Wolfstar
2 قصص
of memories and milk thievery  [ Translated] {Wolfstar} بقلم hediyeh_a_t
hediyeh_a_t
  • WpView
    مقروء 4,213
  • WpVote
    صوت 515
  • WpPart
    فصول 21
:" پس تو بطری شیرشو دزدیدی؟" :" قرض گرفتم." :" پس میخوای پسش بدی ؟" ریموس کمی از چایی تو ماگش( که توش شیر بادام بود) نوشید. و با مسخرگی آدمی که تازه به دزدی علاقه پیدا کرده بود جواب داد:" نه خیر یا : ریموس و سیریوس چهارساله که طلاق گرفتند و تدی رو به صورت مشترک بزرگ می‌کنند. ولی دست از آزار و اذیت هم بر نمی‌دارن. تدی شونزده سالشه. امتحاناتش نزدیکه. و همه اینها عصبیش می‌کنه. / Translated/ on going
+22 أكثر
No Mum, He really is my boyfriend {Wolfstar} بقلم hediyeh_a_t
hediyeh_a_t
  • WpView
    مقروء 4,320
  • WpVote
    صوت 619
  • WpPart
    فصول 15
اگه ریموس قراربود به یکی دیگه از اون قرارهایی که مامانش برنامشو چیده بود بره، با چکش صورت خودشو خرد میکرد‌. نه اینکه اون پسرها مشکلی داشته باشن ، اونا... خب اونا به طرز فوق العاده ای کسل کننده بودن ولی مشکل اصلی احتمالا گرگینه بودنش بود. پس وقتی نقشه ی فرارش، به شکل سیریوس بلک ظاهر شد، ریموس برای پذیرفتنش از خوشحالم خوشحال تر بود. /Translated / Completed
+19 أكثر