون رو جزوی از خودش و خاندانش دونسته بود. بی‌توجه به حضور کیم‌ها و هرکسی که نگاهش بهشون زوم بود، فاصله‌‌شون رو به حد نصاب رسوند و نیشخند رضایت‌مندی روی لب‌هاش نشوند. برق نگاهش خبر از حضور گرگش می‌داد و برای حفاظت از توله‌‌هاش، با رایحه‌‌ی سنگینش، آلفاهای اطرافش رو تهدید می‌کرد. _این رو خوب به یاد بیار آلفا جئون؛ من جزوی از خاندان تو نیستم و با تأسف زیاد، فقط خون و اسم بی‌ارزشت رو به یدک می‌کشم! پس بچه‌هام هم به هم
TENSION🍷(vkook) by seta8603
seta8603
  • WpView
    Reads 258,247
  • WpVote
    Votes 22,453
  • WpPart
    Parts 44
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
Eucalyptus🌿|‌‌‌‌‌‌Vkook| by a_bad_guy
a_bad_guy
  • WpView
    Reads 33,133
  • WpVote
    Votes 5,084
  • WpPart
    Parts 22
برده داری،سیستمی قانونی و به رسمیت شناخته شده که در آن انسان‌ها به‌شکل قانونی ملک و دارایی ارباب خود در نظر گرفته می‌شدند... کیم تهیونگ، یکی از برده های عمارت والکین ، پسری احساسی و وابسته بود...اما سرنوشت ، گذر او را به اتاق پسر عمارت والیکن باز میکند....اتاقی گرم و پر از حس زندگی ...و در آینده دیوار های همان اتاق اتفاقات مختلفی را ثبت خواهند کرد... چشمانی زیبا که در اتاقی قدیمی و نمناک باز شد...نوزادی آسیایی که در دل قاره‌ی اروپا بدنیا امد...پسری پاک ، قوی و مهربان ...اما این پسر زمان درستی را برای چشم باز کردن به این دنیای وحشی انتخاب نکرده بود... 🌿Couple : Vkook /Yoonmin 🌿Genres : Romance_Royal_Historical_Angst_Power Bottem_Master&Slaver_Classic_ Smut🔞