YELLOW&RED
26 stories
ALEKTO [ziam] by mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    Reads 690,720
  • WpVote
    Votes 88,822
  • WpPart
    Parts 83
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
Everything Is Gray [ZIAM] by Ziam_AM
Ziam_AM
  • WpView
    Reads 110,676
  • WpVote
    Votes 13,333
  • WpPart
    Parts 43
+Who is Liam Payne? -He's my bodyguard and I love him... Ziam Fan-Fiction
DUSK TILL DAWN  by blackbluemind
blackbluemind
  • WpView
    Reads 50,052
  • WpVote
    Votes 8,710
  • WpPart
    Parts 35
تو به من محکومی زین مالیک.. محکوم به اینکه از طلوع تا غروب کنارم باشی... . . . . . . این اولین فف منه امیدوارم دوستش داشته باشید :) خودم که کلا خنثی نسبت بهش. اگه نظری راجب روند داستان بود حتما کامنت بزارید عشقتون کشید vote بدید نخواستیدم عیب نداره🤷🏻‍♀️.. در هر صورت که اینجایید تا لذت ببرید ....
The Wedding Date [ Persian Translation ] by themaniro
themaniro
  • WpView
    Reads 56,975
  • WpVote
    Votes 10,544
  • WpPart
    Parts 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
Aphrodite(completed) by Atlanta-NK
Atlanta-NK
  • WpView
    Reads 44,138
  • WpVote
    Votes 7,612
  • WpPart
    Parts 30
[COMPLETED] ز-از یه جایی به بعد تنها کاری که‌ از دستم برمیاد از دست دادنه؛ موهام و مژه هام، خیلی چیزا رو قراره از دست بدم.. ل-اما عشق من رو‌ هیچوقت از دست نمیدی آفرودیت ⚠️WARNING: SEXUAL CONTENT
Car Lover [Z.M]~[completed] by ngra20
ngra20
  • WpView
    Reads 341,812
  • WpVote
    Votes 42,400
  • WpPart
    Parts 56
معشوقه های اون پسر ماشین ها بودن اما از کجا میدونست میل به دست آوردن اون ال وی ان تک ساخت قراره به کجاها بکشونش؟ #1 - fanfiction #1 - ziammayne
Bake-Neko by gray_koala
gray_koala
  • WpView
    Reads 20,863
  • WpVote
    Votes 5,445
  • WpPart
    Parts 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.
Zitten [ZIAM MAYNE] by soha_mayne
soha_mayne
  • WpView
    Reads 61,681
  • WpVote
    Votes 16,337
  • WpPart
    Parts 4
سرنوشت یک دانشجوی دامپزشکی با دیدن عجیب ترین گربه ی زندگیش به طور کلی عوض شد هشدار: این یک کتاب تخیلی است، اگر با بیش از حد بامزه بودن بیش از حد تخیلی بودن مشکل دارید کتاب رو مطالعه نکنید- Mpreg
،،Darken/Ziam,, by oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    Reads 76,436
  • WpVote
    Votes 12,726
  • WpPart
    Parts 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...
Fire And Stone(Z.M) by youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    Reads 173,943
  • WpVote
    Votes 26,934
  • WpPart
    Parts 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه