maby love?
187 storie
THE HIDDEN🐺 | KV di MJ_storiess
MJ_storiess
  • WpView
    LETTURE 107,405
  • WpVote
    Voti 13,620
  • WpPart
    Parti 20
🐺اسم: پنهان 🐺ژانر: امگاورس/عاشقانه/رازالود/اسمات🔞 🐺کاپل: کوکوی 🐺کاپل فرعی: جیوون 🐺روزای اپ: کامل شده ⚠️خلاصه: کیم تهیونگ، بتای سرکشی که توی دنیایی زندگی میکنه که حکم بتا بودن مرگه. پس این بتا زندگیش رو چگونه سپری میکنه؟ از طرفی جئون جونگکوک الفای سرد و خشن منطقه ی اول دنبال جفت امگایی میگردد اما ناغافل کیم تهیونگ را داخل اتاقش پیدا میکند. Start: 01/11/25 Finish: 02/3/15 🥇#romance 🥇#kookv 🥇#boyxboy 🥇#drama 🥇#jungkook 🥇#fiction 🥇#boyxboy
𝘝𝘈𝘓𝘌𝘍𝘖𝘙 || KOOKV di yamiic3
yamiic3
  • WpView
    LETTURE 69,602
  • WpVote
    Voti 7,936
  • WpPart
    Parti 28
شاهزاده تهیونگ، بین دوراهی ازدواج با شخصی که نمی شناختش و جنگ، رفتن به جنگ رو انتخاب کرد. البته که با صد سرباز هیچ شانس پیروزی نداشت اما هیچ‌وقت انتظار نداشت اسیر بشه، توی قبیله ای که به خونش تشنه بودند! _شاهزاده بودم، اما حالا اسیر آغوش دشمنم شدم و بدتر از اون، داره خوشم میاد! چون من توی بستر مردی بیدار می‌شم که باید خونش رو می‌ریختم. اما اون من رو مثل معبودی پرستش می‌کنه؛ هر شب روی زانوهاش. غرورم شکسته، زنجیر ها به تنم، اما چیزی که بیشتر از همه عذابم میده؛ نرمی لبخندشه... لب هایی که قبل از بوسیدنم، من رو به ناله‌ای از جنس شهوت وادار می‌کنن. 👑 "زیر سایه‌ی موذی و توصیف ناپذیریش در انتظار یشمی چشم‌هات خواهد موند!" 𝘊𝘖𝘜𝘗𝘓𝘌: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝 GENRE: omegavers, smut, Historical, DARK ROMANCE🏴
IMPOSED  FAMILY di AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    LETTURE 78,360
  • WpVote
    Voti 7,618
  • WpPart
    Parti 35
کاپل:کوکوی ژانر:معمایی،انگست،جنایی،اسمات،کمی دارک مادر تهیونگ جئون سورا به دلایل نا معلومی خودکشی میکنه و حالا باید با داییش که حضانتش رو به عهده گرفته زندگی کنه البته دایی پیرش بعید به نظر میرسه بتونه این پسر مرموز و لجباز به رو تنهایی بزرگ کنه.... بعد از مدت کمی که با داییش زندگی میکنه به خاطر یه حادثه مجبوره با کوک زندگی کنه و این شروع داستانه... زمان اپ:پنج شنبه ها کاپل ها رو کامل نگفتم چون در جریان داستان می‌فهمید چرا این داستان غیر واقعی و به دور از هیچ گونه ارتباط با اعضای بی تی اس هستش و کاملا زاده تخیل نویسنده اس و به هیچ عنوان شخصیت های اعضا ربطی به این داستان ندارن و فقط از اسم ها استفاده شده وگرنه همگی میدونیم که اعضا فرشته های مهربون خودمون هستن💚💚💚💚💚 نویسنده: noor
My Exception [ KOOKV ] di sosha3133
sosha3133
  • WpView
    LETTURE 213,701
  • WpVote
    Voti 23,970
  • WpPart
    Parti 18
[تمام شده]‌ جیمین به جونگ‌کوک تاکید می‌کنه که روی برادر کوچیک‌ترش حرکتی نزنه ولی آیا جئون جونگ‌کوک قراره از اون بتای خوشگل بگذره؟ اسم داستان: My Exception [ استثنای من ] کاپل اصلی: Kookv کاپل فرعی: Sope ژانر: کمدی | فیک‌چت | رمنس | امگاورس
+19 altre
Kookv fucking sperm [ Completed ] di alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    LETTURE 559,789
  • WpVote
    Voti 59,088
  • WpPart
    Parti 24
اسپرم لعنتی🍸 کاپل ها:کوکوی، یونمین، نامجین ژانر:خون آشام خشن امپرگ اسمات _جونگ کوک با چشمانی که از خشم سرخ شده بود به مراسم ازدواج نگاه میکرد با خشم غرید:به چه جراتی با بچه من تو شکمش داره ازدواج میکنه وضعیت: پایان یافته
Sexy Master 🍷💙•Vkook di smut-lov_e
smut-lov_e
  • WpView
    LETTURE 1,068,145
  • WpVote
    Voti 88,602
  • WpPart
    Parti 100
✘ بوک اصلی چنل کیم تهیونگ استاد ادبیات کره دانشگاه ملی سئول. مرد سرد و محکمی که روی درسش کاملا جدیه و با کسی شوخی نداره. جئون جانگکوک پسری از خودراضی و مغرور که خودشو برتر از بقیه میدونه. دانشجویی که با پارتی بازی باباش وارد دانشگاه شده و همه ی درساشم از طریق دانشجوهای دیگه پاس میکنع. چی میشه اگه این دو تا کوه یخ با هم برخورد کنن؟ بالاخره کدومشون تسلیم اون یکی میشه؟ کاپل : ویکوک | کوکوی | سپ | نامجون(دختر) ژانر : اسمات
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV di yamiic3
yamiic3
  • WpView
    LETTURE 537,803
  • WpVote
    Voti 62,900
  • WpPart
    Parti 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭