گاهی برای ملکه بودن باید لشکر کشی کرد،باید جنگید،باید فتح کرد...
و گاهی برای ملکه شدن کافیست؛قلب یک مرد را از آن خود کنی..آنوقت تو ملکه خواهی بود ملکه قلب او.
گاهی تصاحب قلب یک مرد انقدر سخت است که حکم جنگ دارد وباید مرزها را برای فتحش در نوردید.
دوشیزه مری اینبار باید بجنگه..بجنگه تا فتح کنه..شاید قلب یک مرد رو وشاید یک کشور رو و یا شاید هر دو.
چی میشه اگه کابوس گذشتهتون عشق ایندهتون بشه؟ رهام مستر جوان و با تجربهای که درگیر یه دختر ناشناس میشه و اون و به عنوان پارتنرش به خونه میاره اما،چی میشه اگه اون دختر یه غریبهی اشنا باشه؟ سیب ممنوعهای که تاوان خوردنش طرد شدن از بهشت بوده. بازم رهام میتونه عاشقش بشه؟ اون دختر تحمل میکنه تا با کابوس، شبهاش. زیر یه سقف زندگی کنه؟
یه دختر هفده ساله که وارد یه دبیرستان جدید میشه،"اف راد جدید و اتفاقای عجیب غریب"
اون زندگی آرومی داره و عشق هم به همین آسونی و بی پروایی وارد دنیای جذاب اون میشه...
Zayn Malik Fanfiction
Written by Iamnotshadi