Mahyaaaaaa675's Reading List
113 stories
SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK] by imcalix_
imcalix_
  • WpView
    Reads 262,511
  • WpVote
    Votes 29,129
  • WpPart
    Parts 55
-Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی مهره‌‌ی کمر و شیارهای بیرون زده‌اش رسوند و ادامه داد: _ تو باعث می‌شی من عاشق این "غم" بشم. Fic name: رویای شیرین Couples: کوکوی/ویکوک Genres: درام، انگست، رمنس، نقد اجتماعی، اسمات، روزمره Writer: calix
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 152,631
  • WpVote
    Votes 28,365
  • WpPart
    Parts 26
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نی‌نی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀 ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌 کاپل: ویکوک 开始:1403/11/07 结束:1405/04/29
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 968,769
  • WpVote
    Votes 106,835
  • WpPart
    Parts 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
Forbidden Love | عشق ممنوعه  by kaihan_33
kaihan_33
  • WpView
    Reads 236,406
  • WpVote
    Votes 25,599
  • WpPart
    Parts 66
A stroy of a little and his caregiver _ توی این مدت که من نیستم پیش یکی از دوستام میمونی عزیزم ... - ولی بابا من که بچه نیستم ...
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 103,363
  • WpVote
    Votes 9,969
  • WpPart
    Parts 31
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Full ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
RED HOUR | VKOOK ✔️ by DewXan
DewXan
  • WpView
    Reads 78,096
  • WpVote
    Votes 5,827
  • WpPart
    Parts 39
"تو مال منی، جونگ‌کوک. فقط مال من. هیچ‌کس نمی‌تونه بین ما فاصله بندازه. حتی خودت، عزیز دلم ." «با شیطان معامله می‌کنم تا روح جونگ‌کوک رو برای همیشه به روح خودم بند کنم، طوری که دیگه هیچ‌وقت نتونه ازم دور بشه.» -- جئون جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره به گذشته سفر کنه تا جلوی شکل‌گیری سازمان مافیایی‌ای رو بگیره که خانواده‌ش رو ازش گرفته. تنها راه نجات خانوادش، پیدا کردن رهبر این سازمان و کشتنش قبل از شکل‌گیری مافیاست. اما چیزی که نمی‌دونه اینه که خودش قراره اسیر علاقه ی بیمار گونه و مرگباری بشه. علاقه ای که از همون مردی شروع میشه که برای کشتنش به گذشته رفته‼️ #Dark 🥇 #Dark romance 🥇
ElChapo | VKook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 41,628
  • WpVote
    Votes 4,550
  • WpPart
    Parts 39
𑱄 جئون آهیر، ال‌چاپوی جدید و جوانِ مافیای مکزیک برای تسلیم کامل قدرت بهش، باید پیمانِ خونی رو انجام می‌داد. پیمانی که کیم راخا، دندان‌پزشک انتقال‌یافته به زندان‌های تاریک فدرال رو وارد حریمش می‌کرد تا زندگی جفت‌شون رو با اون پیمان تبدیل به میدانِ پُر از مین کنه! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: ElChapo ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Crime -Smut -Romance -Mafia 🥇 1تهیونگ ⭐️5 taehyung
𝑳𝑶-𝑵𝑶𝑹𝑨(اِلئونورا) by lakiral_7
lakiral_7
  • WpView
    Reads 74,409
  • WpVote
    Votes 4,171
  • WpPart
    Parts 36
کیم سوکجین، افسر ارشد سئول بخاطر اتفاقات تلخ و وحشتناکی که توی گذشته خانوادش رو از هم پاشوند حالا با تراژدی های زیادی مواجهه و وارد دنیای انتقام سخت خودش میشه و به سمت خانواده ای کشیده میشه که منشا تمام بدبختیارو دربر میگیره... اما جونگ کوک تنها دارایی و خانواده کیم سوکجین ناخواسته وارد محور اصلی این بازی خطرناک شده و ما بین تمام این سیاهی و جنایت ها مسبب طلوع درخشان عشق مقدسی بین خودش و پسری که دیواری از تناقض ها مانعشونه یعنی، کیم تهیونگ میشه و این شروعِ پایان آرامشه...! "_تو اِلئونورای منی، نور زندگیم... _الئونورا؟ اولین باره همچین چیزی میشنوم" اما مسئله اینه؛ آیا واقعیت چیزیه که به چشم میاد؟ یا پیچیده تر از یک دیدگاه ساده ی پلیسیه؟ Writers: Lunika & Talia Main couple: Taekook / Kookv Sub couple: Namjin, Sope, Yoonmin Genre: criminal, romance, police, psychological
beauty salon jeon ( سالن زیبایی جئون ) by oohmira_
oohmira_
  • WpView
    Reads 174,016
  • WpVote
    Votes 15,281
  • WpPart
    Parts 26
تهیونگ توی بازی جرعت و حقیقت؛ جرعت رو انتخاب کرد و... -----------------♡ تهیونگ: هی این خیلی درد داره! جونگکوک: لوس نباش زودی دردش تموم میشه... Couple: kookv Genre: Fluff, Comedy, Smut, au, fake chat Part: 22 ~WARNING: Sexual contents 🔞
 𝔓𝔲𝔯𝔢 by StheCherry
StheCherry
  • WpView
    Reads 262,093
  • WpVote
    Votes 33,142
  • WpPart
    Parts 57
Pure [ Mpreg ] ▪Yoonmin ▪Kookv بخشی از فیک: جیمین: اون ... اون قضیه یه اجبار بود! من به محض اینکه بتونم کمکت رو جبران میکنم تا برای همیشه کارمون باهم دیگه تموم بشه تو هم مجبور نباشی هرزه ای مثل منو ببینی! مرد خنده ی مستی سر داد ، طوری که صدای خنده هاش لرز ترسی به جون پسر می انداخت، آروم سمتش قدم برداشت و جلوی اون ایستاد ، سایه ی مرد روی سرش افتاده بود انگار اون مانع تموم نوری بود که بهش میخورد و زندگیش رو تاریک میکرد... جیمین نگاهش رو به کف خونه انداخت و اخم ظریفی کرد تا ترسش رو از اون مرد پنهان کنه ، اون تونسته بود از گذشته ی تاریکش فرار کنه ... اما حالا انگار سرنوشت نمیخواست اون آینده ی روشنی داشته باشه. یونگی: تو به من چیزی بدهکار نیستی هرزه کوچولو... صدای ضخیم شده ی مرد که باعثش الکل بود با بوی تند نفس های اون به بینیش میخورد. یونگی: ولی یه سری چیزا هست که نمیذاره به این راحتیا دست از سرت بردارم... دستش رو جلو برد و با تیکه ای موهای نرم و رنگ شده ی اون پسر بازی کرد یونگی : هرچقدر بخوای میتونی از دستم فرار کنی ، هر چقدر بخوای جیمین! ولی ... پوزخندی وسط حرفاش زد اون همیشه مطمئن میشد که در مقابله باهاش از تحقیر آمیز ترین لحنش استفاده کنه و همین جیمین رو عذاب میداد. یونگی :... ولی تو نمیتونی از چیزی که درست پشت سرته فرار کنی..