Vkook
20 stories
𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́ by bluebrywriter
bluebrywriter
  • WpView
    Reads 12,581
  • WpVote
    Votes 1,450
  • WpPart
    Parts 21
مقدمه: اگه کتاب زندگی جلوتون باز باشه چی مینویسین؟اتفاق های قشنگ؟موفقیت؟زندگی شاد؟ جونگکوک هم نوشت..از گذشته ، حال و آینده اش اما حتی اگه خودت سرنوشت خودت رو رقم بزنی بازم همه چی قشنگ نیست.. جونگکوک نمیتونست بخاطر تهیونگ خودخواه باشه.. پس داستانش رو عوض کرد.. /_/_/_/_/_/_/ چکیده ای از کتابِ جونگکوک: +این قانون طبیعته نه؟ اینکه وقتی مطمئن میشیم یه نفر دوسمون داره اذیتش میکنیم..هرکاری میکنیم تا بهش بفهمونیم چقدر انتخابش اشتباه بوده. همیشه ترک میکنیم و شکسته های قلب بقیرو نمیبینیم... _نمیتونی منو قضاوت کنی..من‌ مایل ها با همون خورده شکسته های تو پام راه رفتم. همیشه اونی که ترک میشه بیشترین اسیب رو نمیبینه میدونی برام چقدر سخته بخوام دوباره از دستت بدم؟ اما اینبار دلیلش خودتی..چون منو نمیخوای دوستم نداری.. +دوست دارم 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜-𝐬𝐦𝐮𝐭
prove it|vkook by dinasajadia
dinasajadia
  • WpView
    Reads 37
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 1
Name:prove it Vkook |completed| Genre: Drama, Mafia, Romance, Daily -نه....جونگکوک من...م_من دوست دارم... +هومم؟....اونوقت چرا باور کنم؟.....یادت رفته؟سری پیش هم گفتی عاشقمی.....ولی دروغ بود... -نه جونگکوک دروغ نبود... +واقعا؟پس ثابتش کن.
Whisper of the wild by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 135,039
  • WpVote
    Votes 19,541
  • WpPart
    Parts 21
آشنایی تهیونگ، پسری که سال‌ها پیش از اجتماع انسانی فرار کرد و زندگی کوچکی برای خودش توی جنگل ساخته بود، با گرگ بزرگ جثه‌ای که بوی دردسر می‌داد، تقریباً خصمانه بود. اون مدتی می‌شد که توی جنگل از خودش رد به‌جا می‌گذاشت و توی زندگی و آسایشش گند زده بود؛ پس مهم نبود که اون فقط یه گرگه و طبق غریزه عمل می‌کنه، پسر جنگل هیچ رحمی در مقابل مهمان‌های ناخونده نداشت. این چیزی بود که طبیعت بهش یاد داده بود. بی‌خبر از این‌که دشمنش فقط یک گرگ معمولی نیست. Name: Whisper of the wild Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Fantasy, Smut Written by Luna🌙
Dancing miracle [Completed] by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 73,050
  • WpVote
    Votes 10,408
  • WpPart
    Parts 37
"پایان‌ یافته" آلفایی‌که به‌نظر همه‌چیز برای داشتن یک زندگی‌ِفوق‌العاده داره، تصمیم به خودکشی می‌گیره! اما پیامک دعوت شدنش به پیست پاتیناژ که اولین پیام دریافتیش بعد از ماه‌هاست، اون رو به جفتش می‌رسونه. آیا امگایی که ماهرانه مقابل چشم‌هاش می‌رقصه، امید کافی‌ای برای ادامه دادن هست؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه آغاز: 1403/7/12 پایان: 1404/4/16
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 737,397
  • WpVote
    Votes 59,650
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒗𝒊𝒐𝒖𝒓 ᵏᵒᵒᵏᵛ  by AlHphBA
AlHphBA
  • WpView
    Reads 76,213
  • WpVote
    Votes 7,203
  • WpPart
    Parts 21
[Completed] جونگ‌کوک آلفای مکانیکی که سال‌ها در جنگل به تنهایی زندگی می‌کرد، برای گرفتن انتقامش وارد بازی‌ای می‌شه که مدت‌ها انتظارش رو کشیده. با ورود امگایی کم‌یاب و سرکش به این بازی، هیچ‌چیز طبق خواسته‌اش پیش نرفت. اون امگا کی بود؟ چه سرنوشتی در انتظار آلفای تودار و رمزآلود که به‌عنوان بادیگارد امگا در کنارش قرار می‌گرفت، بود؟ 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫 𝘨𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨𝙚, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝘼𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 چهارشنبه‌ها - ساعت ۸
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 1,120,630
  • WpVote
    Votes 91,716
  • WpPart
    Parts 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
Apapa |ᵛᵏᵒᵒᵏ•ᵏᵒᵒᵏᵛ by Armi-ssi
Armi-ssi
  • WpView
    Reads 189,246
  • WpVote
    Votes 24,911
  • WpPart
    Parts 55
اسم فیک: apapa نویسنده: Armida کاپل اصلی: Vkook/Kookv کاپل های فرعی: yizhan* yoonmin* namjin* and.. ژانر: گرگینه، رمنس، امپرگ، خوناشام، تخیلی، زمان حال، فان، ماجراجویی، اسمات، روزمرگی و ... وضعیت: پایان یافته خلاصه: جئون جونگ کوک و کیم تهیونگ دو آلفای خون اصیل و قوی که هر کدوم آلفای پک (رئیس پک) خودشونن و سال هاست در سرزمین انسان ها زندگی میکنن. دو آلفا که الهه ماه اونها رو به عنوان جفت هم انتخاب کرده و اونها هم از این موضوع خوشحالن و سالهاست با عشق کنار هم زندگی میکنن، اما با ورود کسی توی زندگیشون، نه تنها زندگی خودشون بلکه تمام موجوداتِ طرف مقابل دنیای انسان ها تغییر میکنه...
^᪲𝐾𝑜𝑖𝑛𝑜𝑌𝑜𝑘𝑎���𝑛-𝑘𝑜𝑜𝑘𝑉^᪲ by THV_CO
THV_CO
  • WpView
    Reads 82,300
  • WpVote
    Votes 6,800
  • WpPart
    Parts 14
حسی فوق‌العاده به محضِ اولین ملاقات با کسی که، روزی عاشق‌اش خواهی شد𔘓‌ֵ 𐙚𝙽𝙰𝙼𝙴: #KoinoYokan 𐙚𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: KookV 𐙚𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: Omegavers-Romance-Smut 𐙚𝚆𝚁𝙸𝚃𝙴𝚁: Baboone "BoE" و حمایت!
Your eyes tell || VK || Completed by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 1,115,064
  • WpVote
    Votes 81,891
  • WpPart
    Parts 45
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
+21 more