donyakvvk's Reading List
165 histórias
Silence & shadow| سکوت و سایه de writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Leituras 118,872
  • WpVote
    Votos 12,101
  • WpPart
    Capítulos 32
پایان یافته📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -کافیه یه تار مو از پسرم کم بشه تا اینجارو جوری آتیش بزنم که خداهم نفهمه جهنم واقعی کدومه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد ابر بعد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv
🌺Blooms Melody🌺 de Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Leituras 488,458
  • WpVote
    Votos 85,630
  • WpPart
    Capítulos 91
کیم تهیونگ توی دنیای سیاه و سفیدی زندگی می‌کنه که فقط افرادی که نیمه‌ی گمشده‌شون رو پیدا کردن، قادر به دیدن رنگ‌ها هستن! دو نیمه فقط با لمس همدیگه و جریان الکتریسیته‌ی خوشایندی که بهشون موهبت رنگی دیدن می‌بخشه، از وجود هم خبردار می‌شن و جمعیت به قدری زیاده که پیدا کردن نیمه‌ی گمشده مدت‌ها طول می‌کشه. تهیونگ بعد از سال‌ها تلاش و ناکام موندن، قید پیدا کردن نیمه‌ش رو می‌زنه و ترجیح می‌ده کنج چهاردیواری خونه‌ش سینگل به گور بپوسه و تا آخر عمرش فن‌بوی شماره یک آیدول مورد علاقه‌ش بمونه و هر روز دست به دامن کائنات خودخواهانه آرزو کنه اون پسر نیمه‌ش رو پیدا نکنه! اما همه‌ی زندگی ساده‌ش با پا گذاشتن به فن‌میتینگ آیدولش زیر و رو می‌شه... 🥀 _اون روز برای اولین‌بار رنگ‌ها رو لمس کردم، همون روزی که شکوفه‌های عشق و بیماری، همزمان جسم و روحم رو در بر گرفت! 🥀 •••••••••••••••••••••••••• 🌺کاپل اصلی:کوکوی (متمایل به ورس«>~•») 🌺کاپل‌های فرعی: ❓❔❓ 🌺ژانر:هاناهاکی/ تاریخی / فانتزی / انگست / معمایی [Completed]
Who are you? de zahrakookv
zahrakookv
  • WpView
    Leituras 702,080
  • WpVote
    Votos 69,101
  • WpPart
    Capítulos 60
☆ "جونگکوک: این سرگرمی جدید جذابه.. ازش خوشم میاد یونگی:بنظرم اصلا به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکن اینی که من میبینم کم کم هممون و تبدیل به سرگرمی میکنه...! " [تهیونگ برای گرفتن انتقام برادر دوقلوش از موقعیت خوبه درس خوندن توی امریکا میگذره و وارد مدرسه سه جونگ میشه...!] *یه قسمت کوتاه ورس داره! Couple:kookv Other Couples: chanbaek Gnre:action-romance-dram-fluf -school 🥇#jungkook 🥇#kook 🥇#kookv 🥇انتقام
I Want A Husband (Kookv) de Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Leituras 354,757
  • WpVote
    Votos 42,116
  • WpPart
    Capítulos 18
←⁩ شوهر می‌خوام تمام‌شده. ✔️ «همه‌ی امگاهای فامیل ازدواج کردن و فقط من موندم؛ این وسط گردن‌گیر دوست‌پسرم هم خرابه! من شوهر می‌خوام، دردم رو به کی بگم؟» تهیونگ احساس می‌کنه یه نفر طلسمش کرده، چون بختش به‌طرز عجیبی بسته شده؛ و این درحالیه که خواستگار پولدار و خفنش رو به‌خاطر دوست‌پسر گردن‌نگیرش رد می‌کنه و بعداً به شدت پشیمون می‌شه... کاپل: کوکوی، ناممین ژانر: عاشقانه، کمدی، اس.مات، امگاورس، فلاف
𝖥𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇 𖦹 𝖪𝖵 de ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Leituras 43,138
  • WpVote
    Votos 5,286
  • WpPart
    Capítulos 19
{ کامل‌شده ✓ } کیم تهیونگ، دامپزشکی که یه گربه زخمی رو درمان میکنه و نجات میده، اما چیزی که نمیدونست این بود که اون گربه درواقع یه موجود شیطانیه که حالا شیفته‌ش شده و قصد داره تصاحبش کنه. حالا دیگه دیر راه برگشتی وجود نداشت و تهیونگ، ناخواسته خودش رو گیر انداخته بود. ┆ ᯓ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 ┆ ᯓ𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘏𝘰𝘳𝘳𝘰𝘳, 𝘍𝘢𝘯𝘵𝘢𝘴𝘺, 𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢 ┆ ᯓ𝘛𝘢𝘱 𝘖𝘯 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘰𝘭𝘰𝘨𝘶𝘦 𝘍𝘰𝘳 𝘔𝘰𝘳𝘦 𝘐𝘯𝘧𝘰 ┆ ᯓ𝘗𝘶𝘣𝘭𝘪𝘴𝘩𝘦𝘥 𝘖𝘯: 𝘔𝘢𝘺 1, 2025
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  de vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Leituras 1,153,305
  • WpVote
    Votos 129,649
  • WpPart
    Capítulos 46
هیچوقت حتی توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که جدیداً زیاد درموردش صحبت می‌شد جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
snow fox  de TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    Leituras 217,967
  • WpVote
    Votos 23,136
  • WpPart
    Capítulos 58
کی فکرش میکرد یه موجود کوچولو فراری بتونه دل یونگی نرمه کنه ،یه زندگی جدید رو براش رقم بزنه هم برای یونگ هم خودش ژانر : هایبرید ، فیک چت، رمنس ، عاشقانه ، کیوت اندکی اسمات ، اندکی کمدی کاپل : یونمین ، ویکوک، نامجین تعداد پارت : ۵۴
BARBIE de ParkReyhope
ParkReyhope
  • WpView
    Leituras 40,612
  • WpVote
    Votos 2,617
  • WpPart
    Capítulos 20
┋⑉ 𝖭𝖺𝗆𝖾: BARBIE ┋⑉ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Fantasy, Mpreg, Smut, Angst ┋⑉ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KookV - VKook (2Ver) ┋⑉ 𝖲𝗂𝖽𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Meanie - HopeMin ┋⑉ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Reyhope ┋⑉ 𝖴𝗉 𝖳𝗂𝗆𝖾: Unknown :( ┋⑉ 𝖳𝗒𝗉𝖾: ChatStory -- خلاصـه‌ی داستـان: - جونگ‌کوک یکی از طراحان عروسک باربی در کمپانی مَتِل، بعد از اینکه متوجه بارداربودن تهیونگ، همسرش، شد؛ تصمیم گرفت که از کارش استعفاء بده تا بتونه وقت بیشتری رو براش مهیا و ازش مراقب‌های لازم رو بکنه؛ اما با مخالفت تهیونگ روبه‌رو شد و... -- بخشـی از داستـان: - از چشم‌هات بپرس، عزیزکم. ازشون سؤال کن که چه چیزی در منی که هیچ سررشته‌ای از زیبایی ندارم؛ نظرشون رو جلب کرده، از قرنیه‌های شفافت بپرس که کدوم بازتاب از قلب سیاهم رو دوست داشتن که باعث شدن تو تا این‌حد به من دل‌بسته بشی و طاقت دوری ازم رو نداشته باشی. - تو همیشه دیر می‌کنی... اون شب می‌خواستم خبر مهمی رو بهت بگم؛ اما نیومدی و حالا که اومدی گوشه‌به‌گوشه‌ی اون اتفاق رنگ خاکستر به خودش گرفته! - لطفاً می‌شه الان بهم بگی، گیلاس کوچولو؟ - راستش ما، درواقع یک «ما» که دیگه شامل دو نفر؛ یعنی من و تو، نیست... دیگه دو نفر نیستیم؛ منظورم اینه که...
✻Ethereal✻ [Kookv] de _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Leituras 107,643
  • WpVote
    Votos 13,174
  • WpPart
    Capítulos 19
࿐[کامل‌‌شده] کیم تهیونگ، معلم هنر و ادبیاتی که از قضا دبیرِ محبوب دانش‌آموزش، جئون جونگ‌کوک بود. امگای بزرگ‌تر، مرد پخته و روزگاردیده‌ای هستش که بعداز یک سال، گذر زمان اون رو مجدداً با دانش‌آموزِ کوشا و موردعلاقه‌اش آشنا می‌کنه. 𝀤𝀤𝀤 «هنوز هم فکر می‌کنی که می‌تونی دوستم داشته باشی؟ با اینکه من قبلاً عاشق مرد دیگه‌ای بودم؟» «قبلاً بودی، الان نیستی. من هم الان عمیقاً دوستت دارم و قبلاً فقط بهت علاقه داشتم.» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Ethereal༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Elysian | KOOKV de DejavuRaven
DejavuRaven
  • WpView
    Leituras 18,422
  • WpVote
    Votos 1,511
  • WpPart
    Capítulos 13
៸៸ اِلیژیا ៸៸ ៹ ژانر: مافیایی، جنایی، رمانتیک، اسمات ៹ کاپل:کوکوی ៹ خلاصه: مدیرِ بزرگ‌ترین کمپانیِ داروسازی در سئول، جئون جونگ‌کوک؛ مردی سرد و خالی از احساس، که به‌تازگی طیِ وصیت‌نامه‌ی پدر مرحومش فهمیده که آزمایشگاه‌های کمپانیش به‌ساختِ جدیدترین موادهای مخدر مشغولن و اون گادفادرِ مشهورترین باندِ مافیاییِ سئول شده، پاش ناخواسته به گی‌باری باز می‌شه و شیفته‌ی حرکاتِ اغواگرِ استریپرِ مو مشکی، مأموریتش رو به‌دستِ فراموشی می‌سپره؛ غافل از اینکه نگاهِ اون استریپر، از مدت‌ها قبل روی جئون بوده. ៹ برشی از داستان: - حدس میزدم کینک‌های خاصِ خودت رو داشته باشی؛ اما فکرشم نمی‌کردم که به تماشای تریسامِ بقیه علاقه‌مند باشی! آه شت! پس وقتی توی تختتم، یه مزاحم داریم. + من عادت به تقسیمِ اموالم با بقیه ندارم کیم. اگر قرار باشه ردِ مالکیتم رو روی پوستِ بلورینت بکارم، جوری انجامش می‌دم که وقتی اون حرومزاده‌ها نگاهشون رو به تنت می‌دوزن، چشم‌هاشون به‌جای تحسین با وحشت پر بشه.