Full
6 stories
THE HIDDEN🐺 | KV de MJ_storiess
MJ_storiess
  • WpView
    Leituras 102,467
  • WpVote
    Votos 13,387
  • WpPart
    Capítulos 20
🐺اسم: پنهان 🐺ژانر: امگاورس/عاشقانه/رازالود/اسمات🔞 🐺کاپل: کوکوی 🐺کاپل فرعی: جیوون 🐺روزای اپ: کامل شده ⚠️خلاصه: کیم تهیونگ، بتای سرکشی که توی دنیایی زندگی میکنه که حکم بتا بودن مرگه. پس این بتا زندگیش رو چگونه سپری میکنه؟ از طرفی جئون جونگکوک الفای سرد و خشن منطقه ی اول دنبال جفت امگایی میگردد اما ناغافل کیم تهیونگ را داخل اتاقش پیدا میکند. Start: 01/11/25 Finish: 02/3/15 🥇#romance 🥇#kookv 🥇#boyxboy 🥇#drama 🥇#jungkook 🥇#fiction 🥇#boyxboy
the ShowCase :::... de btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Leituras 856,461
  • WpVote
    Votos 175,721
  • WpPart
    Capítulos 96
ıllıllı ویترین ıllıllı + خب ، جونگکوک. بهم بگو...چی میبینی؟ - یک بدبخت بیچاره...یک جنس...یک هرزه! + میخوای بدونی من چی میبینم؟ - ....؟ + یک شاهکار...یک زیباییِ غیر قابل انکار! ~.~ ~.~.~ فیکشنی که در "کلیشه ترین" و "قابل پیش‌بینی ترین" وضعیت شروع میشه و در "غیر کلیشه ترین" و "غیرقابل انتظار ترین" حالت ممکن ادامه پیدا میکنه.... ~.~ ~.~.~ ژانر : ( روانشناسی جنسی / سمات / رمنتیک / درام / اکشن / سیاسی ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ نامشخص
worship  de pineappleme00
pineappleme00
  • WpView
    Leituras 26,385
  • WpVote
    Votos 4,605
  • WpPart
    Capítulos 39
👬 کاپل: جینمارک 🌻 ژانر: رمنس.درام.اسمات ################# با ذوق و کنجکاوی خودشو کنار جین یونگ رسوند میتونست ببینه که چقدر خسته اس اما بازم فوق العاده به نظر میرسید _ممنونم که قبول کردی یه مدت پیشت بمونم _مطمئن باش اگه دست من بود هیچ وقت همچین چیزی رو قبول نمیکردم ################### _دیوونه شدی میگم بزن به چاک نمیخوام اینجا ببینمت مارک دستاشو دور گردن جین یونگ انداخت و در مقابل چشمای متعجب جین یونگ روی پاهاش بلند شد و گونه اش رو بوسید و زود عقب اومد و چشمکی بهش زد و گفت _ببخشید جین یونگی ولی من فقط از رئیسم دستور میگیرم ################### _چرا باهاش حرف نمیزنی؟ _دیوونه شدی؟میگم نمیذاره حتی ببینمش چجوری باهاش حرف بزنم اخه؟ _خب مگه نمیگی صبحا زود میره بیرون شبا هم خیلی دیر میاد _ اره که چی؟ _خب یه روز صبح زود بیدار شو یا یه شب دیر بخواب نمیمیری که سرمو پایین انداختم و با انگشتام بازی کردم _راستش....جراتش رو ندارم....ازش میترسم.... _شوخیت گرفته؟ _خب تو که ندیدیش وقتی عصبانی میشه #################### _چیه پسر امریکایی چرا اینجوری نگام میکنی؟به این نتیجه رسیدی که دیگه دوستم نداری؟ با عصبانیت بهش نگاه کردم _عمرا مگه تو خواب ببینی من تا همیشه عاشقت میمونم برام مهم نیست چقد بهم درد بدی یا اذیتم کنی من دوستت دارم دوستت دارم دوستت
𝑾𝒉𝒐 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈✗ de Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Leituras 662,234
  • WpVote
    Votos 75,633
  • WpPart
    Capítulos 56
▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ▪︎ خلاصه: اون الان دیگه یک مجرد نبود. جونگ‌کوک نمی‌دونست که با انتخاب کردن کیم تهیونگ به عنوان همسر قراره از تمام رویاهای یک زندگی مشترک دل‌زده بشه. تهیونگ مردی نبود که درابتدا خودی نشون داده بود، درست لحظه‌ای که از کلیسا خارج شدن تغییرات شخصیتی همسرش شروع شد. پرخاشگری، بی‌علاقگی، آوردن هرزه‌های مختلف به خونه‌ی مشترکشون. هضم این موضوع برای جونگ‌کوک سخت بود، اینکه می‌دید چطور ازش سوءاستفاده شده قلبش رو به درد می‌آورد. جونگ‌کوک برای نجات زندگی‌ش باید خودش دست بکار می‌شد!
with love,gun[cockles] de mewrySH
mewrySH
  • WpView
    Leituras 34,840
  • WpVote
    Votos 4,893
  • WpPart
    Capítulos 49
[completed] هفت روز...،فقط هفت روز ديگه صبر كن و اونوقت بهش بگو...! . . . . . . . . . . . 🔞خوندن اين داستان ممكنه براي خواننده هاي سن پايين مناسب نباشه🔞 ايده پرداز: @bsunknown
COLORS | VKOOK-HOPEMIN de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 496,768
  • WpVote
    Votos 55,640
  • WpPart
    Capítulos 60
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret