Larry
70 stories
EXPERIMENT (L.s) by story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Reads 326,336
  • WpVote
    Votes 45,517
  • WpPart
    Parts 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
دور ایران در... 14 روز؟! by se_ne200
se_ne200
  • WpView
    Reads 32,464
  • WpVote
    Votes 2,568
  • WpPart
    Parts 15
هری، لویی، زین، لیام و نایل با بهترین دوستشون یاسی میان که دور ایران رو بگردن، به امید اینکه یه سفر بی سر و صدا، بی خطر و آروم داشته باشن. ولی مگه میشه؟
Criminal Minds [L.S] by lillarrie
lillarrie
  • WpView
    Reads 1,500
  • WpVote
    Votes 361
  • WpPart
    Parts 13
جایی که لویی یک مامور مخفی اف‌بی‌آیه که برای پیدا کردن یه قاتل سریالی به نیوجرسی می‌ره. و چی می‌شه اگه به هری شک کنه و هری، تبدیل بشه به مظنون پرونده؟
I have to have you [ L.S ] by Torangino5
Torangino5
  • WpView
    Reads 7,349
  • WpVote
    Votes 1,164
  • WpPart
    Parts 22
لویی یه نویسنده‌ی ۳۵ ساله‌ست که هم رمان‌های خوب می‌نویسه و هم از اون داستان‌های "ناجور"! هری یه ویرایشگر ۲۵ ساله‌ست که مسئول کارای لویی می‌شه. وقتی به هری خبر می‌دن، کلی خوشحال می‌شه که قراره با یه همچین اسطوره‌ای کار کنه... اما، وقتی می‌رسه پیش لویی، می‌بینه که طرف یه آدم شلخته تمام‌عیاره. دلش می‌خواد ازش فرسنگ‌ها دور باشه... ولی از اون طرف هم، می‌خواد تمام شب اون مرد رو بمکه تا فکش بی‌حس بشه و درد بگیره، تا تمام اون غرور و خودخواهی رو که درونش هست رو ازش بیرون بکشه. شاید لب‌هاشم ببوسه؟! این داستان درحال ترجمه‌ست، مرسی🖐🏼 #larrystylinson #harrystyles #louistomlinson #writer #translation
•Amazing Sin• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 52,369
  • WpVote
    Votes 7,691
  • WpPart
    Parts 19
[Complete] چرخ‌دنده‌های مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخ‌دنده‌های شیطانی‌ای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین." "این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد. "جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرف‌های تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چاره‌ای به‌جز قبول کردن حرف‌های لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوست‌پسرش رو بدزدم چی؟" یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوست‌پسر' تاملینسون. °Persian translation°
T̸w̸o̸ G̸h̸o̸s̸t̸s̸[L̸.S̸/Z̸.M̸] by atwshkei
atwshkei
  • WpView
    Reads 2,372
  • WpVote
    Votes 346
  • WpPart
    Parts 22
ژانر:ترسناک,درام,کمی تخیلی,رمز الود 🔞 کاپل های اصلی:زیام❤️💛لیام تاپ و لری💙💚هری تاپ زایل هم داره خیلی کم💛🐤 "/روزهای آپ شنبه ها/"
A remedy for a broken heart[L/S][Z/M] by atwshkei
atwshkei
  • WpView
    Reads 29,594
  • WpVote
    Votes 3,365
  • WpPart
    Parts 42
"بوک کامل شده" دارویی برای قلب شکسته........ و زندگی ای تاریک و سرد....... کی میتونه اون دارو باشه؟...... کی میتونه اون زندگی رو تغییر بده؟؟؟....... کی میتونه اون آدم مرده رو زنده کنه؟؟........ کی؟؟......... • • • • • • • • این فف دارای صحنه های:🔞،خشن،قتل،کمی فان و دارک می باشد..... لطفا اگه خوشتون نمیاد نخونین🤝
HILAN by callmesaye
callmesaye
  • WpView
    Reads 373
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 6
به چیزی چنگ بزن هری. به موسیقی، به درخت‌ها و گل‌ها، به هنر، به من. به هرچیزی. فقط لطفا به چیزی چنگ بزن. تا اتصالی با زندگی داشته باشی. توی این ساحل پهلو بگیر تا بدونم وسط اقیانوس توی گردباد نیستی. من می‌تونم زخم‌هات رو ترمیم کنم ولی دردهات رو فقط خودت می‌تونی از خودت دور کنی، زیبای ‌رنج‌کشیده‌ی من. [لری] پ.ن:هیلان در زبان کردی یعنی آرامش
Dare To Remember (L.S) - Completed by bebygun
bebygun
  • WpView
    Reads 213,435
  • WpVote
    Votes 30,025
  • WpPart
    Parts 74
صداهايي كه توي سرم مي پيچند، همانهايي اند كه كابوس شبم شده اند؛ همان درد و همان گيجي و همان... بدون شك بخش بزرگي از عذاب امروزمان، گذشته ايست كه رقم خورد و درد پاشيد به روحمان و زخمش به جا ماند حتي براي آينده اي كه هنوز نيامده. _ تو چي؟ تو هم درد مي كشي؟ پاسخي كه بايد بدهم، كلام و صدا نمي خواهد؛ نگاهم فرياد مي كشد و امان نيست مرا از اين شكنجه. _ راحتش كن برام. خواهش كنان مي گويم اين را... و به جان مي خرم عواقبش را كه مي ارزند به تمام خاطراتم... چه خوب و چه بد. بزرگترين اختراع دنيايم را امروز مي خواهم. _ پس متوجهي كه چي آرزو كردي! اون بخش از مغزت... ميخواي با چي جاي خاليشون رو پر كني؟ قلبم يكي درميان مي زند انگار. دهان باز مي كنم و درد را خفه مي كنم جايي ميان واژه هايم: _ جوش چركي رو كه بكَني، جاش تا ابد خالي مي مونه. خاطرات منم خيلي وقته چركي شدن... بايد بكَنمشون... حتي اگه قرار باشه تا ابد جاي خاليشون از هيچ پر بشه.
holding the man by Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Reads 31,890
  • WpVote
    Votes 3,865
  • WpPart
    Parts 23
*داستان برگرفته از صحنه هایی از فیلم holding the man..* ای گلهای زیبا.. من هم امشب همانند شما فرومیپاشم.. امشب که خانه اش از خاک و سنگ شده..من هم در میان آبهای دریا.. _صبرکن.. برگشتم سمت داوری که پشت میز کج و کوله اش لم داده بود.. _میتونی با احساس تر باشی هری؟!