Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Taekook
121 stories
Insanity[جنون]   by deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Reads 269,623
  • WpVote
    Votes 31,979
  • WpPart
    Parts 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
𝐂𝐑𝐔𝐄𝐋 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by jeunkookv
jeunkookv
  • WpView
    Reads 20,461
  • WpVote
    Votes 1,761
  • WpPart
    Parts 41
بی‌رحم-Cruel افسر کیم تهیونگ، به دلیل مأموریت ویژه‌ای که از طرف سازمان ویژه‌‌ی جاسوسی به او و همکارش موکول شده، بالاجبار کره‌جنوبی را به مقصد روسیه ترک کرده و طی عملیات با فرمانده جئون جونگ‌کوک، یکی از بی‌رحم‌ترین افسر‌های سازمان جاسوسی روسیه همراه و هم تیم شده. همکاری‌ای که با مایل‌ها فاصله میشه تنشی که مشودانه برگرفته از تنفر و جدال هست رو تشخیص داد تا جایی که این جدال به مرحله‌ای از آسیب رسیدن به جسم هم می‌رسه. کیم تهیونگ به اطمینان قطعی راجع به سنگی بودن قلبِ فرمانده‌ی بی‌رحمش می‌رسه اما در نهایت این خودِ اون مرد بود که باعث ریشه زدن احساسات درون قلبِ تیره رنگ فرمانده‌اش میشه و با جدی شدن روند مأموریت و ورود شخص سوم همه چیز پی‌چیده‌تر میشه... "-داری می‌لرزی بی‌پناهِ من. --بی‌پناهِ تو؟ -من سَرپناهت بودم قلب، زمانی که ما عاشق هم بودیم! --ما عاشق هم بودیم؟ -ما عاشق هم بودیم بی‌پناهِ جونگ‌کوک و من به این عشق دو طرفه بیشتر از تنفس ریه‌هام از اتمسفر پُر شده از عطر تلخ الانت اطمینان دارم. --بودیم. -تو داری می‌پذیریش؟ --من دارم بهت یادآوری می‌کنم که از فعل گذشته استفاده کردی فرمانده، گذشته‌ای که از خاطر من پاک شده." -𝐔𝐩 𝐩𝐚𝐫𝐭 "𝐂𝐫𝐮𝐞𝐥": پایان هر پارت اعلام می‌شه. -𝗧𝗲𝗹𝗲𝗴𝗿𝗮𝗺:
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 694,362
  • WpVote
    Votes 95,570
  • WpPart
    Parts 74
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
𝐛𝐨𝐫𝐧 𝐨𝐟 𝐟𝐢𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐅𝐫𝐨𝐬𝐭 || زاده اتش by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 27,869
  • WpVote
    Votes 3,084
  • WpPart
    Parts 27
title: Born of Fire and Frost Genre: Fantasy | Omegaverse | Romance couple: Vkook | Yoonmin بعضی زخم‌ها با مرگ بسته نمی‌شن. جونگ‌کوک توی زندگی قبل، هم‌نفس و معشوق کیم تهیونگ بود. ولی خون و خیانت، همه‌چیزو از هم پاشوند. حالا دوباره برگشته؛ با یه گرگ لج‌باز و زخمی که دیگه حاضر نیست زیر سایه‌ی هیچ‌کس خم بشه. اما تهیونگ... اون هنوز همون آلفای حقیقیه. مرموز، مغرور، و خطرناک‌تر از مرگی که یک‌بار به چشم دید. اینجا فقط قصه‌ی عشق نیست. اینجا قصه‌ی آتیشه، اقیانوس، و سرنوشتی که هیچ‌کس توان جنگیدنشو نداره.
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 399,020
  • WpVote
    Votes 32,385
  • WpPart
    Parts 40
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
Saudade | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 8,864
  • WpVote
    Votes 411
  • WpPart
    Parts 15
𓂃𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞𓍯 "_گمونم دیگه نمی‌خوام بدونم! _چی‌؟ _عطرت؛ دیگه نمی‌خوام بلدش باشم..._" -- عشقِ ممنوع، مرد ساعت‌ساز را هر هفته‌ به تماشای یک نمایش می‌نشاند. نمایشی که برای او معنایی پنهان و بهانه‌ی از سر گذراندن شب‌هایش بود. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر در آخرین بازدید، تئأترِ محبوب ساعت‌ساز کنسل و چشم‌های بی‌روح مرد با فردی غریب دیدار می‌کرد؟ فردی که شاید در ظاهر مزاحم اما، اصلی‌ترین قطره‌ی جوهر، برای سرآغازی سپید و پایان پاییز بود. آن دو تیله‌ی سیه و سرکش، به راستی متعلق به که بود؟ ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟درام، رمنس،‌ انگست، معمایی، اسمات ⊹ نویسنده⤟ #Saren
Mammatus | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 36,412
  • WpVote
    Votes 3,158
  • WpPart
    Parts 48
𓂃𝐌𝐀𝐌𝐌𝐀𝐓𝐔𝐒𓍯 تهیونگ طرد شده بود، به عنوان روانپزشکِ برجسته و جوانی که سال‌ها قبل معشوقه‌ی هم جنس خودش رو به قتل رسوند طرد شده بود... نه خانواده‌ای داشت، نه دوست و نه هم خونه‌ای. فقط و فقط به موسسه‌ی رواندرمانی‌اش میرفت و مشغول کار میشد، قسم خورده بود درب‌های قلبش رو به روی کسی باز نکنه و سمت هیچ پسری برای رابطه نره. اما درست توی یک شب عادی مثل بقیه شب‌هایی که توی موسسه مشغول دیدن بیمارهاش بود، پسر خیابونیی با خشم به اتاقش هجوم آورد. پسری که توی مدت نه چندان طولانی، درب‌های قلب بدنام ترین روانپزشک این شهر رو باز کرد تا دوباره زندگی‌اش پر از تنش‌ و طرد شدن‌های دیگه‌ای بشه. ___ " خدا تو رو خلق کرد و از خودش پرسید چطور ممکنه تنها روی زمین ولت کنه؟ این شد دلیل به دنیا اومدن من. " ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، نامجین. ⊹ ژانر⤟ رومنس، درام، روانشناسی، اسمات، انگست، معمایی. ⊹ نویسنده⤟ LeeTelma