Mahyaaaaaa675's Reading List
9 stories
ملکه تاریکی oleh Robi963
Robi963
  • WpView
    Membaca 8,759
  • WpVote
    Suara 626
  • WpPart
    Bagian 16
Hampenth (Vkook) oleh kimkook_fic
kimkook_fic
  • WpView
    Membaca 44,201
  • WpVote
    Suara 1,685
  • WpPart
    Bagian 18
. هامپنث . خلاصه: کوک به ظاهر یه آدم عادیه ولی مامور سازمان سیاه و جانشین حکومت پدرش توی اون سازمانه و با نقشه وارد عمارت کیم بیونگ پدر تهیونگ که حاکم صندلی دوازدهم اون سازمانه میشه تا اونو بکشه و انتقام مرگ پدرشو بگیره ولی... پنج سال بعد... پنج سال از ماجرای عمارت و مرگ پدر تهیونگ میگذره تا نقشه دیگه شو با استفاده از یونگی و هوسوک و بقیه ادمایی که بازی شون میده و به بهانه پیدا کردن نشان حاکما اجرا کنه و به حکومت سازمانی برسه که تهیونگ وارث قانونی اونه ، ولی آیا تهیونگ از نقشه اون باخبر میشه و جلوشو میگیره تا همه شونو به کشتن نده یا کوک برای رسیدن به قدرت تهیونگ و علاقه به وجود اومده تو قلب شو میکشه... .هامپنث. کاپل اصلی: ویکوک کاپل های فرعی : هوپمین ، یونمین و نامجین... ژانر : معمایی ، درام ، اسمات ، انگست ، رومنس ، جنایی ، اکشن ، هیجانی ، ماجراجویی ، دارک و .... نویسنده : دنــــیا (نـــاپلــئون) وضعیت درحال آپ... ( زمان آپ پارت جدید جمعه ها ^^ ) فــالــو فــرامـوش نــشه قلـــبای مــن:) Hampenth Nuthor name : donya Starring : jeon jungkook and kim taehyng With : kim taehyng , jeon jungkook , kim namjoon , park jimin , jang hysuk , jane , yoongi , gina Genre : dram , smut , angst , romanc Couple : vkook Sub couple : hopemin
Desiree | Vkook | Completed oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Membaca 1,749,303
  • WpVote
    Suara 130,097
  • WpPart
    Bagian 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
𝐕𝐢𝐩𝐞𝐫(Kookv) oleh hony_shadkam
hony_shadkam
  • WpView
    Membaca 15,265
  • WpVote
    Suara 1,488
  • WpPart
    Bagian 8
جئون جونگ‌کوک وارث بزرگترین شرکت‌های زنجیره‌ای دل به پسر رقصنده‌ای می‌بازه. و چی می‌شه اگر سر و کله‌‌ی افعی وسط زندگی شیرینشون پیدا بشه؟ افعی مار خوش و خط‌خالی که هرکسی اون رو ببینه کشته می‌شه. + امشب، دوست‌داشتم بدون توجه به کل اون مهمونی، روی اون میز خَمِت کنم و بفاکت بدم ته. _ پس باید خَمَم می‌کردی و اونقدر محکم توم می‌کوبیدی که پدرت بفهمه من فقط مطیع تنِ توام. کاپل: کوکوی ژانر: مافیا، رمنس، انگست، اسمات
مجموعه گودال سیاه oleh Robi963
Robi963
  • WpView
    Membaca 292,936
  • WpVote
    Suara 9,340
  • WpPart
    Bagian 76
تنها با یک نگاه در چشمانش سرنوشتم تغیر کرد
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) oleh RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Membaca 1,554,756
  • WpVote
    Suara 69,063
  • WpPart
    Bagian 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
INRED | VKOOK oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Membaca 1,225,724
  • WpVote
    Suara 86,034
  • WpPart
    Bagian 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
COLORS | VKOOK-HOPEMIN oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Membaca 497,090
  • WpVote
    Suara 55,657
  • WpPart
    Bagian 60
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret