Larry
34 قصة
Real punch [l.s_z.m] بقلم rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    مقروء 21,417
  • WpVote
    صوت 2,914
  • WpPart
    فصول 20
داستان لرييه و زيام هم داره هری- قرار نیست فرار کنم... محمد از تک خنده مرد روبروش جا خورد ولی اسلحه ای که بطرفش نشونه رفته بود اجازه هیچ کاری رو نمیداد.. هری زیرچشمی پسر بچه ای که رو تخت نشسته بود و چشمای درشتشو بهشون دوخته بود رو نگاه کرد.. هری- لویی چشماتو ببند.. محمد- میخوای چه غلطی بکنی؟ باتوم حرومزاده؟ بسته شدن چشماش با شلیک گلوله همزمان شد.. هری- جونتو.. ملافه رو از رو تخت چنگ زد و رو مرد انداخت و سمت تخت برگشت و بچه رو بغل کرد.. هری- متاسفم.. متاسفم نباید میذاشتم اینطوری بشه.. بچه دستاشو از رو صورتش برداشت و از صداش اونو شناخت... دستاشو دورش حلقه کرد و به هق هق افتاد.. لویی- تو اومدی... تو اومدی.. ترسیدم هیچوقت نیای...ترسیدم ولم کنی.. هری- هیچوقت ولت نمیکنم...
+11 أكثر
My Little Psychotic بقلم REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    مقروء 148,251
  • WpVote
    صوت 15,062
  • WpPart
    فصول 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
Baby Boy(Larry Stylinson) بقلم nitara70
nitara70
  • WpView
    مقروء 155,697
  • WpVote
    صوت 21,686
  • WpPart
    فصول 34
لویی به شماره ی اشتباهی پیام میده و زندگیش عوض میشه.
I don't believe in love! ~ By Atusa20 بقلم atusa20
atusa20
  • WpView
    مقروء 107,461
  • WpVote
    صوت 10,435
  • WpPart
    فصول 24
داستان درباره ی یه پلی بوی به تمام معنای گی هستش که با یه پسر معصوم هفده ساله برخورد میکنه +18!!!!! داستانی متفاوت از لری و زیام! hope you like it...
SHIT! I'm Pregnant. || L.S AU بقلم iRahax
iRahax
  • WpView
    مقروء 37,199
  • WpVote
    صوت 4,774
  • WpPart
    فصول 21
هری استایلز وقتی تاریخ مرگشو از بیمارستان دریافت کرد، کارهایی که قرار بود تو این دو ماه انجام بده رو خیلی وقت پیش مثل لیست نوشته بود. ولی وقتی نوبت به عمل کردنشون رسید، سرنوشتشو کاملا تغییر داد. Tops!Louis Bottom!Harry Larry Stylinson AU Fanfiction
Loueh [ Larry Stylinson AU ] بقلم hazzukie
hazzukie
  • WpView
    مقروء 1,595
  • WpVote
    صوت 331
  • WpPart
    فصول 5
" من پیداش کردم..توی یه جعبه‌ی کهنه و مدت زمان کمی نیاز داشتم تا بهش عادت کنم، ولی جز اون چیزیو نمیبینم..این عادیه درسته؟...نه اون حیوون خونگی یا حتی دوستمم نیست..اون یچیز نزدیک تره که من اسمی براش ندارم . "
Punish me! بقلم G_Larry
G_Larry
  • WpView
    مقروء 102,661
  • WpVote
    صوت 6,393
  • WpPart
    فصول 20
هری بردش بود لویی ددیش بود ولی این همیشگی نی! #G
+11 أكثر
You After Him (L.S) بقلم lonlybitch12
lonlybitch12
  • WpView
    مقروء 5,150
  • WpVote
    صوت 1,467
  • WpPart
    فصول 29
با اون دوست داشتن رو تجربه کردم. با تو عاشق شدن رو. اون رو از دست دادم. و تورو.... (در حال نوشتن)
Mind (L.S) بقلم hastiasa
hastiasa
  • WpView
    مقروء 15,718
  • WpVote
    صوت 3,493
  • WpPart
    فصول 69
خطرناک‌ترین موجودات چی هستن؟ به نظر من آدم موجود خطرناکی است. اما خطرنا‌ک‌تر از آدم ذهنشه. و این ذهن زمانی میتونه تبدیل به یه قاتل بشه که بیمار باشه. چون نمیتونه واقعیت رو ببینه. چون فقط اون چیزی رو میبینه که خودش دوست داره. ولی خطرناک‌تر از ذهنی بیمار چیه؟ چی اونقدر خطرناکه که فقط باید درمان و یا نابود بشه؟ ذهنی بیمار که عاشقه. و لویی و هری بیمارترین ذهن‌های عاشق رو داشتن. و هممون به چشم دیدیدم که چطور ذهن اون دوتا، اونارو به نابودی کشوند. [ Cover by: @purple-chimchim ]
who are you? [L.S] (persian translation) بقلم SaliStylinsonn
SaliStylinsonn
  • WpView
    مقروء 38,342
  • WpVote
    صوت 7,083
  • WpPart
    فصول 32
هری و لویی تصادفی به هم تکست میدن...