🐾بیون بکهیون یه پسر پولدار ولی ساده لوح و خوش قلبه که تو دبیرستان به خاطر چهره ی ریز و عینک درشتش ، همه موش کور صداش می کنن و مدام مورد تمسخر و آزار و اذیت دیگرانه. بکهیون عاشق گروه موسیقی دبیرستانشونه تا حدی که حاضر میشه بهشون پول بده تا تو یه جشنواره ی موسیقی توی سئول شرکت کنن به این شرط که عضو گروه بشه. اما اون پسرا به سردستگی چانیول از پولش استفاده می کنن و قالش میذارن و بکهیون حالا بعد از گذشت ۱۰ سال برای انتقام از اعضای گروه برگشته...
Chanbaek/hunhan
Romance/dram/smut +18
Writer: lilyblue
Update: wednesday
@Bbh_blue
• کامل شده • چانیول ، گرگ خون خالصی که گرگش سال ها بود که دیگه درونش زندگی نمیکرد و مرده بحساب میومد یک روز به طور اتفاقی با حس فرمون های اون امگا برگشت .... گرگی که موقع بچگی چانیول ، همه از ترسش سعی در کشتنش کرده بودن و موفق هم شده بودن برگشته
گرگی که مردنش برای دنیا ضروری بود
این گرگ میتونست تهدید بزرگی برای دنیای الفا ها و امگا ها به حساب بیاد
بدن چانیول متعلق به کدوم یکی از اون هاست ؟ چانیول یا لویی ؟
Fiction: LOVE BTWEEN POWER ⚜️
Genre: • Romance • DRAMA • SMUT •Omegaverse
COUPELS : •chanbeak
writer : SHADOW
فصل دوم : PURE BLOOD
• منتشر نشده
در حال ادیته فعلا نخونید
بکهیون تا "بينقص بودن" خیلي فاصله داشت. سرنوشتش طوري رقم خورده بود که عینِ پدربزرگ و پدرش یه جنایتکار باشه. دلش میخواست از این سرنوشت شوم فرار کنه، ولی انگار همهی درا به روش بسته شده بود.
به عشق تو نگاه اول اعتقاد داشت ولی ترس از دست دادن هم داشت. ترس اینکه، دست به هرچی میزد نابود میشد و عین خاكِ سیگار فرو میریخت. ولي شاید تو چشماي چانیول، میتونست یه قهرمان باشه. کسي که بدون اهمیت دادن به زندگي فاکداپي که داشت، میتونست یه دوست پسر عادي باشه، چیزي که بکهیون هیچوقت نبود. اونا از دنیاهاي کاملا متفاوتي بودن، ولي یه چیزي اونارو از اولین روز زندگیشون بهم متصل میکرد، سرنوشت؟ شاید.
-
- اجازهی کامل از نویسنده برای ترجمه و پابلیش فنفیک گرفته شده است.
read @/baekilui 's fictions on her archive of our own.
خلاصه فیک✍️: 🔺بکهیون باکره یه پسره 20 ساله چشمو گوش بسته و به قول اطرافیانش بلوغیه که سعی در مخفی کردن کراش 2 سالش روی دانشجوی جذاب دامپزشکی؛ پارک چانیول داره (و حالا بگذریم که تو تنهایش با تصوارتش چیکارا میکنه💦) اما روزی هم فکرشو نمیکرد به بدترین شکل و وحشتناک ترین حالت ممکن رازش بر ملا شه🔻
Couple{chanbaek💦 kaisoo 💦sulay💦hunhan}
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔹🔸🔹🔸🔹
ژانر:کمدی🍫اسمات😈🤦♀️رومنس🎈
🎈🎈🎈🎈
وضعیت : پایان یافته✔️
دنیای کوچیک دوتا پدر و دختر نوجوونشون!
کامل شده
☆☆☆☆
بکهیون که از دور تماشا کردن خانواده شیرینش با تمام جذابیتش نتونسته بود به خستگیش غلبه کنه سمت دیگه شین آه نشست. نگاهشو داد به یولش. هردوشون خوب میدونستن با خبر عوض کردن خونه و البته مدرسه دختر کوچولوشونو که زندگی اونقدرام بهش آسون نگرفته بود و حساس بارش آورده بود نگران کردن! و البته خوب هم میدونستن که اگه دلیل پشت جریان رو بفهمه قراره بدتر از این بی قراری کنه.
☆☆☆☆
روزمره، کمدی ، عاشقانه ، خانوادگی
کاپل هاشم:چانبک و یه کاپل کیوت یوری که خب شخصیتای خود داستانن!
چی میشه اگه یه روز که انتظار داری مثل همه روزا عادی بگذرونی با یه برخورد سریالی یه نفر تمام قواعد زندگیتو بهم بریزه؟ یهو زندگیتو از این رو به اون رو کنه؟...#چانبک#هونهان #فلاف
روزمره #اسمات #کمدی #happy end
وضعیت:پایان یافته✔️
✮┄┅❥✾❥┅┄✮
Ɓуυη Ɓαєкнуυη✨:
_♡بیون بکهیون دانشجوی موسیقی که همیشه اسمش کنار دردسر میدرخشه یه شرط بندی مهم رو میبازه و در ازای اون باید یکی از کارهایی که دوستاش میگن رو انجام بده یا باید بره وسط دفتر اساتید داد بزنه فاک می هارد یا اینکه مخ شاخ دانشگاهشون "پی سی وای" معروف رو بزنه
_♡
Pαяк Cнαηуєσℓ🔥:
پارک چانیول دانشجوی سال آخر موسیقی کسی که کلی بخاطر استعدادش و استایلش معروفه
وقتی به مادر پدرش گفت گیه اونا باور نکردن و گفتن تا وقتی که دوست پسر واقعیت رو تو مهمونی خانوادگی آخر هفته نبینیم باور نمی کنیم
چی میشه اگه برادر کوچولوی هم باشگاهیش چشمش رو بگیره و ازش بخواد برای مهمونی آخر هفته فیک پارتنرش باشه ؟
✮┄┅❥✾❥┅┄✮
• ژانر : عاشقانه ، فلاف ، روزمره،کمدی، محدودیت سنی NC +18
• کاپل : چانبک
• روز های آپ :کامل شده
من پارک چانیول ،تاپ آیدل کره، یه صبح بیدار شدم و دیدم اون رازی که به مدت ده سال سعی در مخفی کردنش داشتم، توسط ساسنگ فن نفرت انگیزم که به اسم BBH معروف بود فاش شده‼️
و اون راز چیزی نبود جز اینکه من یه گی لعنتیم💦🌝
اما این نکته افتضاح ماجرا نبود....💢
من تو مستی اون پسر روانی رو روی تخت خودم به فاک داده بودم و بکهیون فیلم رابطه هاتمون رو تو چنل یوتیوبش آپلود کرده بود🔥
و حالا باید تصمیم میگرفتم که ساسنگ فن بیست ساله شیطان صفتم رو بعنوان دوست پسرم معرفی و یا برای همیشه از صنعت سرگرمی خداحافظی کنم🛵✨
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖
🌸فیکشن : بازنویسی ستارهها
🌸وضعیت: کامل شده
🌸کاپل : چانبک، مینوو
🌸ژانر:فلاف، رمنس، ددی کینک، اسمات
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖
پارک چانیول کسیه که از نظر خودش و اطرافیانش از نوترون خالص تشکیل شده و چیزی تو این دنیا نمی تونه اعصاب آرومش رو بهم بریزه! چه اتفاقی براش میفته اگه مجبور به نگهداری از یه کوچولوی شیطانی بشه که با مظلوم نماییش قراره اعصابش رو به چالش بکشه؟!
نام فیک :my white wolf
کاپل : چانبک
ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف
خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی...
پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟
« من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »
« بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد .
"دوباره بگو..."
با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ...
بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد .
"د...ددی!"
فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ...
"فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... "
به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد .
"چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... "
"ددی...اههه"
.