مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی
اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ...
حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟
«اما عشق رسم غیر ممکن ها ست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...»
Vkook
Shimara✨
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده .
____________________
_احتمالا نشئه ای که این حرف و میزنی ولی ازت میخوام که دیگه تکرارش نکنی،خواهش میکنم،چون باعث میشه من باورش کنم و بعد همش حرف های قشنگی مثل این به همدیگه میزنیم و بعد من احمق هر شب با یه عالمه فکر و یه لبخند بزرگ خوابم میبره،اون موقست که مثل یه احمق بهت میگم که دوست دارم و شاید تو هم دوباره بگی که اره تو هم برام مهمی،و در نهایت یه روز از خواب بلند میشی و تصمیم میگیری که دیگه بهم اهمیت ندی،به همین سادگی همه ی حرفاتو پس میگیری،بهم نگو که این کارو نمیکنی چون میکنی،دقیقا مثل کاری که با بقیه انجام دادی!..
•
•
•
NAME ະ همسر فراموش شده
GENRE ະRomance'omegaverse'Drama'Smut'
Thriller'Mystery'Tragedy'
COUPLE ະ kookv،...
AUTHORະ AFRA
کامل شده. 🌸🍃
"اتمام یافته"
-چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟
-عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟!
COUPLE: KOOKV
GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
«complete»
جفتشدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجدهساله از زندگیش میخواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچوقت تصورش رو هم نمیکرد قراره با جفت آیندهاش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفتهی اون امگای مو فندقی شده بود.
ᯓ گرگ سفید
ᯓتکمیل شده
ᯓ ژانر : امگاورس - عاشقانه - اسمات - انگست
ᯓ کاپل: تهکوک - یونمین
✦داستان خلاصه ای از زندگی چهار قبیله ی قدرتمند در دنیای امگاورس هست که از قضا باعث ارتباط جانشینان دو قبیله باهم میشود.... چه اتفاقی میوفته اگر این دوتا پسر آلفا جفت هم باشن!؟
.
.
#تهکوک # یونمین #امگاورس
" یک سال گذشته، اما احساساتشون نه...
یه رابطهی تمومشده
دو قلبی که هنوز کامل از هم جدا نشدن
و یه برخورد دوباره، تو روزایی که دیگه انتظار دیدن همو نداشتن...
جونگکوک، دانشجوی پرشور بازیگری، اصلاً انتظار نداشت توی یکی از معمولیترین روزها، چشمش دوباره به تهیونگ بیفته
همون کسی که یه روز قلبشو بهش هدیه داده بود.
گذشته بینشون تموم شده یا فقط قفل شده پشت درایی که هیچکدوم جرئت باز کردنش رو نداشتن؟
اما یه چیز هنوز مبهمه
چی شد که جدا شدن؟
و قراره این بار، گذشته دوباره تکرار شه یا جبران بشه؟
اما واقعا این ملاقات دوباره، فرصتی برای ترمیمه یا جرقهای برای فروپاشی؟
میتونن از زخمهای گذشته عبور کنن؟
یا این عشق، همونجا تموم میشه که دوباره شروع شده؟..."
کاپل: ویکوک
ژانر: عاشقانه،درام، اسمات، بی ال
در حال آپ....
پیچ اینستاگرام : red__moon777
کانال تلگرام : redmoon_777
In Red - سرخپوش
جونگکوک جئون، رئیس زادهی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلولهای اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓
تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش میایستاد و با گستاخی جوابش رو میداد اما کی فکرش رو میکرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساختهاش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬
_______________________
"اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت!
اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!"
writer: Nren
couple: Vkook
Genre: prison-crime-romance-smut