بهترین ها ^^
26 stories
Cinderella || سیندرلا {VKook} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 6,913
  • WpVote
    Votes 1,189
  • WpPart
    Parts 17
🔴 #Full 🔴 داستان از شبی شروع می‌شه که جئون جونگکوک، طراح لباس خودشیفته و معروف فرانسه به رستوران می‌ره اما آقا دزده‌ی جذاب و کمی- فقط کمی- خنگ قصه‌مون، جناب کیم تهیونگ، کیفش رو می‌قاپه! اما سرنوشت، اون‌ها رو دوباره مقابل هم قرار می‌ده. و این‌بار، توی اتاق پرو فروشگاه! اگر به دنبال یه انمیز تو لاورز مدرن در قلب شهر عشاق می‌گردید، سیندرلا اینجاست تا برای لحظاتی خنده به لبتون بیاره. ==== - یه دليل بهم بده تا به پلیس زنگ نزنم. تهیونگ صدایی از روی فکر کردن درآورد: - خب... اهم... یه دلیل می‌خوای؟ من هزار دلیل بهت می‌دم! اولیش باسن... چیز یعنی بدنم! دومیش زبونم... جونگکوک کلافه گفت: - ادامه نده. - سومیش قلبم که شکسته! چهار... ༺ Liberté Novels ༻ Name: Cinderella نام داستان: سیندرلا Couple: Vkook کاپل: ویکوک Romance, Slice Of Life, Fluff, Comedy, Smut عاشقانه، روزمره، فلاف، کمدی، اسمات ■ A Multishot/AU By Vnice & Mastane ■
𝙘𝙤𝙡𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 ❘ 𝒗𝒌 by izeusw
izeusw
  • WpView
    Reads 52,096
  • WpVote
    Votes 4,945
  • WpPart
    Parts 10
𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐠𝐮𝐲𝐬‌ ↲اینجا مجموعه ای از وانشات ها و چندشاتی ها و مینی فیک های ویکوکه که در هر ژانری نوشته میشه! ᵂ ᴿ ᴵ ᵀ ᴱ ↓ j̸k̸ | 𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚 𝐔𝐏𝐃𝐀𝐓𝐄 𝐃𝐀𝐘𝐒‌↳𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲𝐝𝐚𝐲 𝐓𝐎𝐏‌ 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐁𝐎𝐓𝐓𝐎𝐌‌ 𝐣𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 252,038
  • WpVote
    Votes 35,428
  • WpPart
    Parts 23
[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟ مرد رو به روش با خوش اخلاقی پرسید و تهیونگ لب هاشو محکم به هم فشرد. - واقعا دوست داشتم قبول کنم، ولی متاسفانه یه شرایطی دارم که نمیشه. اخمای مرد در هم پیچید و با ناراحتی واضحی پرسید: - چه شرایطی؟ سنگینی دست گرمی که روی کمر تهیونگ نشست انقدری بود که تکون آرومی خورد. جونگ کوک با لبخندی که با چشم های سرد و بی روحش تضاد داشتند گفت: - متاسفانه کارآگاه کیم یه استاکر داره. یه استاکر دیوونه، تا اونجایی که شنیدم. می دونی که چی می گم؟ از اونا که آدم ها رو بخاطر دست زدن به معشوقه اشون تیکه تیکه می کنن. به آرومی. با درد. بعد تک خنده ای زد و گره انگشت هاش دور کمر تهیونگ محکم شدند. - مگه نه کارآگاه؟ تهیونگ حتی مکث هم نکرد، فقط در حالی که تند سر تکون می داد با لحن بدبختی گفت: - د..درسته. یه روانی واقعیه.] 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘢𝘧𝘪𝘢, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘛𝘩𝘳𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳, 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
7 rings || VKook by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 79,605
  • WpVote
    Votes 10,604
  • WpPart
    Parts 5
[ هفت حلقه ] پایان یافته ژانر : رمنس / اسمات / فلاف / چندشاتی کاپل : اصلی - ویکوک ، فرعی - یونمین "وقتی ببینمت و ازت خوشم بیاد، کافیه دلم بخواد داشته باشمت، اون موقعست که به دستت آوردم آقای کیم!"
Can't believe my eyes ::.. ✔ by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 57,206
  • WpVote
    Votes 9,454
  • WpPart
    Parts 12
- نمیتونم چشم هام رو باور کنم! - ~.~.~ جونگکوک همین الانش هم شک نداشت که قراره تمام تعطیلات تابستون، کنار پنجره ی اتاقش منتظر بشینه تا خانواده ش دوباره به یکی از سفر های معاملاتی‌ِ دو-سه روزه شون برند و اون بتونه دوباره مرد نویسنده ی ساختمون رو‌به‌رو رو به اتاقش دعوت کنه! ~.~.~ ژانر : ( فول سمات / زندگی روزمره / کمدی / ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ ندارد و نخواهد داشت.
Not Your Toy!! | Vkook Namjin § Full by Delenefer
Delenefer
  • WpView
    Reads 555,673
  • WpVote
    Votes 70,057
  • WpPart
    Parts 34
-تهلون؟ تهیونگ هومی گفت و برگه های تو دستش رو ورق زد. -تدی.. نیدا تن با کلمه های عجیب کوکی سر تهیونگ برگشت. -کوکی؟؟؟ صدای شوکه شده تهیونگ کوکی رو ترسوند. کار بدی کرده بود؟ بغض کرد و لب پایینیش لرزید. به ثانیه نکشیده صدای گریه اش بلند شد و تهیونگو ترسوند. -گریه نکن.. گریه نکن.. اشکال نداره کوکی. بیبی چیزی نشده که. معذرت میخوام -تدی نالاحت شد -نشدم. ببین.. خوشحالم . کار خوبی کردی بیب -دلوخ میگی؟ -نه. نه. اشکال نداره. لباس خودته اشکال نداشت کوکی لباسشو با قیچی تیکه تیکه بریده باشه. اصلا اشکال نداشت.تهیونگ میتونست بازم بخره. . .. ... تغییر کردن کار سختی نیست.. تنها چیزی که نیاز داره یه انگیزه درست حسابیه! اگه به کیم تهیونگ رئیس مافیا میگفتن یه روز قراره واسه یه پسر بچه غش و ضعف کنی قهقهه میزد.. اما حالا همه چیز عوض شده.. کسی که مثل آب خوردن بدن آدمو با چاقو پاره می‌کرد، واسه آروم کردن یه پسر بچه خودشو به در و دیوار میزنه! Name : Im not your toy!! Genre: Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff Start: 1399/8/24 End: 1399/11/24 32 parts
My Ajjussi 🥀 by Smutic
Smutic
  • WpView
    Reads 567,954
  • WpVote
    Votes 53,877
  • WpPart
    Parts 50
فیکشن آقای من🥀 ▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰 ▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ... از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯 •ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯ #MyAjjussi 🥀 - -Couple: TaeKOok 🌙 -Author: -Smutic🥀
SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK] by imcalix_
imcalix_
  • WpView
    Reads 253,115
  • WpVote
    Votes 28,156
  • WpPart
    Parts 55
-Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی مهره‌‌ی کمر و شیارهای بیرون زده‌اش رسوند و ادامه داد: _ تو باعث می‌شی من عاشق این "غم" بشم. Fic name: رویای شیرین Couples: کوکوی/ویکوک Genres: درام، انگست، رمنس، نقد اجتماعی، اسمات، روزمره Writer: calix
Teach me by SetiSin
SetiSin
  • WpView
    Reads 307,770
  • WpVote
    Votes 24,510
  • WpPart
    Parts 30
تهیونگ قراره با بهترین پسری که توی تمام زندگیش شناخته به زودی ازدواج کنه ولی تابحال هیچ چیزی رو جز بوسیدن با هوسوک تجربه نکرده و از طرفی هم میخواد توی رابطه با همسرش بهترین باشه. دوستش دکتری رو در همین زمینه بهش معرفی میکنه که توی این قضایا کمکش کنه. اما اتفاقاتی رخ میده که تمام معادلات بهم میریزه. Name: Teach Me Couple: Verse Translator: Seti Genre: Smut , Romance , Fluff
Fuck me like u do! ver vkook by themeowthe
themeowthe
  • WpView
    Reads 14,467
  • WpVote
    Votes 1,261
  • WpPart
    Parts 1
اون یه قاتل بود. نه یه قاتل معمولی...! اون قانون ها و معیار های خاصی برای انتخاب شکار هاش داشت! اولین قانونی که براش حائز اهمیت بود و جایگاه اول رو به خودش اختصاص می داد؛ چیزی نبود جز: "آدم های معمولی و بچه ها شکار محسوب نمی شن" دومین معیارش برای کشتن تنها یک کلمه بود. "پول" درسته بیشتر قاتل ها برای پول کار می کنند و آدم می کشند اما هیچ کس به گرد پای هیولایی مثل تهیونگ نمی رسه. کسی اسم واقعی شو نمی دونست! مشتری هاش اون و به اسم "وی" می شناختند و رقیب هاش به اسم "هیولا"...! تنها خودش می دونست که اون هیچ وقت قرار نیست به هیولایی تبدیل بشه که فقط دنبال پوله! پس مشکلی با صدا زدنش با همچین عنوانی نداشت و شاید یه جورایی از این لقب لذت هم می برد.