YELLOW&RED
26 قصة
ALEKTO [ziam] بقلم mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    مقروء 694,126
  • WpVote
    صوت 88,830
  • WpPart
    فصول 83
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
+6 أكثر
Everything Is Gray [ZIAM] بقلم Ziam_AM
Ziam_AM
  • WpView
    مقروء 111,180
  • WpVote
    صوت 13,344
  • WpPart
    فصول 43
+Who is Liam Payne? -He's my bodyguard and I love him... Ziam Fan-Fiction
+8 أكثر
DUSK TILL DAWN  بقلم blackbluemind
blackbluemind
  • WpView
    مقروء 50,164
  • WpVote
    صوت 8,710
  • WpPart
    فصول 35
تو به من محکومی زین مالیک.. محکوم به اینکه از طلوع تا غروب کنارم باشی... . . . . . . این اولین فف منه امیدوارم دوستش داشته باشید :) خودم که کلا خنثی نسبت بهش. اگه نظری راجب روند داستان بود حتما کامنت بزارید عشقتون کشید vote بدید نخواستیدم عیب نداره🤷🏻‍♀️.. در هر صورت که اینجایید تا لذت ببرید ....
The Wedding Date [ Persian Translation ] بقلم themaniro
themaniro
  • WpView
    مقروء 57,394
  • WpVote
    صوت 10,545
  • WpPart
    فصول 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
+10 أكثر
Aphrodite(completed) بقلم Atlanta-NK
Atlanta-NK
  • WpView
    مقروء 44,428
  • WpVote
    صوت 7,619
  • WpPart
    فصول 30
[COMPLETED] ز-از یه جایی به بعد تنها کاری که‌ از دستم برمیاد از دست دادنه؛ موهام و مژه هام، خیلی چیزا رو قراره از دست بدم.. ل-اما عشق من رو‌ هیچوقت از دست نمیدی آفرودیت ⚠️WARNING: SEXUAL CONTENT
Car Lover [Z.M]~[completed] بقلم ngra20
ngra20
  • WpView
    مقروء 344,742
  • WpVote
    صوت 42,476
  • WpPart
    فصول 56
معشوقه های اون پسر ماشین ها بودن اما از کجا میدونست میل به دست آوردن اون ال وی ان تک ساخت قراره به کجاها بکشونش؟ #1 - fanfiction #1 - ziammayne
+11 أكثر
Bake-Neko بقلم gray_koala
gray_koala
  • WpView
    مقروء 21,134
  • WpVote
    صوت 5,446
  • WpPart
    فصول 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.
Zitten [ZIAM MAYNE] بقلم soha_mayne
soha_mayne
  • WpView
    مقروء 61,688
  • WpVote
    صوت 16,337
  • WpPart
    فصول 4
سرنوشت یک دانشجوی دامپزشکی با دیدن عجیب ترین گربه ی زندگیش به طور کلی عوض شد هشدار: این یک کتاب تخیلی است، اگر با بیش از حد بامزه بودن بیش از حد تخیلی بودن مشکل دارید کتاب رو مطالعه نکنید- Mpreg
+2 أكثر
،،Darken/Ziam,, بقلم oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    مقروء 77,550
  • WpVote
    صوت 12,726
  • WpPart
    فصول 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...
+10 أكثر
Fire And Stone(Z.M) بقلم youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    مقروء 175,570
  • WpVote
    صوت 26,947
  • WpPart
    فصول 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
+15 أكثر