KimKiyle
[ گذشته...گذشته...درد...زندگی...گذشته...مرگ...خاطرات و...و صدایش ]
_دلیله اینکه بیماری گذشتته. باید بریزیش دور.
نیشخندی به حرفه دکتر لی زد و به چشماش خیره شد.
-دکتر دلیله بیماریه من گذشتم نیست، خاطراتمه قلبه بی کَسمه. گذشته ی من چیزیه که وقتی بهش فک میکنم دلم میخواد برگردم بهش نه اینکه اذیتم کنه...