All
79 cerita
Mascarade Kookv (Completed) oleh LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Membaca 15,371
  • WpVote
    Vote 1,657
  • WpPart
    Bab 13
«اتمام‌یافته.» «جونگ‌کوک فکر می‌کرد پدرش در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری با یه پسرک امگا سرگرم‌شده و اون امگا به‌قصد گول‌زدن پدرش اغواش کرده؛ اما در واقع قضیه بلعکس سپری شد و اون امگا به‌جای پدرش، اون رو مدام تحریک می‌کرد. - هم اعصابم رو خیس می‌کنه، هم کاری می‌کنه بخوام روی زانوهاش بفرستمش؛ امیدوارم پدرم از دزدیدن قاب امگاش عصبی نشه نوتلا!» ✦ 𝗡𝗮𝗺𝗲: #Mascarade | نقاب‌زن ✧ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv ✦ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Dark Romance, Smut, Omegaverse ✧ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: LARA
Fuck You | Vkook oleh by_sar
by_sar
  • WpView
    Membaca 93,077
  • WpVote
    Vote 13,271
  • WpPart
    Bab 25
[Completed] کیم تهیونگ یه مرد ایده‌آل و جنتلمنه که همراه نامزدش به جشن عروسیِ یکی از بهترین دوست های دوران دبیرستانش میره و چی می‌شه اگه اونجا اکسش جونگ‌کوک رو هم ببینه که دعوت شده؟ جئون جونگ‌کوک، پسری که صورت زیبا و رمانتیک بودنش زبان‌زد خاص و عام شده فقط یه نفر هست که ازش خوشش نمیاد، اکس دیوونه و وحشیش. و چه اتفاقی میوفته اگه سرنوشت دوباره اون دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟ اما این‌بار به شیوه‌ی نوین و عجیب‌‌تری؟ + فاک‌یو تهیونگ تو همین الان اون زن رو کُشتی! _ اگه جاخالی نمی‌دادی اینطور نمی‌شد!! - عنوان: فاک‌یو. - وضعیت: کامل شده. - کاپل: ویکوک/نامجین. - ژانر: کمدی‌عاشقانه/ جنایی/ تخیلی/ زامبی. هشدار ❌ [داخلِ این داستان از الفاظ رکیک استفاده شده و محتویاتش مناسب برای هر سنینی نیست] 1 in teenfic 1 in کمدی 1 in طنز 1 in زامبی
Love in nyc oleh camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Membaca 175,690
  • WpVote
    Vote 19,428
  • WpPart
    Bab 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
Crush | Vkook oleh by_sar
by_sar
  • WpView
    Membaca 245,890
  • WpVote
    Vote 34,232
  • WpPart
    Bab 42
[Completed] همه چیز از یه کراش ساده شروع شد. جایی که تهیونگ پسرخاله‌ی خبیثِ جونگ‌کوکه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! برشی از داستان: جونگ‌کوک هر شب قبل از خواب دعا می‌کرد تا توی روزش با تهیونگ روبرو نشه و خدا ازش در مقابل اون شیطان بی‌شاخ و دم محافظت کنه اما انگار دعاهاش بی‌فایده بودن چون تهیونگ تو تمام موقعیت‌های حساسِ زندگی اون پسر از هر سوراخ سنبه‌ای بیرون می‌پرید و همه چیز رو خراب می‌کرد. - عنوان: کراش. - وضعیت: اتمام یافته. - ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. •Vkook• 1 in taekook 1 in taehyung 1 in funny 1 in teenfic 1 in fluf 1 in farsi 1 in مدرسه‌ای
The fifth sense oleh EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    Membaca 296,708
  • WpVote
    Vote 31,335
  • WpPart
    Bab 66
وضعیت: پایان یافته❤️ ⚫️کیم تهیونگ آلفای خون خالص و ۳۶ ساله پدری مجرده که یه پسر داره... تهیونگ روانشناس معروفی بوده، البته تا قبل از این که یکی از مریض هاش به بدترین شکل ممکن خودکشی کنه و تهیونگ برای همیشه دست از این کار بکشه... ⚫️جئون جونگکوک امگای ۲۱ ساله ای که بعد از تجاوز برادرش در حضور مادر ناتنیش تصمیم به خودکشی میگیره، اما نجات پیدا میکنه و حالا نیاز به یک روانشناس داره... و آیا تهیونگ این پرونده جدید رو قبول میکنه؟ به قلم: Daniyar& Eugenie #امگاورس 🐺 #عاشقانه❤️ #روانشناختی🧩 #تهکوک💜 #اسمات🔞 #ددی‌کینک🗿
THE LAST OMEGA oleh CAFEVKOOK
CAFEVKOOK
  • WpView
    Membaca 261,014
  • WpVote
    Vote 36,437
  • WpPart
    Bab 19
🏹🕊 کیم تهیونگ، پسر شیطون و تخسیه که هیچوقت فکر نمیکرد تندیس زنده ای برای وجود یه افسانه بشه. وقتی فهمید جنسیت ثانویه اش یه امگاست، تمام امپراطوری رو در شوک فرو برد. سالها بود که از امگاهای مرد چیزی به جز خاطره ای دور باقی نمونده بود. از طرفی پادشاه جئونی که بهترین هارو برای پسر عزیز و وظیفه شناسش میخواد، تصمیم میگیره تنها امگای مرد امپراطوری که اتفاقا مثل تمام امگاها روی شاهزاده جئون زیبا کراش داره رو برای پسرش خواستگاری کنه... ┈─┈─┈─┈─┈─┈ ᯊ @CAFEVKOOK ᯊ
 𝙅𝙚𝙤𝙣'𝙨 𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 | 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫 oleh Haru_Gogo
Haru_Gogo
  • WpView
    Membaca 444,154
  • WpVote
    Vote 59,322
  • WpPart
    Bab 42
[Completed] تهیونگ یه هایبرید گربست که از خونه فرار کرده... جونگکوک رئیس یه بند خلافکاره که از هایبریدا متنفره.. چی میشه اگه ، تهیونگ راهش به خونه جونگکوک باز شه؟؟ جونگوک اصلا قرار نیست ازش استقبال گرمی کنه..! _________________________________ _چرا من مثله تو قوی نیستم کوکی؟ تو عضله داری و خوش‌تیپی ولی من فقط یه ته ته نرمالو عم... +ولی من بیبی ته ته‌ی نرمالو رو بیشتر دوست دارم ، ته ته‌ی نرمالویی که کوکی ازش مراقبت میکنه... 🍓 ژانر : هایبرید ، فلاف ، رمنس ، فانتزی ، اسمات🦄🌈✨ 🍓 روز آپ : جمعه یا شنبه🍭 ©️ All the credit belongs to : yoongiandhismochi 🍭 🍓Start : 99/8/19 🍓End : 01/2/12 امیدوارم دوسش داشته باشید^^💗🧜🏻‍♀️
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ oleh ituhide
ituhide
  • WpView
    Membaca 760,218
  • WpVote
    Vote 93,515
  • WpPart
    Bab 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
dear(عزیزکرده) oleh im-not-arshyabro
im-not-arshyabro
  • WpView
    Membaca 59,426
  • WpVote
    Vote 5,667
  • WpPart
    Bab 23
اسم:dear(عزیزکرده) تمام شده✓ ژانر:امگاورس:تاریخی:امپرگ،اسمات و علمی تخیلی.... کاپل اصلی:کوکوی کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان کیم معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستن همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون کیم ها رو داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فرد چینی که که سفیر پادشاهیه چین بود توی بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو با زور با خودش تا گیشا خونه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندن کیم بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاق گیشا خونه آویزون میکنه و خودکشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان کیم امگایی از خون خودش نداشتند و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود تهیونگ کوچولوی ما این نفرین شکسته شد روز های اپ:تموم شده این بوک خیلی گوگولی مگولیه و دردسر های بزرگی نداره خیلی ساده و شیک میرن سر خونه زندگیشون فقط اون وسط یکم،یکمممم مشکل پیش میاد و این حرفا🎀 🎀ورژن ویکوک تو ی همین اکانت با همین اسم🎀
TINNITUS  oleh moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Membaca 118,159
  • WpVote
    Vote 11,381
  • WpPart
    Bab 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی