JOHN IS GAY.
19 cerita
Glacial Blossom oleh Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    Membaca 50
  • WpVote
    Vote 14
  • WpPart
    Bab 1
در سفیدیِ بی‌انتها، چیزی که نام نداشت آرام پوسیده بود، تا آن‌که زمستان، بی‌هشدار، به یاد آورد که هیچ مرگی کامل نیست.
Endless rub(دردسر بی پایان) oleh EXO_L129
EXO_L129
  • WpView
    Membaca 2,176
  • WpVote
    Vote 251
  • WpPart
    Bab 17
تو یه حرف جالب میزنی شرلوک _ احساس یک نقص شیمیایه که طرف بازنده انجام میده، حالا بهم بگو بردار، بین جان واتسون و مغزت کدومو انتخاب می‌کنی!؟
The mystery of silence oleh johnlock_79
johnlock_79
  • WpView
    Membaca 1,891
  • WpVote
    Vote 306
  • WpPart
    Bab 28
فکر می کردم فرشته ی نجاتش هستم اما او را در چاه ویرانی ام غرق کردم. من یک سربازم. سربازی که جنگ او را معتاد ویرانی کرد. پایان یافته..
British Lifestyle  oleh johnlock_79
johnlock_79
  • WpView
    Membaca 1,586
  • WpVote
    Vote 201
  • WpPart
    Bab 20
یک سال بعد از فوت مری، پسران بیکراستریت به همراه رزی دوباره زندگی مشترکشان را شروع کردنند. هفت سال از این ماجرا می گذرد... صدای گوینده ی خبر در کل خانه پخش می شود :توجه شما را به خبری که هم اکنون به دستم رسید جلب میکنم. دقایقی پیش در خیابان آکسفورد انفجاری بزرگ رخ داده است. هنوز علت حادثه و تعداد کشته ها و زخمی ها مشخص نیست. نیروهای امدادی به محل حادثه اعزام شده اند و پلیس سعی در متفرق کردن مردم دارد. شرلوک: مهد کودک رزی...
Repatriate oleh Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    Membaca 4,067
  • WpVote
    Vote 543
  • WpPart
    Bab 23
(تکمیل شده ) (برای کسی که خیلی دوسش دارم ) How far I run With the imagination of your foot print I never go astray
Johnlock Oneshots oleh 221bgaykerstreet
221bgaykerstreet
  • WpView
    Membaca 704,346
  • WpVote
    Vote 14,962
  • WpPart
    Bab 83
heyo. johnlock shit here. some smut fluff and a little bit of angsts and some smut here and there. (there's a second book btw once you finish this an if you want to read more) a/n(2/21/21): i wrote these oneshots when i was in eighth grade and i'm now in college. keep in mind i had no knowledge of writing, grammar, or what a plot was when this was written. enjoy :)
All his unshed tears oleh Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    Membaca 3,469
  • WpVote
    Vote 533
  • WpPart
    Bab 14
* کامل شده * Just wrap me in your arms I am lost
not important oleh Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    Membaca 2,229
  • WpVote
    Vote 187
  • WpPart
    Bab 6
یه سری وانشات همین جوریه جانلوکی
roommate oleh Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    Membaca 4,743
  • WpVote
    Vote 773
  • WpPart
    Bab 15
(تکمیل شده) همه میگن اون دیوونه اس ، ولی من معتقدم اون یه نابغه وسط دنیای خسته کننده ماست
Lost on waves oleh bloodwingsss
bloodwingsss
  • WpView
    Membaca 4,865
  • WpVote
    Vote 521
  • WpPart
    Bab 4
شرلوک و جان با هم رابطه ی عاشقانه عالی داشتن تا اینکه در طول یع پرونده اتفاقی برای جان میافته و...