[ کامل شده]
+ اسمت چیه؟
_ لوسیفر
+ مثل شیطان؟
پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد...
_ دقیقا
مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد...
+ اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم
_ چه مخفف احمقانه ای!
+ احمقانه یعنی چی؟
پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید
_ از مامانت بپرس
مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد
+ ولی من خانواده ای ندارم
پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت!
ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : یونمین / نامجین
حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :)
(دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
جانگ اوکامی، پادشاه ترسناک زندانه و شکی درش نیست! اما یه روز پسر لال و نحیفی به اسم مین یونگی باهاش هم سلولی میشه و همه چیز رو برای اوکامی زیر و رو میکنه...
■ کاپل اصلی: Sope
■ کاپل فرعی: Namgi, VKook
■ ژانر: اجتماعی، انگست، رمنس، اسمات
■ نویسنده: ELA
■ تکمیل شده.
#1 Rank In:
#Sope
#Full
#Namgi
#Social
#Angst
#Harsh
تو داری مثل یه گنجشکِ کوچولو نفس نفس میزنی!
[𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱]
ɢᴇɴʀᴇ: ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ, ˢᵐᵘᵗ, ᶠˡᵘᶠᶠ, ᵒᵐᵉᵍᵃᵛᵉʳˢᵉ, ᵐᵖʳᵉᵍ
ꜱᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᶜʰᵃᵉⁿⁿⁱᵉ, ˢᵘᵖᵉ
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: _𝒓𝒊𝒕𝒕𝒐𝒘_
(قبل از خوندن، اولین پیام مسیج بردم رو چک کنین..)
| تکمیل|
نفسای داغش رو تو گردن پسر آزاد کرد.
دست هاش رو محکم گرفته بود تا فرار نکنه ، نه مثل دفعه های قبل
+توی فسقلی..این دفعه چی دزدیدی؟!
پسر کوچیکتر از ترس میلرزید ، اون گیر افتاده بود و راه فراری نداشت.
-م...من..نمیدونم!
مرد بزرگتر پوزخندی زد.
+نمیدونی پارک؟....تو دیگه ساعت یا پولم رو ندزدیدی...تو قلبم رو دزدیدی...
کاپل اصلی : یونمین
کاپل های فرعی: نامجین ، هوسوک :')
ژانر : اسمات ، کمدی ، یکم رمانتیک :"")
《توجه : توی این فیک القاب یا فوحش هایی که ممکنه از شخصیتی به شخصیت دیگه داده بشه اصلا منظور دار نوشته نشده و هیچ هیتی در کار نیست و لذا برای آب و لعاب دادن به داستانه. تمامی شخصیت ها برای ما قابل احترامن و این فقط یه فیک غیرواقعیه و همه اش زاده تخیل نویسنده است》
[کامل شده] خلاصه: تهیونگ از رئیسش که همه کارای دنیا رو روی دوشش میندازه و بی وقفه بهش دستور میده خستهست. برای همین وقتی جونگکوک تو یه حادثه رانندگی حافظه خودش رو از دست میده، تصمیم بزرگی میگیره.
_کی هستی؟
_من همسرتم.
* کاپل اصلی: کوکوی
* کاپلهای فرعی: نامجون و جیمین - ناممین| یونگی و هوسوک - سپ
(کاپلهای فرعی مومنت چندانی توی این فیک ندارن.)
* تهیونگ یه پدر مجرده.
* کمی اسمات
* انگست
* فلاف
نویسنده اصلی: taekookshome
|تکمیل|
دستی به سر پسر ترسیده کشید و با خنده به طرف برادرش برگشت.
×جانگکوک نظرت چیه یکم بهش مهلت بدیم؟
+این حرف از توی هورنی بعیده جونگکوک!
پسر حریر سفید رنگ تنش رو بیشتر چسبید و با وحشت به اون دو آلفای دوقلو خیره شد.
جانگکوک همونطور که دندون های نیش تیزش رو برای تهیونگ به نمایش میذاشت نزدیکش شد و زمزمه کرد:
+با یه شب خوب در کنار ددیات چطوری امگا..؟
-ل..لطفا آلفا..کاریم نداشته باش..
×اوه! دیگه برای التماس دیره بیبی..
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
ژانر: امگاورس ، اسمات ، ددیکینک ، بی دی اس ام ، فانتزی ، امپرگ.
کاپل اصلی : کوکویکوک(جانگکوک و جونگکوک ، تهیونگ بیچاره)
کاپل فرعی: نامجین ، مخفی :")
《توجه : توی این فیک القاب یا فوحش هایی که ممکنه از شخصیتی به شخصیت دیگه داده بشه اصلا منظور دار نوشته نشده و هیچ هیتی در کار نیست و لذا برای آب و لعاب دادن به داستانه. تمامی شخصیت ها برای ما قابل احترامن و این فقط یه فیک غیرواقعیه و همه اش زاده تخیل نویسنده است》
[کاملشده]
تهیونگ پسری کنجکاو که نفهمید چطور سر از جنگلی مخوف و ترسناک درآورد و سرنوشتِ زندگیاش رو تغییر داد...
پا داخل کلبهای متروکه گذاشت و از همون نقطه، اسارتِ عشق رو به نام خودش زد.
.
.
_ نمیخوام صدای قشنگت که با لرزوترس، ازم خواهش میکنه تا آزادش کنم رو، بشنوم تهیونگ. تو آزاد نمیشی؛ بلکه آزادانه داخل قصر من جولان میدی و لذت میبری. عالی نیست، پسرک بهاریِ من؟
ـــــــــــــــــــــــــــــ༺Emerald༻ــــــــــــــــــــــــــ
✤ganer: Romance, Angst, Fantasy, smut
✤Couple: Kookv
Telegram: @lunenoire_6
~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
**من فقط یه قاتل زنجیره ایم که فراریه،چه چیزی در موردش انقدر بده...کشتن منو خوشحال میکنه**
*پس تو یه ادم بدی که گنا...*
**گناه؟...داری به من میگی گناهکار؟**